در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
احمد ـ م. مرد شصت و هشت سالهای است که فریب مرد شیاد را خورده است. او میگوید: «میخواستم قبضهایم را با عابربانک پرداخت کنم. تا قبل از آن هیچوقت با این دستگاهها کار نکرده بودم و همیشه پسرم قبضها را میپرداخت، اما او به سفر رفته و دیگر مهلتی باقی نمانده بود، برای همین چارهای نداشتم جز اینکه خودم این کار را انجام بدهم. پسرم تلفنی همه جزئیات را توضیح داد، اما وقتی پای دستگاه رفتم، گیج شدم و نتوانستم عملیات را درست انجام بدهم، در همین موقع مرد جوانی که خیلی مودب هم بود جلو آمد و به من گفت میتواند کمکم کند. او کارت را گرفت و شماره رمزم را پرسید و قبضها را پرداخت کرد و کارتم را پس داد، اما بعد فهمیدم کارتی که پسگرفتهام، اصلا برای من نیست.»
مرد شصت و سه سالهای هم که به پلیس آگاهی استان خراسان رضوی شکایت کرده است، توضیح میدهد: «من میخواستم برای کسی پول بریزم، ولی نتوانستم و مرد جوانی به من کمک کرد و بعد از انجام کار رسید و کارتم را پس داد. آن موقع متوجه هیچچیز مشکوکی نشدم و از او تشکر کردم، اما وقتی به خانه رفتم، همسرم به من گفت کارت یک نفر دیگر را اشتباهی برداشتهام؛ اول خیال کردم آن جوان نادانسته کارت را جابهجا داده است، اما وقتی به بانک رفتم و حساب خودم را بررسی کردم، فهمیدم همه پولهایم برداشت شده است.»
فردی که این جرایم را انجام داده، جوان سیوپنج سالهای است که در جریان تحقیقات تخصصی پلیس دستگیر شده و به جرایمش اقرار کرده است. او میگوید: «من نزدیک دستگاههای خودپرداز کشیک میدادم و همین که پیرمرد یا پیرزنی را میدیدم که کار با دستگاه را بلد نیست، سریع جلو میرفتم و به آنها میگفتم اگر اجازه بدهید من میتوانم کمکتان کنم. معمولا آنها قبول میکردند. به این ترتیب کارت و رمز را از طعمههایم میگرفتم و بعد از اینکه کارشان را انجام دادم، کارت باطل شده دیگری را به آنها پس میدادم.»
متهم ادامه میدهد: «من همیشه چند نمونه کارت فاقد اعتبار همراهم داشتم و خیلی سریع نمونه مشابه کارت طعمهام را پیدا میکردم و او را فریب میدادم. بعد از این کار سریع از صاحب کارت دور میشدم و سر فرصت مناسب در محلی دیگر در حالی که رمز را در اختیار داشتم، بسادگی پولهای موجود را برداشت میکردم.»
سارق حرفهای در ادامه میگوید: «من فقط در ساعات خلوت این سرقتها را انجام میدادم تا شخص دیگری اطراف خودپرداز نباشد یا اینکه یکدفعه از راه نرسد و مچم را بگیرد. از طرفی موقع انجام عملیات با چربزبانی سر صاحب کارت را گرم میکردم تا موقع جابهجا کردن آنها، ماجرا رو نشود. من بیکار هستم و هیچ منبع درآمدی ندارم، برای همین هم مدتی قبل به فکر افتادم دزدی کنم و بعد از اینکه نقشههای مختلف را بررسی کردم، به این نتیجه رسیدم بهترین راه همین کار است، چون زنان و مردان مسن و کمسواد اصلا متوجه کاری که میکردم نمیشدند و بعد از فاش شدن موضوع هم نمیتوانستند سرنخی از من به پلیس بدهند، اما ظاهرا ماموران بعد از اینکه متوجه چند مورد دزدی شدند در محلهایی که من برای اجرای نقشهام انتخاب کرده بودم، کمین کردند و مرا گیر انداختند.»
این متهم اکنون در بازداشت به سر میبرد و پلیس برای پیشگیری از چنین جرمی از افرادی که با نحوه کار با دستگاههای خودپرداز آشنا نیستند خواسته است فقط از افراد آشنا و قابل اعتماد کمک بخواهند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: