در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سریالهایی که گرچه منتقدانی هم داشت، اما نشان داد خیلیها را میتوان با برخی از محتواها آشتی داد به شرط این که هیجان و نوجویی و جوانپسندی یادمان باشد. از بین کارهای نمایشی، مواردی هم بودند که ظاهرا مذهبی نبودند، اما ارزشهای انسانی را یاد میدادند مثل «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» که درنهایت همهشان از تلاشها برای تلنگر بر باورهای اخلاقی خبر میدهد.
برنامههای گفتوگومحور سیما هم که در سالهای اخیر خلاقتر شدهاند، به بحثهای اجتماعی ورود پیدا کردهاند و از ازدواج و طلاق میگویند و سعی میکنند ارتباط محکمتری با جامعه برقرار سازند. در این برنامهها برخی روحانیون به عنوان شخصیتهای موثر و معروف میان خانوادهها شناخته شدهاند.
خیلی از مجریان هم با همین برنامههای مذهبی بود که چهره و برخی دیگر از برنامههای تلویزیونی هم براساس تداوم و تاثیرگذاریشان جاودانه شدند، مثل برنامه «درسهایی از قرآن» حجتالاسلام قرائتی که اتفاقا چه خوب که همه برنامهسازان سیما کمی از این خودمانی بودن و سادگی این برنامه (که با وجود گذشت سالیان سال هنوز هم بینندگان زیادی دارد) یاد بگیرند. برنامهای که شکل کلاسیکی دارد، اما چون از عنصر طنز و بداهه و خلاقیت معلم سخنورش بهره میگیرد و قرآن را به زندگی مردم نزدیک میکند، جزو بهترین برنامههای مذهبی همه سالهای رسانه ملی است.
با همه اینها چند پرسش پیش میآید. یکی این که آیا این همه کافی است؟ آن هم برای مخاطبی که الان نه دو شبکه که 60 شبکه دارد؟ این که چرا برنامههای ابتکاری کم است؟ چرا همیشه یک مجری و یک کارشناس؟ همیشه همان گروههای ثابت و گاهی هم خستهکننده؟ چرا کنداکتور پخش برنامهها در مناسبتهای مذهبی، در برخی شبکهها توام با خلاقیت نیست؟ چرا به فکر کسانی که در همین ایام میتوانند با دین و مذهبشان آشتی کنند، نیستیم؟ درست در زمانی که جو روانی جامعه با نذریها، چراغانیها، افطاریها و دستهها تشویقی است برای زندگی با دین، جو روانی تلویزیون چقدر با کارهای ابتکاری میتواند به تربیت مخاطب خود بپردازد؟
مثلا پخش تلهتئاترهای مرتبط در همین ایام چه ایرادی دارد؟ چرا از فیلمنامههای قوی در کارهای نمایشی خبری نیست؟ چرا برخی کارگردانان سریالهای مذهبی تلویزیون را با اما و اگرهای وسواسگونه و تحمیل سلیقهها آنقدر خسته میکنیم که میدان را خالی میکنند؟ چرا بچهمسلمانهای هنرمند ما همیشه نیستند و چرا پروژههای مذهبی اینقدر سنگین است و دیر بازده؟
شاید بهتر باشد مسئولان تصمیمگیرنده، سنتها را بشکنند و کمی به فکر جانبخشیدن به روزهایی باشند که مخاطب تلویزیون در بیرون از قاب کوچک زیباییهای مذهب را درک کند، در تلویزیون تصویر پررنگتری ببیند نه تصویر رنگپریده و عاری از ابتکار. این که از کارگردانهایی که امتحانشان را پس دادهاند، بیشتر استفاده شود. این که حق مولف را ارج بگذارند. این که تحمل ایدههای نو را بالا ببرند و دعوتی کنند از همه کسانی که میتوانند کاری کنند تا این قاب کوچک بزرگتر شود و همه در آنجا شوند.
میترالبافی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: