در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ثریا، 18 ساله (چه خوب که شکستیش)- بدون نام از اسلامآباد غرب (آخه کی با اساماس ازدواج میکنه؟!!)- علی از همدان- جوجو بلا، 16 ساله- عسل اصفهانی- لیلی- شکوفه 26 ساله از کرج (خوشحالم که به دل نشسته)- یاس- پرستو از ساری- والیه کهزادی از کرمانشاه- نگار دهقانی از اصفهان- م.م.- ظریفه از کردستان- ماری. الف (تخت کفشت رو ببین... میزان ارادت منم بهش چسبیده!)- یونسی از همدان- مهین از سنندج- نگین از اصفهان (باز خوبه به کاربرد اصلیش پی بردی!)- عروس حبابها- پروین تقدیری از قم (از خوبتراش سوا کن و بفرست)- ستاره خاموش- ف. از کرمانشاه- الهام از ماهشهر (کنترل دستته؟ مامان بزرگم میگه: هر برنامهای رو دوس نداری زودی کانال رو عوض کن تا اونا که ازش لذت میبرن لذتشون رو ببرن. میگه به قول خودت: انتقاده دیگه!)- عاشقترین دخترک تنها- رازی از زرند- الهام، 18 ساله از زاهدان- دختر کاغذی، سارا (تکنیکهای داستاننویسی رو در کتابا و مجلات حوزة داستان و رمان بخون)- مهدی ترکاشوند- زهرا از تهران- صبا، 18 ساله (دستم اومد که با تو هم در ارتباطن!)- نشمیل نوازی- فروزان- رضا حاج منافی، 27 ساله از مشگینشهر (فیلها، هم قبلش هستن هم بعدش! دربارة جبر اجتماع، ای، تاحدودی درست میگی. سخته، ولی تصور کن آدمی رو که توی سیل واقعی، یا دستوپا میزنه که یه جوری به جای امن برسه، یا چش میندازه که چوبی و شاخهای ببینه، دستش رو ازش بگیره؛ اما توی سیل اجتماع فقط میشینه نگاه میکنه! کدوم نجات پیدا میکنن؟ اثرات ارادة فردی رو نادیده نگیر)- بی.مخا.تب- دختر شاه پریون- شکسته قلب-محمد تنها از پایتخت- فاطمه لونی 14 ساله از الیگودرز- ساغر 1 (میخونم. اگه نوشتههای خودت باشن چرا چاپ نکنم؟)- سعید (دائیش! بخوان و بدان که دلتنگت شده)- امید فروغی، 33 ساله از قم- سرباز رامین از قائمشهر (اومدم بچاپم، دیدم الان دیگه 15 روزش گذشته و فارغالخدمت شدی یحتمل! آقا مبارکه!)- فرشاد 12 (ئوچیکتیم)- حوریا از خوزستان (سپاس)- س. خ. از کرمان- اباصلت نوروزی از گنبد کاووس- پرویز نوریفر از کردکوی- مارالی (نظر لطفته)- سیمرا 28 ساله از تهران- علی مبشری از اهواز- صبا از کرمانشاه- ماه آسمان، 18 ساله از رشت- نرگس از قزوین- فاطمه ادیبی (برم خودم رو خوراک شیرای بیابون کنم؟ یا لای دستوپای دایناسورا بندازم لِهولَوَرده شم بلکه دلت خنک شه؟!)- پیمان مجیدی معین- دختری از برج قابوس- خاله سیاه- مونا از کرمان- پاییز- ساناز محرابی، 15 ساله از تهران- دریای توفانی- سارا پشت کنکوری (میبینی تا نوبتت برسه چقد گذشته؟)- اسکلت بستنی- نسترنترین دختر دنیا- نوشین محمدی، 17 ساله از کرمانشاه- شاکی عشق (الان خوبی؟ قوی باش)- زیبا از آبادان غبارآلود- لیلی بیمجنون- مرجان 21 از اراک (ای که این زبون من مهر و موم شه تا تو حالت گرفته نشه اصا! خودت میگی نظر بده. میخوای دروغکی بگم؟ کتابهایی درباره سبک و مضمون و قالب و انواع شعر بخون، بهتر به نتیجه میرسی)- سعید، پسری 17 ساله (ماروپله بازی کردی تا حالا؟ یه پله برو عقب جوابم رو بخون!)- صبا، 18 ساله (نه، درست نیس)- غزال (سعی میکنم خودم حروف «گچپژ» رو حدس بزنم)- آمنه از دزفول- دختر یکی یه دونه بابا از شاهرود (پس 24 سالگیت مبارک. خوشحال شدم که چرتوپرتام در کنار مطالب قشنگ بروبچ توجهت رو جلب کرده. بنویس و بفرست ولی کپی نباشهها)- مجنون، 17 ساله- هانیه- ریحانه فریدونی، 11 ساله از اصفهان (همون طور که خودت هم نوشتهای، اونا برای کودکان و خردسالانه؛ نه برای نوجوانانی مثل تو. پیامکا یه صفحهس که الان ببین! نوشته: خانه یا همون صفحه پیامکها)- ف. از کرمانشاه (شاید اولش ننوشته بودی بروبچ)- رایحه از اهواز (مار نیشت زد! یه پله برو عقب جوابش رو بخون. شایدم کپی بوده که چاپ نشده؟ دِ! گفتم شااااید!)- نرگس، 20 ساله از ساری- مهگل گلشنی از تهران- ماری. الف (مخلصیم)- هلیا- وریجک از کلارآباد (چه اصراریه زورکی شعر گفتن؟! متن معمولی بنویس)- معصومه- ط.ب.- پاییز- حدیث، 20 ساله (حالا عمل کردی؟ بهتری؟)- آیدا- فندق (متولد بهمن. فرقی داره؟)- عاطفه 19 ساله- صبا، ج. 16 ساله از ماکو- حمید از ایلام (مگه خرافاتیای؟ به ماه تولد چه ربطی داره؟)- سامان از اهواز (خب... اینکه من و شما چه تصوری داریم و چه چیزایی رو دوست داریم یه چیزه، اما اینکه واقعیت چیه یه چی دیگهس)- سرباز رامین از قائمشهر (تکراریاند؛ چاپ کنم جای فرماندهت، سردبیر حالم رو میگیره)- دلشکستة بیاعصاب- آبان از همدان- شکسته قلب- مهتا (مزاح بود. خیلی هم اسم قشنگیه)- سیمسیم- بهار از تهران (متأسفانه برخی مادرها چنینند! حداقل خودتان را ناراحت نکنید)- سها- زهرا حاتم- محمدی از تهران- شیمیدان از ساوه- زهرا یاراحمدی- فائزه، نوه 17 ساله حافظ- علی از اراک- سمیرا 28 ساله از تهران- اعظم (پس یه درمانگر خوب بهش معرفی کن!)- اسماعیل از سیرجان- هلیا 15- پیمان، ب (نه بابا، ناراحتی چرا؟ اونم از تو؟ حاشا و کلّا!)- کیاوش از شیراز (ما جزو ارادتمندانیم)- جوجو 52- محمد از کرمانشاه (به مسئولان گفته شد تا ببینند میشود یا نه)- معصومه از زنجان (بگو و منتظر اجازه نباش)- محسن از قزوین- پریا از اراک- هلاله- بهزاد حسینی از اردبیل- خسرو اسماعیلی از سنندج- مژگان، 22 ساله از همدان- زهرا از تهران-
و... بقیه هم منتظر باشن تا شمارههای بعد. پیامکای ارسالی تا 16 تیر چاپ شدهن و اگه اسم و متنت رو نمیبینی، بدان و آگاه باش به دستم نرسیده! یا دوباره ارسال کن یا به تعمیرگاههای مجاز و مراکز خدمات پیام کوتاهِ محل سکونتت سر بزن! بیخودی هم تجمع نکنین که با جمیع مُتجمعین والمتجمعات برخورد میشه!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: