یادداشت

چیستی فناوری

به نظر می‌رسد ساده‌ترین تعریفی که می‌توان از فناوری ارائه کرد، همان تعریفی باشد که بیشتر به کارکرد و ماهیت آن ارتباط داد.
کد خبر: ۵۸۵۰۸۶

شاید بتوان فناوری را هر نوع ابزار، دانش یا وسیله‌ای پنداشت که در‌جهت استفاده از نیروهای طبیعت به کار می‌آید. آنجا که طبیعت فرم و صورتی متفاوت از اصل خود می‌یابد را در این تعریف می‌توان همان نقطه‌ای دانست که فناوری پا به عرصه می‌گذارد. در واقع فناوری اساسا به یک حضور و فعالیت یک نیروی انسانی و استفاده از دانش و اطلاعات موجود در جهت بهره‌وری از امکانات طبیعی وابسته است. با همین تعریف ساده از فناوری می‌توان دریافت که فاقد ویژگی خنثی است، زیرا خنثی بودن فناوری بالطبع نمی‌تواند در راستای تسخیر طبیعت به کار بسته شود.

فناوری با توجه به موقعیت‌هایی که مورد استفاده قرار می‌گیرد یا بنا بر مقتضیات زمانی و مکانی، امکانات و ظرفیت‌هایی که در اختیار مصرف‌کنندگان خود قرار می‌دهد، می‌تواند در جهتی مثبت، منفی یا حتی خنثی حرکت کند. البته این خنثی بودن یک واقعیت مطلق و محض و قابل تعمیم به تمام فضاهایی نیست که فناوری در آن به کار بسته می‌شود، بلکه خنثی بودن را می‌توان استفاده از فناوری در موقعیتی توصیف کرد که کاربست آن تغییر چندانی در روند تسهیل یا تخریب یک حوزه ندارد.

به نظر می‌رسد بین دو حوزه مفهومی دانش و فناوری بیش از آن‌که رابطه تقدم و تاخر بتوان برقرار کرد، نوعی رابطه همبستگی حاکم باشد؛ چراکه تفکیک میان این دو امری دشوار می‌نماید. اما آنچه بدیهی به نظر می‌رسد وجود نیاز یا مجموعه‌ای از نیازهاست که ایده اصلی شکل‌گیری یا خلق پدیده‌ای نو برای بهره‌وری را موجب می‌شود. بنابراین تا ضرورتی برای آفرینش یا کشف ابزار یا دانش احساس نشود، تلاش برای کسب یا ایجاد آن را شاهد نخواهیم بود.

فناوری را می‌توان صورتی بسط یافته از دانش دانست. به نظر می‌رسد گاهی مرزبندی میان فناوری و دانش تا حد زیادی خلط می‌شود و نمی‌توان میان این دو حوزه تفاوتی اساسی قائل شد. گاهی حتی می‌توان از این حد فراتر رفت و خود علم و دانش را صورتی از فناوری در نظر گرفت.

می‌توان گفت فناوری به‌عنوان پدیده‌ای که محصول فضای مدرنیسم و الهام گرفته از انقلاب‌های صنعتی و علمی است دارای کارکردهای غالب و وجوه مثبت زیاد است. تعریفی که از فناوری ارائه می‌شود تاثیر زیادی بر عمومیت این مساله دارد؛ چراکه بسیاری از ابزاری را که پیش از شکل‌گیری مدرنیته برای بهره‌گیری از امکانات و ظرفیت‌های طبیعی مورد استفاده قرار می‌گرفت، می‌توان نوعی فناوری در حال تکامل در‌نظر گرفت. برای مثال می‌توان سخنوری همراه با اجرای فنونی آگاهانه برای اقناع شنونده را بستری در جهت ایجاد و بسط هنر نمایش در نظر گرفت. گرچه این شق از هنر بعدها به واسطه طرح مباحثی جدی‌تر تا حد زیادی از حوزه صنعت و فناوری فاصله گرفت. تا این که امروز می‌توان از دو حوزه نسبتا مجزا با عنوان صنعت و هنر یاد کرد که حوزه نخست تاکید و تمرکز بیشتری بر کاربست فناوری دارد.

از سویی دیگر فناوری همان‌طور که می‌تواند نقش موثری در ارتقای سطح زندگی و ایجاد رفاه در بخش‌های مختلف آن داشته باشد، به همان اندازه می‌تواند به ایجاد اختلال در حوزه‌های مختلف باشد. در اینجا فناوری (ابزار یا دانش تسهیل‌کننده زندگی) ماهیتی ضد فناوریک می‌یابد.

رکسانا قهقرایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها