در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خاطره وحشتناک این روز در تمام زندگی همراه دنیل بود و او در تمام سالهای بعد از این رویداد تلخ با خود فکر میکرده که چگونه فناوری میتوانسته از ابعاد وحشت و اضطراب آن روز او بکاهد؛ اندیشهای که موتور محرک او برای راهاندازی کسب و کاری شد که او امروزه مدیریتش میکند.
دنیل مثل خیلی از همسن و سالانش در دورانی بزرگ شده بود که کامپیوتر و گجتهای رنگارنگ و نوظهور فراوانی او را احاطه کرده بود. شاید همین موضوع باعث شد او برای ادامه تحصیل، مهندسی کامپیوتر را برگزیند. زندگی در یک کشور در حال توسعه با بازار کار محدود و جمعیت تحصیلکرده فراوان، باعث شد دنیل برای پیداکردن شغل مناسب به روابط عمومی قوی خود متوسل شود و سطح توقعش از سمت و نوع کاری را که قرار بود بکند، پایین بیاورد. همین موضوع از او مهندسی کارکشته با شبکه بزرگی از دوستان و همکاران ساخت؛ شبکهای که بزودی بال پرواز بزرگاندیشیهای دنیل میشد.
سختکوشی، کمتوقعی، مهربانی و مردمداری باعث شد دنیل پلههای ترقی را خیلی زود طی کند. زمانی که او تولد بیست و شش سالگی خود را جشن میگرفت، مدیر مهندسی یک شرکت بزرگ فروشنده قطعات کامپیوتری بود که وسعت فعالیتهای آن سراسر خاک برزیل را فرا میگرفت. این شرکت دفاتر و کارمندان فراوانی داشت که موظف بودند خدمات پس از فروش مناسبی را به مشتریان عرضه کنند. در همان روزهای نخست شروع به کار، دنیل دریافت که حجم شکایات از دیر رسیدن خدمات بسیار زیاد است. از آنسو کارمندان دنیل هم همیشه بهانهای داشتند و دنیل دریافت که کنترل این حجم جابهجاییهای درون و بیرون شهری در سراسر کشور بدون یک مرکز کنترل اتوماتیک غیر ممکن است.
خاطره تلخ گم شدن در زمان کودکی و این چالش مدیریتی جدید هر دو یک پاسخ داشتند. از نظر فناوری ابزاری که میتوانست این مشکل را حل کند، سالها بود که اختراع شده بود. سیستم موقعیتیاب جهانی یا همان جیپیاس میتوانست موقعیت کودک یا همکاران یک شرکت را در هر لحظه مشخص کند و با ارسال آنها به یک دیتابیس مرکزی، پردازش لازم روی آنها صورت گیرد و...
اما فراهم آوردن زیرساختهای لازم برای راهاندازی این ایده میتوانست آنقدر پرهزینه باشد که هر پدر و مادر یا رئیس شرکتی را از خرید این سیستم منصرف کند. دنیل مشغول سروکله زدن با این چالش بزرگ بود که یکی از همکلاسیهای دوران دانشگاهیاش به تلفن همراه او زنگ زد؛ اما دنیل بهتزده بهجای جواب دادن به تلفن برای چند ثانیهای به تلفنش که مجهز به سیستمعامل سیمبین بود، زل زد.
جواب همیشه در جیب او بوده، به همین نزدیکی، اما دنیل از آن غفلت کرده بود. او برای عملیکردن ایدهاش نیازی به خلق ابزاری خارقالعاده یا زیرساختی بزرگ نداشت؛ زیرا همه چیز مهیا بود؛ جیپیاس، اینترنت، موبایل و کامپیوتر.
در حقیقت دنیل نیاز به حلقهای داشت تا بتواند ارتباطی نو را برای نیاز خود از این ابزار استخراج کند. تلفن را جواب داد و بدون مقدمه موضوع جرقهای که همین حالا ذهن او را روشن کرده بود با دوستش در میان گذاشت. پاسخ آن دوست مسیر زندگی دنیل را عوض کرد: «میخواهی این ایده را دودستی تقدیم رئیست کنی یا آنقدر شهامت داری که شرکتی برای عملیکردن ایدهات راه بیندازی؟»
او چند سال بود که برای دیگران کار میکرد و کارهای گوناگونی را هم تجربه کرده بود. حال هم تجربه مهندسی داشت و هم تجربه مدیریتی، پس استعفا داد و ZoeMob را راه انداخت. به کمک همان دوستش طرح اولیه کار را روی کاغذ آوردند و طرح تجاری اولیهای نوشتند. سپس با چند مدیر ارشد و صاحبان کسب و کار کوچک و بزرگ مشورت کردند.
به موازات این کار تیم کوچکی تشکیل دادند و کار نوشتن نرمافزار ZoeMob را آغاز کردند. ایده نوشتن نرمافزاری مخصوص تلفنهای همراه بود که پس از نصبشدن روی گوشی میتوانست، موقعیت لحظه به لحظه فرد مورد نظر شما را روی نقشه نشان دهد؛ اما دنیل تنها به همین ویژگی اکتفا نکرد و با توجه به دغدغهای که از دوران کودکی داشت امکانی را درون این برنامک در نظر گرفت تا حتی شما بتوانید بدون چککردن مداوم نقشه مبدا و مقصد یک کودک، یک همکار و حتی یک دوست را مشخص کنید.
به این ترتیب به محض خروج او از مبدا، شما پیامی دریافت خواهید کرد، ترافیک مسیر مورد نظر شما، انحراف شخص از مسیر و حتی اخبار ناخوشایند طول مسیر مثل تصادف شدید یا انفجارهای تروریستی تا لحظه رسیدن شخص مورد نظر به مقصد به شما اطلاع داده میشود. سرانجام و با رسیدن فردی که زیر نظر گرفتهاید به مقصد این ماموریت نظارتی با ارسال یک پیام دیگر پایان میباید و اکنون شما میتوانید نفس راحتی بکشید.
نرمافزار رایگان است، اما برای دریافت سرویسهای افزوده مثل ارسال پیامک یا حتی هشدارهای پیشگیرانه باید هزینه اندکی پرداخت کرد که منبع درآمد تیم کوچک دنیل است. امروزه دنیل یک کسب و کار مبتنی بر فناوری اطلاعات را در وسعت سیاره زمین اداره میکند. او هر روز شاهد پیامهای خوشحالی والدینی که از رسیدن فرزند خود به مدرسه یا خانه خوشحال میشوند، است.
او شاهد رضایت کارفرمایانی است که میتوانند با نرمافزار او کارکنان خود را بهتر اداره کنند و حالا او حتی پا را فراتر نهاده و چشم به مشتریانی کلان دارد. دنیل امیدوار است محصولش تبدیل به پایگاه داده بزرگی بشود تا بتوان از طریق آن رفتار افراد را طی زندگیشان تجزیه و تحلیل کرد.
برای نمونه با کمک این اطلاعات یک روانشناس میتواند تجربه رفتارها و عادتهای مریض خود را بدون هیچ پرسشی در یک نگاه متوجه شود؛ به همین دلیل دنیل امیدوار است بتواند برنامک خود را برای استفاده در صنایع مختلفی عرضه کند. شاید هم یک روز بتوان هر اتومبیلی را به این سیستم مجهز کرد و سازمانهای ترافیک ملی کشورها مشتریان عمده دنیل شوند.
به لطف بازار جهانی اندروید، امروز دنیل بیش از 70 درصد مشتریان برنامک خود را در بیرون از برزیل ثبت کرده است و با کمک درآمد حاصله توانسته روی ایدههای جدیتری هم کار کند. به باور دنیل گرچه به دستآوردن یک بازار جهانی سرمایهای هنگفت است، ولی ورود به چنین بازاری با رقبایی که از هر ابزاری استفاده میکنند تا بهترینهای خود را عرضه کنند، کاری بسیار دشوار است.
از همین رو دنیل با ورود به دنیای اندروید رقبای سرسخت آمریکایی را در برابر خود دید که اگر دیر میجنبید از سوی آنها بلعیده میشد. از نگاه دنیل ایده از دل تجربههای تلخ و شیرین حقیقی زندگی افراد بهدست میآید.
او ایدهاش را از تجربهای تلخ بهدست آورد، ولی آن را تبدیل به ثروتی شیرین کرد. او معتقد است نباید بسادگی از کنار ایدهها گذشت و آنها را دودستی به دیگران تقدیم کرد.
رامین فتوت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: