در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با مروری بر آمارهای ارائه شده از سوی مسئولان انتظامی طی ده سال گذشته، این موضوع بخوبی آشکار میشود که توان پلیس در رازگشایی از جنایتها بشدت افزایش یافته است به گونهای که آمار کشف جرم قتل در سال 81 عدد 4/66 درصد را نشان میداد، اما سال 85 این آمار ناگهان روند صعودی به خود گرفت و در آن سال به 1/76 درصد رسید و پس از آن همیشه از 80درصد بیشتر بوده است. گرچه رقمهای موجود از توان بالای پلیس آگاهی در کشف جرم حکایت دارد، قتلهایی هم هستند که اسرار آنها هرگز فاش نمیشود. سعید منصوری، حقوقدان توضیح میدهد: «اگر پرونده قتل به هر دلیلی کشف نشد، اولیایدم مقتول میتوانند برای دریافت دیه از بیتالمال تقاضا کنند. درباره اینکه این درخواست چه مدت بعد از قتل باید ارائه شود، قانون مشخصی وجود ندارد و به نظر بازپرس و همچنین قضات بستگی دارد؛ اگر آنها به این نتیجه برسند که کشف آن قتل دیگر امکانپذیر نیست، آن موقع حکم پرداخت دیه از بیتالمال صادر خواهد شد، البته اگر بعد از صدور این حکم قاتل یا قاتلان دستگیر شود باز هم میتوان آنها را تحت پیگرد قضایی قرار داد.»
بتازگی قضات دادگاه کیفری استان تهران به سه پروندهای رسیدگی کردهاند که درباره جنایتهای کشف نشده بود.
راز 7 ساله
مقتول دیگری که راز کشته شدنش هنوز سر به مهر مانده است، مهرداد نام دارد. او که کارمند موسسهای دولتی بود ساعت 5 صبح هفتم خرداد سال 85 خانهاش را ترک کرد و بعد از آن دیگر کسی خبر ندارد چه بلایی سر این مرد آمد. او شب قبل به همسرش گفته بود قصد دارد برای دریافت خسارت خودرواش به شرکت بیمه مراجعه کند، اما تحقیقات پلیس ثابت کرد مهرداد آن روز به بیمه نرفته بود. همچنین کارآگاهان متوجه شدند این مرد از قبل برای روز قتل مرخصی گرفته، اما در این باره حرفی به همسرش نزده بود.
این پرونده در همان روز مفقود شدن مهرداد تشکیل شد و همسر او با مراجعه به پلیس آگاهی تهران به کارآگاهان گفت، شوهرش نه تنها به خانه برنگشته بلکه تلفن همراهش نیز خاموش است. او گفت: «یک بار مرد ناشناسی موبایل شوهرم را جواب داد و گفت شماره را اشتباه گرفتهام بعد از آن دیگر کسی پاسخگو نبود تا اینکه بالاخره تلفن خاموش شد.»
کارآگاهان بعد از این مشخصات خودروی مرد مفقود شده را دراختیار گرفتند، به جستجو پرداختند و سه روز بعد این خودرو را در جادهای در حاشیه تهران یافتند. جنازه خونآلود مهرداد داخل خودرو بود. ماموران در بازرسیهای خود یک بسته سیگار نیز پیدا کردند که متعلق به مقتول نبود. بعد از انتقال جسد به پزشکی قانونی احتمال داده شد، مهرداد را به درهای پرت کرده و کشته و سپس جسدش را دوباره به خودرو منتقل کرده باشند.
پلیس در گام اول مردی را بازداشت کرد که از دوستان مقتول بود و در کارگاهی نزدیکی محل کشف جسد مشغول به کار بود. این مرد در بازجوییها خودش را بیگناه معرفی کرد و کارآگاهان نیز مدرکی علیه وی به دست نیاوردند به همین دلیل او را آزاد کردند.
دومین مظنون نیز از دوستان مهرداد بود. او از همان سیگاری میکشید که پاکتش در خودرو مقتول پیدا شده بود، اما این سرنخ نتوانست راز جنایت را فاش کند و مرد مظنون مدارکی را ارائه داد که ثابت میکرد در این قتل نقشی نداشته است.
بعد از آزادی مظنون دوم چند نفر دیگر نیز بازداشت شدند و تحت بازجویی قرار گرفتند؛ اما مدرک محکمی علیه هیچیک از آنها به دست نیامد تا اینکه بعد از گذشت هفت سال از این جنایت پرونده در اختیار قضات دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت تا آنها درباره پرداخت دیه از بیتالمال تصمیمگیری کنند.
جنایت در خیابان
یکی از این جنایتها سال 87 در یکی از خیابانهای شمال شرق پایتخت روی داد. کارآگاهان جنایی یکی از روزهای میانی تیر ماه آن سال مطلع شدند، جنازه مردی در خیابان پیدا شده است. آنها وقتی به محل حادثه رفتند جسد خونین مردی را مشاهده کردند که روی بدنش جراحاتی وجود داشت. افرادی که پیکر بیجان را یافته بودند، هیچ اطلاعی از چگونگی واقعه نداشتند. سوئیچ خودرو در نزدیکی جسد وجود داشت که کارآگاهان احتمال میدادند متعلق به متوفی باشد. آنها با کمی جستجو در آن حوالی خودروی مرد ناشناس را که پرایدی نقرهای رنگ بود، یافتند و از این طریق به هویت متوفی پی بردند و فهمیدند او مهندس جوانی به نام نادر است که در کلاسهای مربوط به برنامهریزی زندگی ثبتنام کرده بود و روز حادثه در موسسه مربوط که در نزدیکی محل قتل بود، حضور داشت.
در آن زمان هنوز علت مرگ نادر معلوم نبود، اما متخصصان پزشکی قانونی بعد از بررسیهای تخصصی اعلام کردند، آثار اصابت جسم برنده و نوک تیز بر پیکر مرد جوان مشهود است. به این ترتیب تردیدی باقی نماند که این مرد به قتل رسیده است. پس از آن کارآگاهان برای رازگشایی از جنایت به تحقیق از اعضای خانواده و دوستان نادر پرداختند، اما هیچیک ازآنان نتوانستند سرنخی را در اختیار پلیس قرار بدهند.
افسران جنایی در گام بعدی به موسسهای رفتند که نادر در کلاسهای آن شرکت میکرد. مدیران و کارمندان مجموعه و همچنین همکلاسیهای نادر نیز از این جنایت بیاطلاع بودند و هیچ مدرکی علیه هیچشخصی به دست نیامد و راز این جنایت سر به مهر ماند تا اینکه پرونده برای پرداخت بیتالمال به اولیایدم مقتول در اختیار قضات شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت.
جنایت در تونل
آبان سال 89 پلیس جنایی تهران در جریان کشف جسدی در تونلی در حال احداث قرار گرفت. متوفی یکی از کارگران مشغول به کار در تونل به نام نعیم بود که ظواهر نشان میداد با ضربه چاقو از پادرآمده است. صاحبکار نعیم جنازه را دیده و پلیس را از ماجرا مطلع کرده بود. او گفت وقتی برای سرکشی به داخل تونل رفت، جسد را مشاهده کرد، اما نمیداند قتل کار چه کسی است و حدسی هم در اینباره نمیزند.
کارآگاهان که احتمال میدادند نعیم از سوی یکی ازهمکارانش کشته شده است، به بازجویی از تکتک آنها پرداختند، اما گفتههای همه آنها از بیگناهیشان حکایت داشت و مدرکی نیز علیه هیچیک از آنان به دست نیامد. به این ترتیب پرونده به حالت بلاتکلیف باقی ماند.
در این مدت اولیای دم نعیم پیگیر ماجرا بودند و تلاش میکردند بفهمند این مرد به چه دلیل و از سوی چه کسی کشته شده است. آنها نیز نمیتوانستند حدسی در این باره بزنند و فرد یا افرادی را به عنوان مظنون به پلیس معرفی کنند. سرانجام تحقیقات در این پرونده به بنبست رسید و چندی قبل قضات شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران درخواست اولیای دم را برای دریافت دیه از بیتالمال بررسی کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: