در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جیم جارموش کارگردانی است که بیش از آنکه دغدغه چه و چراییِ اعمال انسانی را داشته باشد دلمشغولِ چونیِ آنهاست. مهمترین فیلمهای او شاید «مرد مرده»، «گوست داگ، سلوک سامورایی»، «قهوه و سیگار»، «شب روی زمین» و البته «محدوده کنترل» باشد. جارموش در 1984 برای تولید نسخهبلند عجیبتر از بهشت، جایزه نخل طلای کن را از آن خود کرد و قسمت سوم از مجموعه «قهوه و سیگار» با نام «جایی در کالیفرنیا» هم برنده جایزه بهترین فیلم کوتاه در جشنواره کن شد.
بیشتر فیلمهای جارموش در آمریکا رخ میدهند اما جارموش همواره تلاش دارد به آمریکا از چشمان یک خارجی نگاه کند. به این قصد که شکلی از سینما بیافریند که سینمای اروپا ، ژاپن و هالیوود را یکجا گرد آورد. این اظهارنظر او درباره خودش شاید کمک زیادی به فهم سینمای او از نگاه مخاطب داشته باشد: «خود من هم مثل کاراکترهایم تنها و افسرده هستم و این یک قسمت از زندگی است. من یک جورهایی حس میکنم که یک جدا افتادهام، یک بیگانه. البته کاراکترهای من در عین تنها بودن، شوخ طبع هم هستند. آنها معمولاً روابط صمیمانهای با دیگران ندارند. در واقع از برقرار کردن ارتباط با بقیه عاجزند.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: