
این موزه که تقریبا 36 سال از عمرش گذشته، مدیران زیادی را به خود دیده که هرکدام با نگاهی خاص فعالیتهای این مکان مهم هنری را پیش بردهاند؛ فعالیتهایی که گاه مثبت و گاه غیرمرتبط با فعالیت موزهای بودهاند. پنج سال پیش با رفتن حبیبالله صادقی، مدیر سابق موزه هنرهای معاصر، سکان هدایت این مکان را احسان آقایی به دست گرفت. در این مدت برخی از برنامههای او مخالفان زیادی داشت؛ برنامههایی مانند حضور نداشتن هنرمندان ایرانی در بیینال ونیز یا حذف برگزاری برخی از جشنوارهها در موزه. با او درباره فعالیتهای موزه هنرهای معاصر گفتوگویی انجام دادیم که در ذیل میخوانید.
پنج سال از مدیریت شما در موزه هنرهای معاصر تهران میگذرد. اکنون وضع کنونی موزه چگونه است و نسبت به گذشته چه تغییری در روند فعالیتهایش ایجاد شده است؟
یکی از فعالیتهای مهم و مثبت در این سالها حذف برگزاری برنامههای مناسبتی در موزه و حرکت به سمت فعالیتهای موزهای بوده است. ما در این سالها فعالیت فاحشی نسبت به گذشته نداشتیم، چرا که ما تابع سیاستهای کلی وزارت فرهنگو ارشاد اسلامی هستیم که طی این هشت سال نیز تقریبا سیاستها مشابه بوده و اجرا شده است، اما من در دوره مدیریتیام سعیکردهام موزه فعالیتهای موزهای داشته باشد. به طوری که طی چهار سال گذشته چهار بار آثار گنجینه را به مناسبتهای مختلف به نمایش گذاشتیم و چند نمایشگاه خارجی برگزار کردیم. در واقع تلاشمان بر این بوده که نمایشگاههایی را در موزه داشته باشیم که با حال و هوا و شأن این مکان ارتباط بیشتری داشته باشد. یکی دیگر از فعالیتهای مفید در این پنج سال بازسازی بنای موزه بود. حدود 36 سال از عمر موزه هنرهای معاصر میگذرد و در این سالها هیچ مرمتی انجام نشده، بنابراین باید تعمیراتی صورت میگرفت. هرچند در حوزه فعالیتهای عمرانی مشکلاتمان به صورت کامل برطرف نشده، ولی تلاشمان این بوده که بخش عمده این کارها انجام شود. این کارها باید استمرار یابد که اگر این جریان به مرحله نهایی برسد، موزه تا 30 سال آینده دیگر به تعمیرات نیاز ندارد.
این تعمیرات شامل آثار هم میشود یا نه؟ چون آثار گنجینه با گذشت زمان به واسطه نگهداری در آرشیو ممکن است نیاز به مرمت داشته باشند.
دو سال است موزه برای مرمت آثار گنجینه در بخش ایرانی، از یک مرمتکار بهره گرفته است تا کارها را به طور مستمر مورد بررسی قرار دهد و در صورت نیاز به مرمت، به انجام کار اقدام کند، اما در بخش خارجی ما به هماهنگی با مرمتکاران بزرگ بینالمللی نیاز داریم. چون مدلی که برای مرمت در دنیا استفاده میشود، هر روز در حال تغییر است و ما ملزم هستیم با استانداردهای آنها این کار را انجام دهیم. بنابراین در حوزه مرمت آثار خارجی حتما با مرمتکاران خارجی یا بنیادهای هنرمندان هماهنگی صورت میگیرد و مرمت را با نظر و همکاری آنها انجام میدهیم.
یکی از اتفاقات بارز دوره مدیریتی شما حذف برگزاری برخی جشنوارههاست. به عنوان مثال امسال جشنواره تجسمی فجر در موزه برگزار نخواهد شد. این در حالی است که موزه از نظر مکانی مرجع بزرگی برای هنر تجسمی ایران است و هنرمندان انتظار دارند برنامههای بزرگ این حوزه به میزبانی موزه هنرهای معاصر باشد.
شاید این باور به خاطر 30 سال تفکر غلط در موزه حاکم شده است. شما هیچ موزهای را در دنیا نمیبینید که کارهایی از این قبیل انجام دهد. موزه اسمش موزه است، نه گالری. گالری میتواند جشنواره، دوسالانه و نمایشگاههای ده روزه برگزار کند، اما موزهها در دنیا معمولا نمایشگاههایی برگزار میکنند که شأن موزهای دارند. به عقیده من جشنوارههای رقابتی با وجود اینکه بسیار ارزشمند هستند، ولی آثاری را به نمایش میگذارند که در شأن موزه نیست. چون هنرمندان شرکتکننده در آنجا به رقابت میپردازند و خودشان را تجربه میکنند. از سویی دیگر ما بازدیدکننده خارجی زیادی داریم که ممکن است با دیدن این آثار فعالیت و جایگاه موزه را در این حد بداند. در حالی که ما فعالیت جدی در حوزه آرشیو و برگزاری نمایشگاهها داریم و تمام هدف ما این است که در موزه ، هنر فاخر و ناب ایران را به نمایش دربیاوریم، نه هنرهای رقابتی را. من معتقدم موزه صرفا جای آثاری است که در تاریخ هنر ایران یا جهان جریانسازی کرده باشند. به نظر من اهمیت و اعتبار موزه به آثارش است.
با تمام این اقدامات باز هم موزه هنرهای معاصر با استانداردهای روز موزههای دنیا فاصله زیادی دارد. بیشتر موزههای دنیا در کنار نمایش آثار تجسمی از هنرمندان برجسته از رشتههای دیگر نیز بهره میبرند. برای مثال بسیاری از هنرمندان مطرح موسیقی کشورمان در مهمترین موزههای دنیا اجراهایی را برگزار میکنند در صورتی که این اتفاق هیچگاه در موزه هنرهای معاصر تهران رخ نداده و هنرمندان داخلی جایی دراین موزه ندارند.
این مسأله نیازمند این است که یک بازنگری کلی در فعالیتهای موزه صورت گیرد. موزه هنرهای معاصر به لحاظ ساختاری زیرمجموعه مرکز هنرهای تجسمی است و غالب فعالیتهایش نیز در راستای این مرکز است. موزههایی که شما میفرمایید مستقل هستند و به شیوههای متفاوت اداره میشوند و ساختارشان متفاوت است.
ولی با همین ساختار متفاوت ما سالهای گذشته شاهد پرفورمنسهایی از هنرمندانی چون آتیلا پسیانی بودیم که الان دیگر از این برنامهها خبری نیست.
درست است که در این سالها خیلی به پرفورمنس نپرداختهایم و موزه و مرکز هنرهای تجسمی در این سالها از این هنر حمایت نکردهاند، اما باید گفت که واقعا تیم حرفهای نیز برای این هنر در ایران وجود ندارد و متاسفانه در کشور ما هنر پرفورمنس در اختیار تئاتر قرار گرفته است که به نظر من باید بازنگری جدیدی در حوزه هنرهای تجسمی و در زمینه هنرهای جدید صورت گیرد.
یکی از کارکردهای موزه، حفظ آثار گنجینهای است. در سالهای گذشته چقدر به تعداد این آثار اضافه شده و به چه میزان آثار هنرمندان ایرانی و خارجی را خریداری کردهاید؟
در بعد آثار خارجی همیشه این قیاس صورت میگیرد که قبل از انقلاب آثار خارجی زیادی خریداری شده که بعد از انقلاب این اتفاق صورت نگرفته است. در پاسخ این قیاس باید گفت پیش از انقلاب موزه زیر نظر دربار اداره میشد و دربار به وزارت نفت اعلام کرده بود از محل درآمدهای نفتی پنج میلیون دلار برای خرید آثار خارجی در اختیار موزه قرار دهد. براین اساس، آن زمان این آثارخریداری شده است. بعد از انقلاب نیز اهتمام بیشتر بر خرید آثار ایرانی بود؛ به طوری که هم اکنون مجموعه بسیار خوبی از آثار ایرانی داریم و به جرات میتوان گفت هیچ هنرمند بزرگ و مطرحی در کشور ما وجود ندارد که آثارش در موزه نباشد.
یعنی موزه بعد از انقلاب هیچ اثر خارجی خریداری نکرده؟
برای این کار باید بودجه ارزی در اختیار داشته باشیم و نمیتوانیم از بودجه مصوب برای فعالیتهایمان در این زمینه خرج کنیم. ناگفته نماند موزهها در سراسر دنیا لزوما به صورت مستمر کار به مجموعهشان اضافه نمیکنند، چراکه از نظر مکان نگهداری دچار مشکل میشوند. بر این اساس برای داشتن و نمایش آثار متنوع به صورت استاندارد با هم همکاری میکنند.
هنرمندان کشورمان همیشه از طریق موزه به بیینالهایی چون ونیز میرفتند، اما طی سالهای گذشته این اتفاق رخ نداده است. دلیلش چیست؟
برخی بیینالها بود که موزه به صورت سنتی همیشه در آنها شرکت میکرد؛ مثل بیینال پکن، بنگلادش و ونیز. با توجه به بررسی دو دوره گذشته و با تغییر نرخ ارزی برای حضور در این بیینال نیازمند اعتبار تقریبا 600 میلیونی بودیم که با توجه به بودجهمان نمیتوانستیم این اعتبارات را تامین کنیم. به همین سبب حضورمان امکانپذیر نبود. من معتقدم هر کشوری وقتی دچار بحران اقتصادی میشود اولین ضربه به کالاهای لوکس میخورد که هنر نیز جزو این کالاست. به نظرم توقع بیجایی است که در این شرایط در بیینال ونیز شرکت کنیم، چون میتوانیم با این مبلغ چند برنامه داخلی برگزار کنیم. هرچند در سالهای گذشته هنرمندان ایرانی در سایر بیینالهای خارجی شرکت کردهاند.
سحر طاعتی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم