یکی از قابل توجه ترین و در عین حال قابل نقدترین برنامه های آموزش و پرورش پس از انقلاب ، تغییر محتوایی و شیوه آموزش دانش آموزان دوره های تحصیلی است.
توجه به مقطع پیش دبستانی به عنوان آموزش غیررسمی و غیردولتی فرزندان ملت و بهره گیری از آموزش های نوین تجربه گرا و مشارکتی ، سرآغاز این تغییر است و در دوران ابتدایی ، راهنمایی و دبیرستان هم با توجه به شرایط سنی دانش آموزان در هر مقطع شاهد تغییرات شگرف و نحوه ارائه دروس ، بالا بردن سطح علمی معلمان و مربیان و تربیت آنها بر مبنای توان ارائه آموزش های مشارکتی و خلاقانه به دانش آموزان هستیم.
در این میان دوره متوسطه تحصیلی به عنوان آخرین دروازه ورود دانش آموزان به دنیای تجربه گرای اجتماع خواه ادامه تحصیل در مقاطع دانشگاهی و خواه بازار کار شاهد تغییرات بیشتری بوده است.
تلاش برای تغییر الگوی یادگیری و آموزش و تغییر مسیر آن از یادگیری های نظری به سوی یادگیری های عملی در طول 25سال گذشته بویژه در دهه پس از پایان جنگ تحمیلی ، ملموس بوده است. گسترش هنرستان های فنی و حرفه ای و آموزشکده های دارای رشته های تحصیلی فنی و تجربی و تاسیس دبیرستان های کار دانش ، نمونه عملی گرایش به این سمت یعنی تقویت خلاقیت و پرورش نیروی کار است.
تلاشهای آموزش و پرورش در دستیابی به محیطی تجربی و تلفیق آن با نظریه های آموزشی منجر به موفقیت های پی درپی دانش آموزان ایرانی در المپیادهای علمی مختلف و تداوم این موفقیت ها در محیطهای دانشگاهی است.
گرچه ناکارآمدی در جذب نخبه های آموزش و پرورش و نارسایی وجوه دیگر مسوول آموزش و به کارگیری نیروهای جوان در شغلهای متناسب عاملی منفی برای تداوم موفقیت ها و ثمردهی ذهن های پویا و خلاق در بستر اجتماع شده است.
دختران دانش آموز و تغییر ذهنیت ها
یکی دیگر از محورهای قابل توجه آموزش و پرورش در چند سال اخیر و پس از پیروزی انقلاب اسلامی گسترش سال به سال تمایل دختران به آموختن علم و دانش و فراگیر کردن امکانات برای تحت پوشش قرار دادن دختران تا مقاطع عالی تحصیلی است.
اگرچه اکنون برخی افزایش و پیشی گرفتن دختران دانشجو را عاملی نگران کننده تلقی می کنند ، اما در بدبینانه ترین حالتها هم وجود دخترانی باسواد و خلاق در جامعه حتی اگر شغل و حرفه درآمدزای مناسبی هم برای آنها فراهم نشود ، غنیمت بزرگی به شمار می رود که باید آن را قدر دانست.در حال حاضر براساس آمار موجود ، تقریبا نیمی از دانش آموزان کشور را دختران تشکیل می دهند که جدای از فراهم کردن و گسترش امکانات تحصیل آنان ، زمینه سازی فرهنگی برای تمایل خانواده ها به سوادآموزی دختران از سوی نظام آموزش و پرورش قابل توجه است.