یادداشت

جور دیگر باید دید

کتاب از یک سو کالایی فرهنگی است که بسیاری اعتقاد دارند نباید شأن آن را در سطح یک کالای تجاری پایین آورد. از سویی دیگر و برای گروهی دیگر به واقع یک کالای تجاری است که به دیده و خریده شدن نیاز دارد. این گروه دوم که اصناف درگیر چاپ و نشر کتاب هستند با هر هدفی که داشته باشند، مجبورند به کتاب فقط از دید فرهنگی نگاه نکنند، زیرا درآمد و گذران زندگی‌شان از این راه است. این گروه باید تلاش کنند مثل هر تولیدکننده دیگری کتاب‌هایشان دیده شود تا در رقابت تنگاتنگ بازار فروش دوام بیاورند و اینجاست که مساله تبلیغات مطرح می‌شود.
کد خبر: ۵۷۶۹۰۲

حقیقت این است که در دنیای امروز، تبلیغات حرف اول و آخر را می‌زند و به چنان عنصر مهمی در همه زمینه‌ها تبدیل شده که نادیده گرفتنش غیرممکن و غیرمنطقی است. حجم انبوه تولیدات صنعتی و فرهنگی در هر کشوری، تولیدکننده‌ها را وا می‌دارد تا به اشکال متنوع و مختلف ارائه اجناس‌شان فکر کنند. نمی‌توان کتاب را صرفا به این دلیل که شانی بالاتر از اجناس صنعتی دارد از این مساله مستثنا کرد. از همین رو ناشران و حتی نویسندگان و مترجمان، امروز اثر خود را وارد عرصه رقابت تبلیغاتی می‌کنند و همه تلاش خود را به کار می‌بندند تا اثرشان دیده شود، ولی این کار را بیشتر با ابزارهای فرهنگی مانند نشریات و روزنامه‌ها انجام می‌دهند.

اما روش‌های غیرفرهنگی و صرفا تجاری چقدر مناسب تبلیغ کتاب است؟ تجربه کردنش خالی از ضرر نیست که ظاهرا مفید هم خواهد بود. این‌که در خیابان روی بیلبوردهای بزرگ تبلیغاتی غیر از آبمیوه و سیمکارت تلفن و بستنی یک کتاب خاص هم تبلیغ شود بیش از آن‌که به شأن کتاب ضربه‌ای وارد کند به آن کمک می‌کند تا به عنوان کالایی ضروری در زندگی روزمره مردم وارد و دیده شود. این مساله بخصوص در رادیو و تلویزیون نقش بسزایی دارد. شاید در نخستین تجربه‌ها قدری عجیب به نظر برسد که میان انبوه تبلیغات شکلات و لوازم خانگی، تبلیغی از کتاب هم ببینیم، اما بتدریج به امری عادی و حتی ضروری تبدیل می‌شود. اگر ما دوست داریم از این وضع اسفبار سرانه پایین مطالعه رها شویم، مجبوریم به راهکارهای جدید و امروزی رو بیاوریم و چرا یکی از این راهکارها تبلیغات غیرفرهنگی نباشد. این روش می‌تواند کتاب را وارد زندگی عادی مردم بکند؛ مردمی که کمتر روزنامه می‌خوانند و بیشتر تلویزیون تماشا می‌کنند چرا نباید از کتاب بشنوند و ببینند.

اما روی دیگر این سکه، توان مالی ناشران برای تبلیغات است. در حقیقت ناشر نمی‌تواند مانند یک تولیدکننده لوازم خانگی یا حتی تولیدکننده لواشک و شکلات، پول‌های گزافی به شرکت‌های تبلیغاتی یا به صدا و سیما و شهرداری بپردازد. این ارگان‌ها برای توسعه و ترویج فرهنگ مطالعه و قدرت یافتن صنعت نشر کشور نقش بسزایی می‌توانند داشته باشند. مطمئنا اگر ناشری بداند با هزینه‌های کم می‌تواند کتابش را در یک برنامه چند دقیقه‌ای به میلیون‌ها تماشاچی تلویزیون معرفی کند با روی گشاده می‌پذیرد.

شاید وقتش رسیده چشمان‌مان را بشوییم و جور دیگری به دنیا نگاه کنیم. دنیای امروز با دنیای زمان ابوعلی سینا متفاوت است که روزها و ماه‌ها به دنبال یک کتاب می‌گشت و نمی‌یافت. امروز باید بپذیریم شنیدن یک تبلیغ جذاب و کوتاه کتاب از رادیو در یک ترافیک کسل‌کننده می‌تواند یک راننده را به خرید کتابی برای خودش یا اطرافیانش تشویق کند و این یعنی ترویج فرهنگ کتابخوانی به روش‌های نوین.

مریم گودرزی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها