یادداشت

رفاقت به سبک محمدجواد

دنیای امروز دنیای گرفتاری‌های رنگارنگ است. آدم‌ها چه آنهایی که به اصطلاح دستشان به دهانشان می‌رسد و چه آنهایی که غم نان، مسکن و... مجالی برای زندگی آرام به آنها نمی‌دهد، آنقدر درگیر دایره زندگی خودشان هستند که دیگر کمتر مجال می‌یابند که به دیگری برسند، رفیق او باشند و اصول رفاقت را در رابطه‌شان حفظ کنند. حالا دیگر کمتر می‌توان از رفاقت حرف زد. علاقه‌مندان به سینما، رفاقت را متعلق به فیلم‌های مسعود کیمیایی می‌دانند که دوره آن‌ هم مدت‌هاست تمام شده است.
کد خبر: ۵۸۰۱۱۶

با همه اینها گاهی در لابه‌لای آثار تلویزیونی و سریال‌هایی که از شبکه‌های مختلف پخش می‌شود، می‌توان ردپای رفاقت‌هایی را دید که تماشای آنها بیننده را حسرت به دل می‌گذارد که چرا اکنون در دنیای واقعی دیگر از این رفاقت‌ها وجود ندارد. سعید نعمت‌الله یکی از نویسندگانی است که در بیشتر سریال‌هایی که فیلمنامه آنها را نوشته به رفاقت توجه کرده است. سریال زیرهشت یکی از همین سریال‌هایی بود که نشان داد دو تا آدم گرفتار و حتی زندانی چگونه می‌توانند پناه یکدیگر در روزهای سخت باشند.

نعمت‌الله در سریال مادرانه که این روزها از شبکه سه در حال پخش است، بار دیگر یکی از این رفاقت‌های زیبا را به نمایش گذاشته است. محمدجواد (سیدمهرداد ضیایی) دوست قدیمی اردلان (مهدی سلطانی) است. آنها از بچگی با هم بزرگ شده‌اند. درست است که هر کدامشان راه خودشان را رفته‌اند، راهی که به دیگری هیچ ربطی ندارد. اما شغل آنها و حتی رفتار و اخلاق منحصر به فردشان نگذاشته دوستی آنها خراب شود. هر چند در شکل‌گیری دوستی، تفاهم و داشتن خصلت‌های اخلاقی و رفتاری مشترک حرف اصلی را می‌زند اما در سریال مادرانه رفاقت بین محمد جواد و اردلان از جنس دیگری است. این دو نفر در ظاهر هیچ سنخیتی با هم ندارند، اردلان نقطه مقابل محمد جواد است، نه صبوری او را دارد، ‌نه فروتن است، نه احترام دیگران را نگه می‌دارد و بر عکس محمدجواد دوست دارد بر همه حکمرانی کند و همه را به تمکین خود درآورد.

محمدجواد اما راه خودش را می‌رود، او بر این باور است که هر آدمی باید وظایف انسانی و اخلاقی خود را به درستی انجام دهد، محمدجواد منتظر عکس‌العمل و واکنش طرف مقابل نمی‌ماند تا بعد تصمیم بگیرد بنا به رفتار او، عمل کند. او راهش را انتخاب کرده است، باید خوب باشد، باید به دیگران کمک کند. شب و روز برایش فرق نمی‌کند. هر وقت هر کس به او نیازمند باشد، یا علی می‌گوید.

همین رفتار و اخلاق محمدجواد است که اردلان را پایبند و وابسته او کرده است. اردلان هر کجا که با قفل بسته روبه‌رو می‌شود، درخانه محمدجواد را می‌زند، چون می‌داند محمدجواد تنها کسی است که بدون هیچ قضاوتی و بدون هیچ چشمداشتی کار او را راه می‌اندازد. در چنین شرایطی است که همه ما آرزو می‌کنیم ای‌کاش دوستی مانند محمدجواد ‌داشتیم.

امیر علی صادقی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها