به گزارش جامجم، چند روز پیش زن جوانی با حضور در شعبه هشتم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهریار، از دختر ده سالهای به اتهام سرقت طلای دخترش شکایت کرد.
شاکی گفت: دختر چهار سالهام برای بازی به بوستانی نزدیک خانهمان در شهریار رفته بود. وقتی غیبتش طولانی شد و به خانه بازنگشت، برای آوردن او به بوستان محلهمان رفتم و مشاهده کردم دختر ده سالهای کشانکشان فرزندم را با خود میبرد.
وی اضافه کرد: دختر غریبه با دیدن من، دست دخترم را رها کرد و متواری شد. همان موقع متوجه شدم گوشوارهطلای دخترم سرقت شده است که به کمک ماموران دزد ده ساله را دستگیر کردند. با شکایت این زن، خانواده دختر سارق شناسایی و تحقیقات از آنها آغاز شد.
والدین سارق خردسال مدعی شدند روز حادثه عموی خانواده، دخترشان را برای بازی به بوستان محلهشان برده تا این که پس از مدتی در تماس پلیس با خانهشان، متوجه موضوع سرقت و دستگیر شدن فرزندشان شدهاند. به دنبال اظهارات والدین این کودک، دختر خردسال گفت: عمویم مرا به بوستان محلهشان برد که چند بچه از جمله دختر چهارساله نیز در آنجا بازی میکردند. عمویم با دیدن او، از من خواست به سراغ آن کودک بروم و گوشوارههایش را بگیرم تا بابت این کار، یک عروسک زیبا به من بدهد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم