در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

پسرک گفت « تا به حال که کاسه نشکسته بود هر روز پس گردنی می زدی حالا که شکسته احتمالاً مرا می کشی!» استاد به خنده زد که « تا وقتی نشکسته بود هشدار می دادم، حالا که شکسته کتک زدن تو چه فایده دارد؟!»
شاید به خیال تان، استاد داستان ما ظالم بوده اما در حقیقت او یک ویژگی خوب مدیریتی داشت. فکر کردن به حادثه ای در حوزه کاری اش که هنوز رخ نداده است اما میشود با هشدار از آن پیشگیری کرد.
کسی نمی داند وقتی کاسه شکست هم استاد کوزه گر به فکر راه دیگری برای پیشگیری از حادثه بعدی افتاد یا نه اما به هر حال از کسی با شیوه تفکر او بعید نیست که به چنین مسالهای هم اندیشیده باشد.
دوم –امروز حمید رضا حاجی بابایی وزیر آموزش و پرورش اعلام کرد « در طول 35 سال گذشته یک نفر حتی به دنبال اختصاص ردیف اعتباری ویژه برای سیستم گرمایشی مدارس نبوده است.»توضیح این مسئول توجیهی است بر این که چرا بارها و بارها در طول سال های اخیر دانش آموزان مناطق محروم کشورمان در آتش بخاری های قطره ای سوختند؛ علت این بود که تا حالا کسی فکرش را نکرده بود میشود از سیستم گرمایشی ایمن برای گرم کردن مدارس استفاده کرد!
همانوقت که حاجی بابایی مشغول ابراز نظر درباره بخاری بود خبری در مهر منتشر شد که نشان می داد لوستر تاریخی کاخ صاحبقرانیه از سقف افتاده و شکسته است و مسئولان پس از بررسی حادثه فهمیدند علت نابودی لوستر تاریخی این بوده که تا حالا کسی فکرش را نکرده بود سقف کاخ صاحبقرانیه فرسوده شده است و نیاز به تعمیر اساسی دارد.
دو هفته پیش از این ماجراها خبر رسید که یک قلاده پلنگ در معرض انقراض و کمیاب ایرانی در جنگلهای مازندران شکار شده است و امروز هم خبر دیگری از کشته شدن پلنگ کمیابی دیگر در لردگان منتشر شد و البته این ها تنها جانوران نایابی نیستند که به ضرب گلوله کشته میشوند و این نوع خبرها دستکم هر ماه یکی دو بار تکرار میشود و علتش این است که تا به حال کسی فکرش را نکرده نگهداری از گونه های کمیاب نیاز به تجهیزات پیشرفته ، نیروی کارآمد و قوانین جدی و بازدارنده برای برخورد با شکارچیان دارد.
هر روز تعدادی از مردم ایران دچار بیماری آلزایمری ( فراموشی ) میشوند و جمعیت آلزایمریها به سرعت رو به افزایش است اما هیچ مرکزی برای نگهداری از آن ها وجود ندارد و خانوادههای شان شرایط اسفباری دارند و آن گروه از بیماران که خانوادهای ندارند چنان به حال خود رها شدهاند که گاه در تنهایی به علت زخم بستر و نخوردن غذا و ننوشیدن آب میمیرند و علتش این است که تا به حال کسی فکرش را نکرده میشود بیماران آلزایمری نیاز به مراکز ویژه نگهداری دارند و ....
سوم –متوجه ربط این خبرهای جسته گریخته با هم میشوید؟ در همه آنها مدیرانی وجود دارند که به آینده فکر نکردهاند! یعنی دقیقاً همان کاری را انجام ندادهاند که هر مدیر شایستهای انجام میدهد و بدتر این که حتی وقتی حادثه رخ داده ، یعنی وقتی دانش آموزانی در مناطق محروم با آتش بخاری جان دادهاند یا وقتی آثار تاریخی مختلف بارها و بارها به علت بی توجهی مسئولان نابود شدهاند یا وقتی هزاران خانواده به علت نبود امکان نگهداری از بیمارشان به خاک سیاه نشسته اند یا وقتی صدها گونه جانوری نایاب با گلوله شکارچیان غیرمجاز کشته شدهاند، این مدیران، به جلوگیری از وقوع مجدد موارد شبیه این حوادث فکر نکردهاند و به این ترتیب خسارات جبران ناپذیری به جامعه زدهاند.
این داستان تا کی ادامه دارد؟ مدیران که نمی دانند وظیفه شان فکر کردن و سپس اقدام است و خیال میکنند مسئولیت شان صرفاً ابراز نظرهای رسانهای پس از حوادث است تا خودشان را بی گناه جلوه بدهند ، تا چه وقت در سمت شان باقی میمانند؟ کسی پاسخ این پرسش ها را نمیداند اما به هر حال همه می دانیم این رویه به زودی تغییر نخواهد کرد و تا آن زمان دور و دیر، اشتباهات بی برگشت همچنان ادامه دارد.
مریم یوشی زاده –خبرنگار جام جم آنلاین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: