حدیث از لاهیجان- گروهبان یکم مسعود ب. (چی فک کردی؟ بیا اینم جوابش: «نوشتم نامهای با برگ چایی/ کلاغپر میروم؛ مادر، کجاااایــــی؟!)- نازنین، 17 ساله از تهران- نسترن از ملایر (تلاش فکری خودت رو بفرست)- م.م. (آی گفتی؟!)- گیشا- شیوا 18 ساله از نهاوند- کیاوش از شیراز (یکی از شیراز پیام بده کلی باعث افتخاره! حتی اگه متنش کپی باشه!)- ف (ارادتمندیم و ممنون)- لیلی تنها از خرمآباد- ناناز از شهریار (چه نیکو! همین خنده و رفع ناراحتیت برا من کافیه. در بازه و هر وخ خواستی میتونی به بروبچ بپیوندی)- شکسته قلب- چشم سوم، 18 ساله از قائمشهر- بیگانة عریان- مینا 72 (قانونای ارسال متن رو رعایت کنی چرا که نه؟!)- صبریه داسیان از سنندج (در همین دو صفحه، شعر هم چاپ میشه که)- نسترن- ق 17- خ بهرمان از اهواز (به مسئولش گفتیم)- تانیا (قانونای ارسال متن رو رعایت کنی، مشکلی نیس)- نرمین نادری از سنندج- مهندس فرزانه (جز دوبارهخونی، تمرین و تلاش مجدد، هی نوشتن و هی دور انداختن، نکتة دیگهای به ذهنم نمیرسه باور کن)- بقیه هم لطفاً شمارة بعد صبر کنن.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم