در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پیش حق آتش همیشه در قیام
همچو عاشق روز و شب پیچان مدام (مولوی)
مهمترین اجزا و عناصر دین، اصول آن است و مهمترین اصول دین اسلام، توحید است. بنابراین بخش اصلی آموزههای دین اسلام، مربوط به شناختی است که انسان از خداوند دارد. بر مبنای این شناخت و آگاهی، حقی که خداوند بر گردن انسان دارد، باید ادا شود.
انسان موحد، پایهای ترین و بنیادیترین اصل از دینی را که وعده رساندن او به سعادت را میدهد، دارد و انسانی که به توحید نرسیده، از این شالوده و بنیاد مهم بیبهره است.
انسانها در طول تاریخ، باورها و گمانهای بسیاری درباره خداوند داشته اند و عمده این باورها، شرک آلود بوده است؛ چرا که انسانها عمدتا سعی داشتهاند خداوند را با قیاس با آنچه خود در این دنیا دارند و اموری که در این جهان مادی شاهدش هستند، بشناسند.
در بسیاری از ادیان غیرالهی، خداوند دارای اعضای انسانی یا حتی حیوانی است. حتی خداوند یگانه نیست بلکه دارای شریک است.
دین الهی، سعی دارد به انسان آگاهی دهد که این دنیا، تنها جهان ممکن نیست و جهان آخرت، بسیار عظیمتر از این دنیاست و ملاکها و مشخصات آن بسیار متفاوت است و خداوند یگانه خالق همه مخلوقات، با هیچ مشخصه دنیای مادی، قابل تصور نیست، در حالی که تلقیهای انسانی از جهان و خلقت و ادیان غیرالهی، سعی دارند هویتهای دینی چون خداوند و فرشتگان را در چارچوب امور دنیوی تفسیر کند: «در حقیقت کسانی که آخرت را باور ندارند فرشتگان را در نامگذاری به صورت مؤنث نام مینهند» (نجم 27)
همچنین سعی دارند برای خداوند صفات و حالات انسانی متصور شوند: «آنها برای خداوند از میان بندگانش جزئی قرار دادند (و ملائکه را دختران خدا خواندند) انسان کفرانکننده آشکاری است!» (زخرف 15) گویا مشکل اصلی همین ذات انسانی است که میخواهد همه امور را به ظن و گمان خود تفسیر کند: «آنها هرگز به این سخن یقین ندارند تنها از ظن و گمان بیپایه پیروی میکنند، با اینکه گمان هرگز انسان را بی نیاز از حق نمیکند.» (نجم 28)
بنابراین انسان سعی میکند، همه چیز را دنیوی و مادی ببیند و حال آن که خداوند در قرآن انسان را دعوت میکند تا افقهای بالاتری از حیات را درک کند و آگاهی عمیقتر از وضع خود در مراتب خلقت داشته باشد و دید خود را محدود به امور و اسباب دنیوی نکند و بداند این جهان مادی تنها ماوای او نیست و بناست به مراتب عالیتری از هستی سفر کند، اما برای کسب سعادت و نیکی در آن جهان، نیازمند شناختی صحیح و اولیه از خداوند و درکی از جهانی است که قوانین و صفات عالم مادی در آن غایبند. از اینرو، ادا کردن حق خداوند، نه لطفی به اوست و نه چیزی را به او میافزاید؛ بلکه صرفا گامی است در راه تعالی یافتن انسان، چنان که مولوی میگوید:
سنگ بر آهن زنی آتش جهد
هم به امر حق قدم بیرون نهد
سنگ و آهن خود سبب آمد و لیک
تو به بالاتر نگر ای مرد نیک
هرچند عوامل دنیوی، ما را به مقاصد دنیوی میرسانند، اما اگر نگاه خود را به این علت و معلولها محدود کنیم، علت اصلیای را که موجب برقراری چنین قوانینی شده است نخواهیم دید و افق دیدمان بسیار محدود خواهد ماند. از این منظر، گمراهی و هلاکت و نگونبختی انسان در حیات پس از مرگ، معلول جهل و ناآگاهی اوست و اسلام انسان را برای رهایی از این نگونبختی به آگاهی عمیق و صحیح از منشأ وجود او و شناخت تنها خالقش دعوت میکند.
اسلام، انسان را به این نکته فرامیخواند که به آنچه در دنیا میگذرد و موجب غفلت او از منشأ حقیقی عالم کائنات شده است، با دقت و تردید بیشتری بنگرد. انسان در برابر امور و قواعد روزمره میتواند از خود سوال کند چرا امور جهان اینچنین است و چرا حوادث عالم از مسیر چنین قوانینی میگذرد و چرا وضع جهان گونه دیگری نیست؟
همین تردید افکندن در تلقی روزمره خودمان از امور دنیوی، میتواند موجب شود درکی عمیقتر نسبت به حقایق دینی کسب کنیم و برای پذیرش پیام توحید آمادهتر شویم:
کاین سبب را آن سبب آورد پیش
بیسبب کی شد سبب هرگز به خویش
ساعد فیض آبادی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: