27 دی امسال ، ماموران انتظامی هنگام گشتزنی در خیابان بهار ، متوجه شدند 3 سرنشین یک خودروی پراید ، پس از تصادف با خودروی پژو ، به سمت راننده آن حمله کرده و پس از ضرب و جرح قصد ربودن کیف وی را دارند.ماموران با مشاهده صحنه ، بسرعت سراغ سرنشینان پراید رفتند و توانستند یک نفر از آنان را که با دیدن ماموران قصد فرار داشت ، دستگیر کنند.در بازجویی های اولیه از راننده پژو ، وی گفت : من حسابدار یک شرکت هستم ، لحظاتی قبل حقوق ماهانه کارمندان را از بانک دریافت کردم و قصد بازگشت به شرکت را داشتم که سرنشینان این پراید پس از آنکه خودرویشان با خودروی من برخورد کرد به طرفم حمله کردند و قصد ربودن کیف حامل پول را داشتند که پس از مقاومت من ، به ضرب و جرح پرداختند.
نگهبانی که سارق از آب درآمد
با دستگیری سرنشین پراید ، ماموران به بازجویی از وی پرداختند اما او با انکار قصد سرقت مدعی بود که وی و 2
دوستش به دلیل تصادف خودرویشان با راننده درگیر شده اند و اصلا قصد سرقت کیف او را نداشته اند ، اما ماموران که متوجه ضد و نقیض گویی وی شده بودند ، او را مورد بازجویی های فنی و تخصصی قرار دادند که سرانجام وی با اعتراف به قصد سرقت ، گفت : نقشه سرقت را یکی از دوستانمان به نام مرتضی کشیده است. او نگهبان شرکتی است که فرد شاکی حسابدار آنجاست. مدتی قبل در حال گفتگو بودیم که مرتضی به ما گفت : در آخرین روزهای هر ماه ، حسابدار شرکتشان برای گرفتن حقوق کارمندان به بانک می رود و مبلغ هنگفتی از حساب شرکت برداشت می کند و با خودروی خود به شرکت باز می گردد و اگر بتوانیم هنگام برگشت کیف پول او را سرقت کنیم ، پول خوبی گیرمان می آید .او همچنین گفت می تواند هنگامی که حسابدار برای گرفتن پول به بانک می رود ، به ما اطلاع بدهد تا با کمین در مسیر، پولها را سرقت کنیم ، ما هم وسوسه شدیم تا با او همکاری کنیم . روز 27 دی او با ما تماس گرفت و گفت : حسابدار شرکت قصد دارد تا برای گرفتن پول به بانک برود ، ما بسرعت به بانکی که حسابدار قصد برداشت پول از آن را داشت ، رفتیم و در آنجا منتظر آمدن وی شدیم . بعد از آنکه او از بانک پول را گرفت ، به دنبال یک تصادف ساختگی ، به وی حمله کردیم و قصد داشتیم تا کیف پولش را بدزدیم ؛ اما وی بشدت مقاومت می کرد. همان طور که در حال زدوخورد بودیم ، ماموران پلیس مرا دستگیر کردند ، اما 2همدستم فرار کردند.با اعترافات این 2 متهم ، ماموران 2
فرد فراری و مرتضی (نگهبان شرکت) را دستگیر و از وی بازجویی کردند. مرتضی در بازجویی ها به توکلی ، بازپرس دادسرای جنایی گفت : من اطلاع داشتم که حسابدار هر ماه چه روزی برای گرفتن پول به بانک می رود ، اما از آنجا که می دانستم او می تواند مرا شناسایی کند ، نقشه سرقت را با 3 نفر از دوستانمان مطرح کردم که آنها هم قبول کردند.با اعترافات این متهمان ، بازپرس پرونده آنها را با قرار قانونی راهی زندان کرد.