jamejamnashriyat
کد خبر: ۵۸۱۷۰۲   ۳۱ تير ۱۳۹۲  |  ۱۶:۰۶

می‌گویم مرا ببخش، تو می‌خندی مبهم و مشکوک و دوباره دکمه‌های کیبوردت به صدا درمی‌آیند و تندتند تایپ می‌کنی. تایپ می‌کنی کلماتی را که باور نداری، که حرف دلت نیستند، که انگار سرفه‌های یک آدم مسلول​اند​ روی صفحه سفید دستمال کاغذی.

می‌گویم مرا ببخش، سکوت می‌کنی. سردی مرموزی می‌دود در کوچه‌های استخوانم، دردی مشکوک در رگ‌های جوانم جوانه می‌زند، گل‌های پیراهنم رنگ می‌بازند، عرق سردی وجودم را فرا می‌گیرد.

می‌گویم مرا ببخش، این بار چروک‌های پیشانیت بیشتر می‌شود. براحتی صدای شکستنم را می‌شنوم. می‌ریزم کف پیاده‌روهایی که این روزها خیلی طولانی شده‌اند.

می‌گویم مرا ببخش و بدون مقدمه بغض می‌کنم می‌دوم تا سر کوچه، می‌ریزم روی آسفالت سیاه و سرد. حالا بارانی از من می‌ریزد به روی پیاده‌رو، به روی خیابان. حالا عابران یکی یکی می‌ایستند مرا نگاه می‌کنند. سر تکان می‌دهند و می‌روند. حالا کفش‌های کتانی، مانتو و شلوارهای جین، پیراهن‌های یقه‌دیپلمات مرا به انگشت نشان می‌دهند. من اشک می‌ریزم آنها نگاه. و تو همچنان با دکمه‌های کیبوردت کلماتی را تایپ می‌کنی که لکنت گرفته‌اند.

مرا ببخش، این را دلم می‌گوید که تو زیر و بم آن را می‌شناسی. این را دلت می‌گوید که این روزها برادریش را فراموش کرده‌ای. این را چشم‌هایت می‌گویند که در تنهایی خودت بهار بهار باریده‌اند برای من و تو هر بار مغرور و سرکش اشک‌هایت را فقط در تنهایی به سر انگشتانت سپردی که تازه از تایپ کردن نامم برگشته بودند.

می‌گویم مرا ببخش، این بار تو لبخند می‌زنی. من این لبخندها را می‌شناسم. این هدیه‌های خداوند که از لب‌های تو تراوش می‌کند.

می‌گویم مرا ببخش، نگاه می‌باری اما گرم و مهربان و من امیدوار می‌شوم که انسان بزرگی در روبه‌رویم قد کشیده است تا خدا که می‌تواند مرا در سایه خودش به آسمان برساند، انسان شریفی که می‌تواند مثل دریا مرا در خود پنهان کند و بگذارد پاک بمانم. کسی که آن قدر دارد که می‌تواند ببخشد، درست گفته‌اند:

ذات نایافته از هستی،‌ بخش

کی تواند که شود هستی بخش

تو داری،‌پس می‌توانی ببخشی. آن قدر بزرگوار هستی و آن قدر لطف داری که می‌توانی چشم بر بدی‌های من ببندی و آرام و با وقار با لبخندی که مخصوص توست، بگویی «عزیزم؛ باشد اصرار نکن، این بار هم بخشیدمت».

حالا من مثل کسی که از طناب دار رها شده باشد، آزادیم را مدیون تو خواهم بود و برای جبران خطاهای کرده و نکرده خودم با تمام وجود راه می‌افتم.

حالا تو خوشحالی که توانستی ببخشی و من خرسندم که لایق بخشیده شدن بودم. حالا دست‌های ما در آسمان برای هم دعامی‌کند و لبخندهایمان برای هم نذر می‌شوند.

علی بارانی

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
گردش بیشتر جهش بیشتر

گردش بیشتر جهش بیشتر

شرایطی که امروز در کشور شاهد آن هستیم، بدون شک نشان‌دهنده وجود و گسترش ویروس جهش‌ یافته انگلیسی است؛ آن‌قدر که در آزمایش‌های جدیدی که انجام می‌دهیم، غالب بودن سویه انگلیسی ویروس درنتیجه آنها کاملا مشهود و مشخص است؛ اتفاقی که متاسفانه با مدیریت نادرست و تصمیمات بسیار نابخردانه در ستاد کرونا اتفاق افتاد و موجب شد ویروس جهش‌یافته در تمام کشور شیوع پیدا کند و همه شهرها را در بربگیرد.

همچنان خوشبین نیستیم

همچنان خوشبین نیستیم

بعد از برگزاری چند جلسه از مذاکرات کمیسیون برجام باید گفت که همچنان برای خوشبینی نسبت به ثمربخش بودن این مذاکرات زود است و ما مثل گذشته خوشبین نیستیم.

بیم و امیدهای روزهای کرونا زده

بیم و امیدهای روزهای کرونا زده

این روزها، روزهای سختی است. روزهایی که برگشتیم به محدودیت‌های پاییز ۱۳۹۹. روزهایی که آژیر قرمز کرونا یک‌بار دیگر در سراسر کشور به صدا در آمده است اما این بار سخت‌تر و نگران‌کننده‌تر. ابتلاها خانوادگی و سرعت انتقال بالا رفته است.

گفتگو

بیشتر
کار ناتمام محققان با آرسیبو

مدیر عملیاتی تلسکوپ رادیویی ساردینیا در گفتگو با جام‌جم از داغ‌ترین حوزه‌های مطالعاتی در اخترشناسی رادیویی می‌گوید

کار ناتمام محققان با آرسیبو

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر