مسلم است پیامک علاوه بر رسانه ملی برای تشکیلات پیامکساز نیز فوایدی دارد، اما اینکه چقدر پیامکها بجا و نابجاست سوال دیگری است. پیامکها بیشتر جنبه نظرسنجی دارد که فینفسه نمیتواند اتفاق بدی باشد، چراکه فناوری این شرایط را فراهم میآورد که مردم در ارتباط کامل با برنامههای رسانه ملی، انتقاد و پیشنهاد داشته باشند.
طرح سوال و به فکر واداشتن مخاطب اتفاق خوبی است، اما برخی مواقع سوالات در قالب مناسبی مطرح نمیشود. پیامکها و اینکه چقدر ارزش مالی دارد نیازمند یک نوع مدیریت است و نمیتوان آن را به حال خودش رها کرد و نمیدانم مدیریتی نسبت به این موضوع وجود دارد یا اینکه هر تهیهکننده و برنامهسازی اختیار انجام هر نوع اقدامی را در این زمینه دارد. اما هر اتفاق جدیدی که وارد جامعه فرهنگی ما میشود نیازمند مدیریت است و باید از آن بهره درست برد، یعنی اگر سوالی مطرح میشود هدفی پشت آن نهفته باشد و پشتوانه فرهنگی داشته باشد و مخاطب را به اندیشه وا دارد البته نه به صورت شعاری.
واقعیت این است وقتی پیامکها را مشروط به جایزه میکنند از آنها استقبال بیشتری میشود و درواقع پیامک جنبه بختآزمایی و سرگرمی برای پیامکدهندهها پیدا میکند. ما نمیدانیم افرادی که وارد این بازی میشوند چه قشری از جامعه هستند، اما معتقدم بیشتر جنبه سرگرمی و بختآزمایی پیدا کرده است. البته همه این اظهارنظرها با قطع یقین نیست، چراکه باید تحقیقهای میدانی مفصلی در این زمینه انجام شود؛ اما فکر میکنم جوانان، نوجوانان و حتی کودکان بیشتر از این اتفاق استقبال میکنند.
آمارها بسیار اهمیت دارند و ما باید به دنبال بخش فرهنگی موضوع باشیم مثلا فوتبال بیشترین پیامک را دریافت میکند، چراکه به تخصص نیاز ندارد و همه در هر سطحی که باشند میتوانند درباره آن اظهارنظر کنند، اما آیا میتوان بررسی کرد این افراد چقدر صاحبنظر هستند و میتوانند پاسخی تخصصی دهند؟ مثلا برنامه «هفت» بهعنوان یک برنامه سینمایی، سوالاتی تخصصی را مطرح میکند، اما ما نمیدانیم افرادی که پاسخ میدهند در چه سطحی هستند که بر مبنای نظر آنها به نتیجه برسیم. مثلا میگویند از میان فیلمهای یک کارگردان کدامیک را بیشتر میپسندید و مهم است بدانیم افرادی که به یک فیلم رای بیشتری دادهاند در چه سطحی از درک سینمایی هستند، چراکه این نظرسنجیها به یک معیار تبدیل میشود البته همه میتوانند اظهارنظر کنند، اما نظر جمع نمیتواند معیار باشد. اما برنامههایی مانند «1447» که مخاطب را ترغیب به مطالعه قرآن، نهج البلاغه و... میکند اتفاق بسیار خوشایند و فرهنگی است، حتی اگر مخاطب بهخاطر جایزه این کار را انجام دهد، چون اگر یک کلمه هم یاد بگیرد کار فرهنگی صورت گرفته است. گاهی دیدهام در برخی برنامهها چهار گزینه مطرح میکند یک معنی که از نبود تخصص و تامل کافی در طرح سوالها نشان دارد.
جایگاه پیامک در رادیو با تلویزیون تفاوتی ندارد و خیلی از افراد از رادیو بیشتر استفاده میکنند و وقتشان را با این رسانه شنیداری میگذرانند، اما دو قضیه وجود دارد؛ ابتدا نوع مطرحکردن موضوع و دیگری نتیجهگیری از ماجراست. به هرحال نمیتوان از روی پیامکها به یک نتیجه تخصصی رسید. مهم این است که چه میپرسیم و چه هدفی را دنبال میکنیم.
طهماسب صلحجو
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم