در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از تراکتورسازی شروع کنیم. چه شد که در کادر امیر قلعهنویی جای گرفتی؟
این به خواست آقای قلعهنویی بود و وقتی قرار شد وی به تبریز برود با توجه به این که من هم اصالتا تبریزی هستم از من دعوت کرد با توجه به تسلط کاملم به زبان ترکی تبریزی و سالها حضورم در فوتبال تبریز، کنارش باشم و من هم با کمال میل این دعوت را پذیرفتم.
کار سختی نبود؟
به هیچ عنوان، اتفاقا من در شهر پدریام کنار خانوادهام بودم و شکر خدا امتیازها و نتایج خوبی هم با تراکتور کسب میکردیم و هر کجا میرفتیم اهالی تبریز به ما لطف داشتند و در کل دوران خوبی بود.
پس چرا وقتی از تراکتورسازی به استقلال آمدید آن همه حرف و حدیث برای امیر قلعهنویی و کادر فنیاش بوجود آمد؟
مردم تبریز دوست نداشتند ما از آن تیم جدا شویم و بیشتر دلخوریشان هم از این نظر بود. تبریزیها به مهمان خودشان با جان و دل خدمت میکنند و شاید توقع نداشتند قلعهنویی پس از یک فصل درخشان که در پایان آن تراکتور با بیعدالتی از رسیدن به قهرمانی باز ماند این تیم را ترک کند، اما فکر کنم حالا متوجه شدهاند که فوتبال حرفهای این مسائل را هم با خودش دارد.
ولی در بازی اول این فصل در تبریز برابر گسترش فولاد باز هم علیه او شعار داده شد.
عده قلیلی بودند و ما به این مسائل توجهی نداریم.
از اوضاع استقلال راضی هستی؟
شکر خدا تیم خوبی بسته شده و مشکل ما نرسیدن به هماهنگی کامل میان تک تک اعضای تیم است که آن هم به علت دیر شروع کردن تمرینات تیم بود.
همان ایرادی که تو گرفتی و گفتی مدیرعامل نباید استعفا میکرد تا تیم عقب نیفتد؟
متاسفانه شرایط به گونهای رقم خورد که آقای فتحاللهزاده در آن روزها چارهای جز آن نداشت و من هم اگر در آن برهه آن مصاحبه را انجام دادم روی سخنم با مدیر عامل استقلال نبود؛ چرا که شاید اگر خود من هم جای ایشان بودم و میدیدم کوهی از طلبکاران پیش روی من هستند و وزارت ورزش هم هیچ کمکی نمیکند و هر روز هم اوضاع بدتر از دیروز میشود، استعفا میکردم.
اما باشگاه تو را مؤاخذه کرد که چرا آن مصاحبه را انجام دادی و فتحاللهزاده هم از این بابت از تو گلهمند بود؟
بله، چون رسانهها در این میان پیاز داغ ماجرا را زیاد کردند و به نوعی من را برابر حاجآقا قرار دادند تا از آب گلآلود ماهی بگیرند، اما وقتی خود حاجآقا را دیدم و توضیح دادم که هدفم از بیان آن حرفها چه بود، قانع شد. شاید اگر من آن مصاحبه را هم نمیکردم اتفاقی غیر از این رخ نمیداد و سرانجام همه چیز به همین شکل که حالا میبینید پیش میرفت، اما باور کنید از سر دلسوزی آن صحبتها انجام شد و هیچ نیتی پشتش پنهان نبود.
با این همه باز هم اعتقاد داری که استقلال از دیگر تیمها عقب است؟
البته که ما عقبتر از سایر تیمها هستیم. آندو، نکونام، لاوره، حیدری، منتظری، صادقی و چند نفر دیگر از بازیکنان اصلیمان مثل ساموئل تمرین کافی با ما نداشتند و به همین دلیل، هم در خطر آسیبدیدگی هستند و هم ناهماهنگی میان آنها با بازیکنان جدید دردسرساز میشود. ما اگر به موقع از سوی وزارت ورزش بودجه دریافت میکردیم نه مدیرعاملمان استعفا میکرد و نه بازیکنانمان در تردید برای تمدید قرارداد صبر طولانی پیشه میکردند. ما نماینده ایران در مرحله یکچهارم پایانی لیگ قهرمانان آسیا هستیم، اما کمترین توجهها به استقلال شد و این باعث تاسف است که کسی به فکر نماینده ایران نیست.
شاید دلیلش اسم و رسم حریف بعدی استقلال است که باعث شده این تصور به وجود آید که استقلال کار دشواری برابر تیم تایلندی ندارد.
واقعا برای کسانی که چنین طرز فکری نسبت به تیم بوریرام تایلند دارند متاسفم. این تیم در شرق آسیا و با وجود تیمهای قدرتمند کرهای، ژاپنی و چینی به اضافه نماینده ازبکها (تیم بنیادکار) که توانست خودش را به جمع هشت تیم برتر آسیا برساند. چطور میتوان این حریف را آسان تصور کرد؟ از چهار بازیکن خارجیشان سه نفر بازیکنانی با سابقه بازی در لالیگا هستند و این تازه تیم جدیدشان است و آنها پیش از آن هم تیمی قدرتمند بودند که توانستند بنیادکار را در مرحله حذفی از پیش رو بردارند.
یعنی آخر این ماه استقلال در آزادی نمیتواند این تیم را شکست دهد؟
امیدواریم تا آن روز به هماهنگی کامل دست یابیم. چون برابر تیمهای سرعتی شرق آسیا اولین فاکتور برای برتری داشتن سرعت انتقال توپ است که آن هم مستلزم داشتن هماهنگی کامل میان افراد تیم است. ما باید تا آن زمان بیش از هر چیز به فکر ایجاد هماهنگی بیشتر میان بازیکنانمان و آنالیز دقیق بوریرام باشیم.
نتیجه را چگونه پیشبینی میکنید؟
از حالا خیلی زود است. ما در صورتی که همه بازیکنانمان را بدون مشکل آسیبدیدگی در اختیار داشته باشیم باید در تهران هر سه امتیاز را کسب کنیم تا در تایلند با یک دفاع منطقی و کنترل بازی با امتیاز از زمین حریف خارج شویم که به دور بعد صعود کنیم، اما اگر در تهران امتیاز از دست بدهیم آن وقت کارمان در تایلند گره میخورد.
چرا به سپاهان باختید؟
عالم و آدم دیدند که در بحث داوری آن بازی چه اتفاقی رخ داد و آقای فغانی در مورد پنالتیهای آن بازی چطور تصمیمگیری کرد. ما بد شانس بودیم اما این موضوع همیشگی نیست و بعضی اوقات پیش میآید که در یک بازی هر چه میزنی توپ به گل تبدیل نمیشود و این دیگر از دست بازیکن و مربی خارج است، وای به وقتی که در چنین شرایطی داور هم بخواهد روز پر اشتباهش باشد. ما با 11 موقعیت گل روی دروازه پرافتخارترین تیم لیگ برتر، در نهایت فقط یک بار موفق به گلزنی شدیم آن هم توسط یک مدافع.
پرسپولیس را در این هفتهها چطور تیمی دیدید؟
تیمهای علی دایی را خوب میشناسم. او بیش از هر چیز در تیمش همان روحیهای را تزریق میکند که خودش در دوران بازی داشت و هرگز به باخت فکر نمیکند. او در راهآهن هم حاضر بود با تساوی 2 امتیاز از دست بدهد، اما نبازد. کما اینکه آمار تساویهای راهآهن را همه دیدند. این روحیه برای تیمی مثل پرسپولیس که تماشاگر دارد یک امتیاز مثبت است. چون هوادار با حمایت از تیمش آن را به سمت برد هل میدهد و شاید اگر دایی در راهآهن هم تماشاگر داشت با روحیه نباختن به جای تساوی بیشتر، آنها را با برد عوض میکرد. غیر از این، دایی مربی کاربلدی است و به واسطه تجربیاتی که از کار کنار مربیان سرشناس دنیا به دست آورده حالا پرسپولیس را هم بخوبی هدایت میکند. انصافا این پرسپولیس را نمیتوان با تیم فصل پیش مقایسه کرد.
یعنی دربی سختی را انتظار میکشید؟
دربی همیشه سخت، پراسترس و حساس بوده است و هر زمان که این دو تیم برابر هم قرار گرفتهاند با تمام توان به مصاف هم رفتهاند و از این نظر میتوان به جرأت گفت این بازی غیرقابل پیشبینی است و خوب یا بد بودن تیمها تا پیش از این دیدار، ملاک خوبی برای پیشبینی نتیجه بازی نیست.
جباری چرا از استقلال رفت؟
همه میدانند و تکرار آن جایز نیست. فقط این را میگویم که اگر در فوتبال جا بیفتد که هر کسی در حیطه فعالیت و وظایفش صحبت کند، هرگز چنین مسائلی را شاهد نخواهیم بود. چه بسا اگر جباری هم که بازیکن بسیار ارزشمند و خوبی است آن مسائل را درباره مباحث کلان باشگاه مطرح نمیکرد حالا در تهران و کنار خانواده و تیم مورد علاقهاش بود. مطمئن هستم او در اصفهان احساس راحتی نمیکند و این برای بازیکنی در سن و سال جباری که 9 سال برای یک تیم بازی کرده، روی عملکردش تاثیر منفی خواهد داشت.
مگر سن جباری زیاد است؟
سنش زیاد نیست. زمانی یک بازیکن در طول دوران بازیاش بارها جابهجا میشود و به این شیوه کار عادت پیدا میکند، اما این که 9 سال یک جا باشی و بعد از شهر و خانهات و هوادارانی که هر روز در کوچه و خیابان آنها را میدیدی، دور بمانی، بدون شک اثر منفیاش را در عملکرد شما نشان خواهد داد. به هر حال برای او که بازیکن تیم ملی ایران است، آرزوی موفقیت دارم.
محمدرضا مدنی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: