در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کجایی هستی؟ این سوالی است که ایرانیان و در مقیاسی بزرگتر همه مردم جهان هنگام اولین آشنایی از یکدیگر میپرسند. دلیل چنین پرسشی این است که میخواهند هویت یکدیگر را درک کنند. مکان تولد و زندگی بخشی از هویت ماست و مردم با استفاده از این بخش هویتی میتوانند فرضیاتی در مورد ما بسازند و آنگونه با ما رفتار کنند. مثلا اگر کسی به شما بگوید اهل عربستان سعودی است سعی خواهید کرد کمی محتاطتر در مورد حقوق زنان با او صحبت کنید، یا اینکه اگر بدانید فردی اسکاتلندی است نمیتوانید روی این حساب باز کنید که او خرج رستوران شما را خواهد داد. در همین ایران خودمان اگر در مناطق جنوبی باشید و یک شب بدون سرپناه بمانید امید زیادی دارید خانواده خونگرمی شما را به خانه خود دعوت کنند و اگر در مازندران باشید و بخواهید از ورزش صحبت کنید بهتر است در مورد والیبال و کشتی صحبت کنید که مورد علاقه مردم است. این موضوع در انتخاب افراد در انتخابات مختلف هم تاثیرگذار است و از این روست که کاندیداهای مختلف را بهزادگاه و ریشه خود ارجاع میدهند.
در عین حال مکان، یکی از عوامل ایجاد حب و بغض میان مردمان است. مردمانی که مکان زندگی خود را از گذشته تا امروز با مرز مشخص کردند، سعی دارند از حریم مادی و معنوی این مکان محافظت کنند و همین موضوع چه جنگهایی را که برانگیخته و باعث چه اتحادهایی میان مردمان شده است. همین موضوع هم در نوع خود باعث تغییراتی در آرایش انتخاباتی شده است. همانطور که ذکر آن خواهد رفت در انتخاباتهای گوناگون ایران دیده شده این حب و بغضها در نتیجه انتخابات موثر بوده یا حداقل نشانه روشنی به ناظران سیاسی داده است. در ارتباط با انتخابات مجلس شورای اسلامی، میان شهرستانها برای این قصه نمونههای جذابی وجود دارد که شاید ذکرش در این مقال نگنجد، یا درخصوص انتخابات ریاستجمهوری، مثلا در انتخابات سال 1380 ریاست جمهوری، با وجود رای بالای کلیت مردم استان یزد به سید محمد خاتمی، مردم میبد و صدوق رای بالایی به او ندادند، چرا که شهرهای میبد، صدوق و اردکان بهطور کلی اختلافاتی با یکدیگر دارند.
صدالبته که موضوع محل زندگی گاهی در قالب نژاد و قومیت مطرح و در انتخابات تاثیرگذار میشود. در بیشتر انتخاباتهای ایران، هر فرد در محل تولد خود (چه شهرستان و چه استان) رای بالاتری آورده است. البته این یک قاعده بدون مثال نقض نیست، اما استحکام آن از این مثال بخوبی روشن میشود. در انتخابات سال 1384 ریاست جمهوری کمتر کسی برای محسن مهرعلیزاده، رئیس وقت سازمان تربیت بدنی شانسی قائل بود. او نسبت به سایر حاضران بیشتر چهره اجرایی داشت و نه سیاسی و مقامات اجرایی او هم در سطوح عالی نبود. با این حال مردم سه استان آذرینشین کشور یعنی اردبیل، آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی بالاترین رای خود را به او دادند، چرا که او یک ترک است و این موضوع فقط مخصوص به ایران نیست، چرا که در ایالات متحده هم معمولا رای ایالت محل تولد فرد به حساب او ریخته میشود.
اما اگر از مرحله انتخابات گذر کنیم باید به این پرسش پاسخ دهیم که پیروزی یک فرد، چه تاثیری بر وضع محل زندگی یا تولد او خواهد داشت. صد البته که قاعده کلی میگوید هر مسئول، چه در قامت نماینده مجلس یا در قامت یک رئیسجمهور نباید به محل تولد یا زندگی خود توجه بیشتری داشته باشد. طبق قانون اساسی هر نماینده، نماینده همه مردم ایران (و نه حتی نماینده حوزه انتخابیه خود) و هر رئیسجمهور، رئیسجمهور همه ملت ایران است. در عین حال یکی از اصول مدیریت مطلوب هم رعایت عدالت است و در عین حال این موضوع باعث توسعه پایدار و متناسب کشور میشود. با وجود این عللی چند باعث میشود این قاعده کلی به هم بخورد.
نخست اینکه هر مسئول چه در قامت نماینده مجلس و چه در قامت رئیسجمهور از منطقه خود و مشکلات و ظرفیتهای آن شناخت دارد که دیگران ندارند. ممکن است بخشی از توسعه شهر محل تولد یا زندگی آن مسئول از این بخش باشد. در عین حال هر مسئول با شناخت کامل نیروهای بومی میتواند استاندار یا فرمانداران خوبی برای منطقه خود برگزیند و اگر رئیسجمهور باشد در تعیین نماینده مجلس هم تاثیرگذار باشد. همین موضوع ثبات مدیریتی بههمراه دارد که در توسعه منطقه تاثیرگذار است. در عین حال توجه مسئولان کشوری و لشکری هم به این منطقه جلب میشود. جلب توجه آنان در فرض مطلوب به دلیل توسعه همه کشور و البته در فرض نامطلوب نوعی نشان دادن توانایی به مدیر مورد نظر است. موضوع دیگر هم سرمایهگذاری است که خود فرد در شهرش انجام میدهد. مثلا اکبر هاشمی رفسنجانی موزه و مرکز فرهنگی در رفسنجان تاسیس کرده که در وضع گردشگری و اشتغال این شهر موثر است. اما باید توجه داشت نسبت پیشرفت منطقه محل تولد یا زندگی یک مسئول، نسبتی مستقیم با ویژگیهای شخصی او و ارادهاش برای آبادانی آن بخش از کشور دارد. این موضوع بخوبی در پایان نامه «بررسی تطبیقی رابطه بین دسترسی به فرصتهای سیاسی و توسعه مکانی، نمونه موردی یزد و کرمان، دوره زمانی 1365ـ1380» نوشته ماشاءالله یوسفی سال 1383 مشخص است. در چکیده این پایان نامه آمده است: «در این تحقیق با ارزیابی و مقایسه شاخصهای متعدد اقتصادی، اجتماعی و جغرافیایی در استانهای یزد و کرمان که زادگاه دو رئیسجمهور در سالهای اخیر بوده است، درپی پاسخ به این سوال بودهایم که آیا دسترسی به فرصت سیاسی مانند ریاستجمهوری باعث استفاده از امکانات ملی در جهت توسعه موطن و زادگاه رئیسجمهور شده است یا خیر؟
به این منظور اطلاعات و آمار شاخصهای مختلف اقتصادی استانهای فوق در دورههای ریاست جمهوری مربوط به افراد جمعآوری و پردازش شد. نتایج تحقیق نشان داد دسترسی به فرصت ریاست جمهوری در افزایش رشد شاخصهای استان کرمان نسبت به دوره قبل از آن تاثیر زیاد و در مقایسه با متوسط کشوری تاثیرکمتری داشته است. در استان یزد دسترسی به این فرصت بر عکس استان کرمان بوده بهطوری که تاثیر ضعیفی روی ضریب رشد شاخصهای توسعه استان نسبت به دوره قبل از آن داشته است، ولی دسترسی به فرصت ریاستجمهوری تاثیر زیادی روی رشد شاخصهای توسعه استان در مقایسه آن با شاخصهای کشور داشته است.» معنای این حرف این است که شاخصهای استان کرمان که یکی از مناطق محروم بوده است به نسبت خود استان در دوران قبل از ریاست جمهوری هاشمیرفسنجانی افزایش پیدا کرده است، هرچند به دلیل ضعیف بودن بنیه این استان، وضع در نهایت پیشرفت قابل توجهی نسبت به کل کشور نداشته است. اما در یزد شاخصهای کشوری بهتر شده که طبیعتاً در جهت رشد کلی کشور است، اما شاخصهای این استان در مقایسه با خودش، نسبت به قبل از دوران ریاست جمهوری خاتمی تغییر چندانی نکرده است. این را شاید بتوان اراده قویتر هاشمی نسبت به خاتمی برای توسعه و آبادانی موطن تفسیر کرد.
به این ترتیب مردم هر استان یا شهرستان میتوانند امیدوار باشند با راهیابی هر رئیسجمهور به ساختمان پاستور یا هر نماینده مجلس به ساختمان بهارستان علاوه بر اینکه میتوانند نامش را بر سر زبانها ببرند و به او افتخار کنند یا در دروازه ورودی شهر با افتخار، مقدم مهمانان را به زادگاهش گرامی بدارند، خواهند توانست رشد و توسعه شهر خود را در دوران ریاست و مدیریت آن فرد ببینند و شاید این مورد آخری دلیل شادیهای مردم قزوین، مشهد، رفسنجان، اردکان، مشهد، آرادان و سرخه است.
مصطفی مسجدیآرانی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: