معصومیت زخم‌خورده

تله‌فیلم «خانه‌ای در دور دست» که از شبکه یک پخش شد، شاید به ظاهر نشانه‌های بصری یک فیلم جنگی را نداشته باشد، اما می‌توان آن را در فهرست ‌آثار سینمای دفاع مقدس قرار داد که به تاثیرات و پیامدهای جنگ در دو بعد جسمی و عاطفی می‌پردازد.
کد خبر: ۵۷۷۲۸۹

داستان از این قرار است: دختری به نام آوین که سرطان دارد به بیمارستان منتقل می‌شود. معالجات پزشکی مشخص می‌کند که او یک مجروح جنگی است و در واقع آثار مخرب بمب‌های شیمیایی او را به این حال و روز درآورده است. اما قصه از آنجا آغاز می‌شود که هویت این دختر که خیلی هم خوش سر و زبان است، مشخص نیست. بعد از این، جستجو برای کشف هویت او آغاز می‌شود که خط اصلی داستان است و به داستانک‌های مختلفی پیوند می‌خورد که مهم‌ترین آنها قصه متارکه پزشک آوین با بازی بیژن امکانیان و همسرش دکتر مهناز توکلی (آتنه فقیه‌نصیری) است که حالا به خاطر اتفاقاتی که در سطح مدیریتی بیمارستان رخ داده بار دیگر آن دو را مقابل هم قرار داده است و در نهایت وجود این کودک موجب می‌شود تا آنها بار دیگر به زندگی مشترک خود برگردند.

خانه‌ای در دور دست فارغ از ضعف و قوت‌هایش واجد چند ویژگی است که باید به آن توجه کرد؛ اول این‌که در حوزه اجتماعی جنگ، سوژه‌های زیادی برای دراماتیزه کردن وجود دارد و ظرفیت‌های زیادی در این حوزه هست که هنوز قابلیت‌های آن بالفعل نشده است.

تله‌فیلم یکی از بهترین گزینه‌ها برای تجربه فیلم‌های اجتماعی ـ عاطفی جنگ است که می‌تواند دستگرمی خوبی برای ساخت آثار سینمایی باشد. قصه‌های اجتماعی ـ عاطفی با پیش‌زمینه‌های جنگی و در بستر یک رخداد غیرمعمولی به‌ خودی خود ظرفیت درام را بیشتر کرده و دامنه آن از این سر قطب تراژدی تا آن سر قطب کمدی گسترده است. چالش‌های درونی آدمی در موقعیت جنگی لزوما به اتفاقات جنگ یا فلسفه آن برنمی‌گردد بلکه سپهر گسترده‌ای از تجربه‌های عمیق انسانی را در ساحت‌های مختلف فراهم می‌کند که می‌توان قصه‌های زیادی از آن روایت کرد. حتی مواجهه با یک اتفاقی که ریشه در تجربه‌های جنگ دارد می‌تواند انسان را متحول کرده یا دست‌کم به تامل وادارد و این همان موقعیتی است که در خانه‌ای در دوردست تجربه می‌شود. آوین که از محبت پدر و مادر بی‌نصیب مانده بین پزشکانی که قانونمند، جدی و سختگیرانه شرایط او را درک نمی‌کنند و پزشکان و پرستارانی که به او با ترحم و دلسوزی نگاه می‌کنند، سرگردان مانده است و چقدر چهره معصوم ترگل طیبی که بازیگر نقش آوین است به این فضای احساسی کمک می‌کند. معصومیتی که اکنون از یک‌سو زخمی خشم جنگ است و از سوی دیگر بی‌رحمی و بی‌تفاوتی انسان‌هایی که در پی مصالح خویش هستند. سرگردانی میان گذشته‌ای که فرصت کودکی کردن را از او گرفته و انسان‌هایی که فراموش کرده‌اند او کودک است. با این حال به نظر می‌رسد کارگردان در انتخاب بازیگر کودکش که قصه حول محور او می‌گردد کمی سهل‌انگاری کرده است یا نتوانسته بخوبی از او بازی بگیرد. گرچه چهره او شمایل مناسبی برای نمایش معصومیت کودکانه دارد؛ اما بازی و بویژه دیالوگ‌گویی ضعیفی دارد. البته صنم صالحی مسئولیت بازیگردانی کودک را به‌عهده داشته اما نتوانسته موفقیت چندانی در این زمینه داشته باشد و می‌توان خانه‌ای در دور دست را با میم مثل مادر رسول ملاقلی‌پور مقایسه کرد که در آنجا نیز شاهد تاثیر بمباران شیمیایی بر سلامت یک کودک بودیم. اما فرم و ساختار این دو فیلم خیلی فرق می‌کند. گرچه خانه‌ای در دور دست بر سوژه ملتهبی تکیه کرده، اما ریتم و ضرباهنگ کندی دارد. قصه در روایت منسجم نیست و گاه تداخل داستانک‌های متعدد در بستر اصلی داستان مخاطب را سردرگم و خسته می‌کند؛ ضمن این که داستانک‌ها تکلیفشان مشخص نیست و به حال خود رها می‌شوند. به عبارت دیگر فیلمنامه بشدت آشفته به نظر رسیده و میان عناصر جزئی آن یک هویت مشترک دیده نمی‌شود. از سویی دیگر گاهی خط اصلی داستان گم شده و بین این موقعیت‌های داستانی مختلف پنهان می‌شود. در نهایت این که فیلم‌ با وجود این‌که به موضوعی احساسی ـ اجتماعی می‌پردازد، اما فاقد روح لازم بوده و یکنواختی و سردی ملال‌آوری بر آن حاکم است، به‌طوری که امکان همدلی مخاطب حتی با کودک معصوم قصه را نیز برنمی‌انگیزد و پراکندگی داستانک‌ها رشته درام را در ذهن امتداد نمی‌دهد. گاهی فرم و ساختار بد و نامناسب سوژه‌های خوب و تاثیرگذار را بیهوده هدر می‌دهد و پیام قصه را مسدود کرده و ناتمام می‌گذارد.

سیدرضا صائمی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها