در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

دعا نشاندهنده باور قلبی به قادر مطلق بودن خداوند است. هنگام دعا، انسان به یاد میآورد که خداوند یکتا، خالق اوست و توانایی رفع نیازهای او را دارد. دعا، باعث میشود در برابر دیگران تعظیم نکند و کرامت انسانی خود را حفظ نماید.
اما یکی از مسائلی که در باب دعا وجود دارد این است که بسیاری از افراد، مدعی هستند خداوند را صدا میکنند و نیاز خود را از او میخواهند و او پاسخ نمیدهد.
از سوی دیگر، افرادی که در این زمینه به نحو تخصصیتر به بحث میپردازند، مسائل اینچنینی را از آزمونهای صحت یا عدم صحت باورهای دینی میدانند. به باور آنها، باور دینی نیز همچون هر دیدگاه دیگری، باید آزموده شود، تا در این آزمودن، در یابیم که آیا این باور صحیح است یا نادرست.
اگر باور دینی صحیح باشد، باید صحت ادعاهایی که مبتنی بر باورهای دینی هستند، در دنیای واقع نشان داده شود. باید به عینه ببینیم فردی که خدا را صدا میکند، از خداوند پاسخ مثبت میگیرد. بنابراین، اگر دیدیم فرد گرسنه ای از خداوند خواست او را سیر کند، ولی در عین حال این فرد از گرسنگی جان داد، بنابراین باورهای دینی ای چون باور بهوجود خداوند یکتا و قادر مهربان، زیرسوال میرود!
این دیدگاه تا حدی صحیح است ولی نه کاملا. براساس دیدگاههای اسلامی، باورهای دینی، باورهایی منقطع و بیارتباط با زندگی روزمره ما نیستند. یک مسلمان، حضور باورهای اسلامی را در زندگی و معیشت خود حس میکند. او میداند بر مبنای اسلام، راه و رسم معیشت او، حد و مرزهای خاصی دارد. یک مسلمان از هر طریقی نمیتواند کسب روزی کند، وگرنه مکافات رزق حرام را، هم در این دنیا و هم پس از مرگ، خواهد دید. او میداند بر اساس دیدگاههای اسلامی، تهمت زدن، دروغگویی، غیبت کردن، فحاشی و بسیاری از کارهایی که مورد نهی باورهای اسلامی است، در زندگی او آثار نامطلوبی به بار میآورد. بنابراین، باورهای دینی، در زندگی یک مسلمان، آزموده میشود و اگر در این آزمون ها، درستی آنها تایید نشود، فرد رفته رفته دیگر به آنها باور نخواهد داشت.
اما چرا برخی از باورهای دینی، به این سادگی تائید نمیشوند، بویژه باورهایی که درباره دعا کردن هستند. مثلا به این آیه قرآن توجه کنید: «و هرگاه بندگان من از تو درباره من بپرسند [بگو] من نزدیکم و دعای دعاکننده را به هنگامی که مرا بخواند اجابت میکنم» (بقره 186) اگر چنین است که ما هرگاه خداوند را بخوانیم، او دعوت ما را اجابت میکند، چرا برخی مدعی هستند که ما بارها خواسته خود را از خداوند طلب کردیم، و او پاسخ مثبت نداد؟
مشروط بودن قوانین
در اینجا باید به نکاتی مهم توجه کرد. اول اینکه، هیچ قانون کلیای بدون قید و شرط نیست. این مطلب حتی در باب دقیقترین قوانین علمی نیز صادق است. قوانین فیزیکی ای که بارها صحت آنها در آزمایشگاههای مهم دنیا به اثبات رسیده، قید و شرطهای بسیاری دارند. قوانین اقتصادی در باب عرضه و تقاضا و نیز تورم و کنترل آن و غیره نیز دارای شرایط بسیاری هستند. بسیاری از این قیود و شرایط، ابتدا، نزد خود کاشفان این قوانین، روشن نیستند و برخی از آنها دقیقا تمام این شروط و قوانین را نمیدانند.
بنابراین قوانین کلی، مشروط هستند. قوانین دینی نیز از این قاعده مستثنا نیستند. دعا کردن دارای شرایطی است و در ضمن، قوانین اسلامی خواهان بی توجهی به علل و اسباب دنیوی نیستند. از نگاه اسلامی، حرکت و کوشش و تلاش مسلمان در راه کسب معیشت دنیوی، یک فضیلت ارزشمند است. انسان نباید از حرکت باز ایستد و به امید خدا بنشیند تا مشکل او را حل کند. بلکه باید با تعقل و تفکر، در راه حل مسائل خود گام بر دارد، ولی این اسباب دنیوی را کاملا تعیینکننده نداند، و امیدار باشد که خداوند به حرکت او، برکت داده و آن را به نتیجه مطلوب برساند.
بنابراین، آزمودن باورهای دینی و بویژه اسلامی، امکانپذیر است ولی این آزمون فرآیندی پیچیده دارد، چرا که برخی از قیود و شرایط آن، در معرض مشاهده همگان نیست و صرفا از درونیات فرد دارای باورهای دینی است (مثل شرط داشتن نیت صحیح و امید بستن به خداوند برای برکت دادن به حرکات انسان.)
حال که آنچه رخ میدهد، در معرض دید همگان نیست، بنابراین، هر کسی بهتر از دیگران میتواند قضاوت کند که آیا باورهای دینی او، در زندگیاش، صحیح از آب درآمدهاند یا خیر.
زمینههای مادی خداجویی
اما یکی دیگر از مسائلی که در این باب مطرح میشود، عبارت است از مقایسه عدهای زیاد از باورمندان به یک دین، با عده زیاد دیگری که به این دین، یا اصلا به هیچ دینی، باور ندارند.
مثلا دو جامعه که یکی اسلامی و دیگر لائیک است با هم مقایسه میشوند و چنین ادعا میشود، اینکه این جامعه اسلامی که اکثریت اعضای آن مسلمان هستند، دچار فقر و تنگدستی هستند و در مقایسه با آن جامعه لائیک، دچار مشکلات اخلاقی و قانون شکنیهای بیشتر هستند، نشاندهنده این است که باورهای اسلامی، کارایی مثبتی ندارد، و مسلمانان را به سعادت نمیرسانند!
اینگونه آزمودن باورهای دینی و بویژه اسلامی، بسیار شایع است، و عمدتا از سوی کسانی صورت میگیرد که میخواهند نشان دهند باورهای دینی، باورهای نادرستی هستند که کارایی مثبتی ندارند و حتی در رساندن انسانها به وعدههایی که خود ادیان دادهاند، ناتوان هستند.
در باره چنین اشکالی چند نکته را میتوان ذکر کرد:
اولا اینکه عده زیادی از افراد یک جامعه، به شکل رسمی پیرو یک دین خاص شمرده میشوند، دلیل بر این نیست که همه آنها، باورهای دینی را در زندگی خود پیاده میکنند و چه بسا اکثر آنها از مسلمانانی باشند که دستورات دینی را از زندگی خود دور کرده و به آموزههای دینی، بها نمیدهند.
دوم اینکه در چنین آزمونهایی گاه جای علت و معلول، عوض میشود. تلقی افرادی که سعی دارند از طریق چنین مقایسههایی بین جوامع دینی و جوامع غیردینی، نادرستی باورهای دینی را نشان دهند این است که باورهای غیر دینی، باعث پیشرفت جامعه لائیک، و باورهای دینی فلان جامعه اسلامی، باعث عقبماندگی آن جامعه شده است. در صورتی که برخی از آموزههای قرآن و اسلام، ما را به فهم دقیقتری از این وضع راهنمایی میکنند. مثلا به این آیه توجه کنید:
«و چون به انسان آسیبی رسد پروردگارش را در حالی که به سوی او بازگشتکننده است میخواند سپس چون او را از جانب خود نعمتی عطا کند آن [مصیبتی] را که در رفع آن پیشتر به درگاه او دعا میکرد فراموش مینماید و برای خدا همتایانی قرار میدهد تا [خود و دیگران را] از راه او گمراه گرداند بگو به کفرت اندکی برخوردار شو که تو از اهل آتشی» (زمر، 8)
و نیز به این آیه:
«و چون انسان را آسیبی رسد ما را به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده میخواند و چون گرفتاریش را برطرف کنیم چنان میرود که گویی ما را برای گرفتاریی که به او رسیده نخوانده است این گونه برای اسرافکاران آنچه انجام میدادند زینت داده شده است» (یونس، 12)
براساس این دو آیه، انسان، طبیعتا، هنگام سختیها و مصائب، بیشتر زمینه خداجویی دارد و هنگام رفاه و آسایش طبیعتا میل به فراموشی خداوند دارد. در هر صورت، از منظر اسلامی، رفاه و آسایش همان فردی که باوری به خداوند ندارد نیز از جانب خداوند است. هیچ منبع قدرتی غیر از او و بیرون از قلمرو قدرت او وجود ندارد که بتواند ذرهای منشأ اثر باشد. اما این نعمات خداوند، ممکن است خود باعث دوری فرد از خداوند شود. به این آیات از سوره هود توجه کنید:
و اگر از جانب خود رحمتی به انسان بچشانیم سپس آن را از وی سلب کنیم قطعا نومید و ناسپاس خواهد بود. و اگر پس از محنتی که به او رسیده نعمتی به او بچشانیم حتما خواهد گفت گرفتاریها از من دور شد بیگمان او شادمان و فخرفروش است. مگر کسانی که شکیبایی ورزیده و کارهای شایسته کردهاند [که] برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ خواهد بود. (آیات 9 تا 11)
پس آزمون یاد شده، مبنی بر اینکه از آنجا که افرادی که در رفاه و پیشرفت بیشتر هستند، چندان اعتقاد دینی قویای ندارند، پس باورهای دینی، صحیح نیست، آزمون چندان دقیقی نیست، چرا که متن آموزههای دینی به این نکته تصریح دارد که همان نعمتهای خداوند و همین موفقیتهای مادی ـ که البته به خودی خود از منظر دینی، نه تنها ناشایست نیست، بلکه اتفاقا در صورتی که به حفظ کرامت انسانی بینجامد، بسیار شایسته و نیکو است ـ میتواند فرد را از خداجویی دور کند.
شاید از همین روست که عرفا قائل هستند که «هر که در این بزم مقربتر است، جام بلا بیشترش میدهند» و نیز یکی از مزایای ریاضتهای مشروعی چون روزهداری، همین است که انسان با دوری جستن از رفاه و لذتهای دنیوی، زمینه نزدیک شدن خود به خداوند را میسر کند.
حسین آشتیانی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: