طب مکمل ؛ تداخل یاتعامل؛

چند ساعتی گذشته ، خوشبختانه حملات تشنج کنترل شده و مرگ از چند قدمی اش فاصله گرفته است. حرکات تنفسی طبیعی شده ، نبض بیمار منظم می زند و به یک خواب عمیق یا به اصطلاح نورولوژیست ها
کد خبر: ۵۷۸۵۵
به فاز بعد از حمله فرو رفته است. حدود 12 سال دارد و یک سالی می شود که تشنج می کند. شاید پنج شش ماه بیشتر نیست که با 2 نوع داروی ضدتشنج حملاتش کنترل شده است ، اما امروز با تشنجات مکرر و در حال اغما به اورژانس آورده شده است.
اقدامات اولیه را برایش انجام داده اند و برای ادامه درمان به بخش مراقبت های ویژه منتقل شده است. از مادرش مشکل را می پرسم. می گوید داروهایش تمام شده بود. قانع نمی شوم ، چون بیمار من بود و بارها به او و مادرش تاکید کرده بودم داروهایش را قبل از آن که به پایان برسد، تهیه کنند. جویای علت می شوم. با احساس خجالت می گوید 3-4 روز است داروهایش را قطع کرده ام. دلیلش را می پرسم ، می گوید به کسی مراجعه کرده است که ادعای درمان انواع بیماری ها را داشته و به او توصیه کرده تمام داروهایش را قطع کند و تنها از یک ماده خاص که به او تجویز می کند ، استفاده کند و از هیچ داروی شیمیایی استفاده نکند و حالا...... این داستان بارها برای من و همکاران من تکرار شده است.
گروهی که در درمان انواع بیماری ها به روشهای غیرآکادمیک خود را صاحب نظر می دانند ؛ گاه مشکلات بسیاری برای بیماران و پزشکان معالج آنها ایجاد می کنند. پزشکان با این درمان ها موافق باشند یا مخالف ، این واقعیت وجود دارد که درمان های غیرآکادمیک در میان مردم رواج دارد و این حرفه مشتریان زیادی دارد.
کمتر رشته تخصصی وجود دارد، که در آن بیماران ، به شیوه های درمانی غیرپزشکی روی نیاورند، اما نحوه برخورد پزشکان با این مساله چگونه باید باشد و بیماران را چگونه در این زمینه می توان راهنمایی کرد.
این یک حس مشترک است. شاید زیاد به فرهنگ و خانواده هم ارتباطی نداشته باشد. بیماران بسیاری هنگام مراجعه به پزشکان ، نظر آنها را درباره روشهای درمانی مرسوم غیر پزشکی جویا می شوند و از آنها راهنمایی می خواهند. این یک واقعیت انکارناپذیر است که اکثریت مردم به درمان های دارویی روی خوش نشان نمی دهند و تمایل به روشهایی دارند که گمان می کنند عوارض کمتری دارند و شاید درمان موثرتری باشند.
این تمایل تنها مختص گروه خاصی از افراد جامعه نیست و در قشرهای مختلفی از تمامی سطوح تحصیلی و فرهنگی وجود دارد؛ بخصوص این مساله در بیماری های مزمن و صعب العلاج بیشتر نمود پیدا می کند ؛ چرا که این احساس وجود دارد که درمان های رایج پزشکی اثرگذار نیست و بنابراین از روشهای دیگر استفاده می کنند. در زیر گروه بیماری های مغز و اعصاب ، بیماران بسیاری هستند که علاوه بر مراجعه به پزشک به صاحبان درمان این شیوه ها سری می زنند، بخصوص بیماران تشنجی ، فلج مغزی و بیماران مبتلا به ام.اس ، طب سوزنی ، طب سنتی ، انرژی درمانی و هومیوپاتی تنها برخی از انواع این روشها هستند که بیماران به آنها مراجعه می کنند. طرفداران داروهای گیاهی در کشورهای مختلف بسیار زیادند و چین و هند درآمد سرشاری از تولید گیاهان دارویی دارند.
طب سوزنی حتی به دوره های دانشگاهی ایالت های امریکا نیز راه یافته و دانشجویان پزشکی می توانند به فراگیری آن بپردازند و هومیوپاتی در کشورهای اروپایی انجمن های فعال خود را دارد. نتایج معالجات این شیوه های جایگزین ، بسیار متفاوت و غیرقابل پیش بینی است.
هرچند اکثریت پزشکان نظر خوشی نسبت به این درمان ها ندارند، اما هیچ پزشکی نمی تواند ادعا کند تمامی این شیوه ها بی اثر است و فایده ای برای بیمار ندارد. مطالعات زیادی در ارتباط با اثربخشی این درمان ها و مقایسه آنها با درمان های آکادمیک وجود دارد، ولی نتایج آنها ضد و نقیض و متفاوت گزارش شده است.
امروز این روشهای درمانی که روز به روز انواع جدیدی به آنها اضافه می شود ، طب مکمل یا آلترناتیو نامیده می شود. در اینجا هدف ، نقض یا نقد این نوع درمانها نیست ، بلکه تلاش برای کمک به بیمارانی است که به غلط یا درست با مراجعه به این افراد ضررهای غیرقابل جبرانی به خود وارد می کنند.
اگر پزشکی در پاسخ به بیماران هر گونه اثربخشی و درمان پذیری این روشها را بی پایه و اساس و غیرعلمی بداند ، از دید بیماران پذیرفتنی نیست و عده ای به این گروه از صاحبان طب جایگزین نیز مراجعه خواهند کرد. پس بیماران را نمی توان از مراجعه به این افراد منع کرد و با ارائه دلایل علمی نمی توان آنها را مجاب نمود. بیماران حق دارند در ارتباط با بیماری خود تصمیم بگیرند و برای درمان خود با افراد مختلف مشورت کنند. مهمترین کاری که پزشکان وظیفه دارند به بیماران خود آگاهی دهند ، این است که در صورت تمایل بیماران به مراجعه به این افراد به هیچ وجه داروهای تجویز شده از سوی پزشک را قطع نکنند و در واقع ، مراجعه به این افراد اختلال در درمان پزشک ایجاد نکند.
به بیمار باید گفته شود استفاده از طب مکمل ، تنها در صورتی مجاز است که در روند درمان دارویی وی تداخل ایجاد نکند. این مساله بخصوص در بیماران تشنجی حیاتی است.
شاید بیماری که مبتلا به آرتروز باشد ، در صورت قطع داروهای خود از سوی این افراد ، خطر جدی یا مرگباری ایجاد نکند ، ولی بیمار تشنجی که روزانه چندین قرص برای کنترل تشنج خود مصرف می کند ، اگر یکباره داروهای خود را قطع کند ، در فاز تشنجهای مقاوم و شدیدی قرار می گیرد که خطر مرگ را برای وی به دنبال دارد.
بیماران باید آگاه شوند که مصرف داروهای آنها تا چه حد برایشان حیاتی است و تحت هیچ شرایطی نباید داروهای خود را قطع کنند. در کلام آخر طب مکمل تا زمانی قابل تحمل از دید پزشکان است ، که روند درمانی بیماران را مختل نکند و باعث اختلال در درمان آنها نشود. حال کدامیک از انواع طب مکمل می تواند این تضمین را بدهد ، تا همان طور که نامیده می شود ، نقشی تکمیلی داشته باشد، نه مختل کننده. یادمان باشد همه ما مسوول حفظ سلامت بیمارانمان هستیم.



مسعود مهرپور
دکترای تخصصی مغز و اعصاب
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها