در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تشکر، آداب و قواعدی دارد که رعایت آن فضای صمیمانهای را بین دو طرف حاکم میکند. این قواعد اگر در یک برنامه تلویزیونی رعایت نشود، آزردگیخاطر مخاطبان را به همراه خواهد داشت. در برنامههای زنده و گفتوگومحور معمولا مجری بازخوردهای مخاطبان را در طول زمان برنامه بازگو میکند. این پیامها معمولا شامل اظهار رضایت بینندگان از بخشها و عوامل مختلف برنامه است. اما گاه انعکاس این نظرات اینقدر پررنگ و اغراقآمیز میشود که دیگر نمیشود اسمش را «قدردانی مخاطبان» گذاشت. برخی مجریان برنامههای تلویزیونی زمان زیادی را صرف خواندن پیامکها و نامههای محبتآمیز مردم میکنند.
این روند گاه اینقدر طولانی و خستهکننده میشود که جذابیت متن برنامه از بین میرود و حاشیهها جایگزین آن میشود. در اینگونه برنامهها از ابتدا تا انتها میشنویم که بینندگان تماس گرفتهاند و گفتهاند شما چقدر خوب هستید و چقدر چیزهای خوبی به ما آموزش میدهید و چقدر ما را سرگرم کردهاید. در یکی از همین کارهای تلویزیونی زمانی که اعلام شد برنامه به خط پایان رسیده مجری مدعی شد عدهای تماس گرفتهاند و گفتهاند ما برای ادامه یافتن برنامه سفره نذری انداختهایم! عده دیگری هم با چشمانی اشکآلود خواستار ادامه پخش آن شده بودند. جالب است همان عده وقتی خبر ادامه پخش برنامه را شنیدند بلافاصله اشک شوق در چشمانشان حلقه بست و چند دقیقه بعد این خبر شگفتانگیز از آنتن زنده برنامه اعلام شد. بیان اینگونه واکنشهای اغراقآمیز ـ حتی اگر واقعا اتفاق افتاده باشد ـ لحن برنامه را کاملا یکطرفه میکند. آیا اگر فردی با برنامه تماس بگیرد و با همین شدت بخشی از کار را مورد انتقاد قرار دهد، باز هم نظر و عقیدهاش بسرعت در برنامه منعکس میشود؟ آیا تهیهکنندگان و مجریان ما به همان اندازه که برای تعریف و تمجیدها گوش شنوا دارند پذیرای نظرات مخالف هم هستند؟ مسلما پاسخ این پرسش منفی است. چون خیلی کم پیش آمده که از طرف یک مجری بیان شود مردم تماس گرفتهاند و گفتهاند فلان حرکت شما را نپسندیدهایم.
همین عده از مخاطبان وفادار بعضا تماس میگیرند و خواهش میکنند فلان بخش که خیلی جذاب و منحصربهفرد بوده برای چندمین بار پخش شود. اینگونه حرکتها نیز نوعی تبلیغ غیرمستقیم برای بخشهایی محسوب میشود که به تنهایی نکته غافلگیرکنندهای ندارند.
انعکاس واکنشهای مثبت مردمی اگر به اندازه باشد حکم نمک غذا را پیدا میکند و تماشای اثر را دلپذیرتر میسازد. ولی وقتی آش بیش از حد شور شود، مخاطب ترجیح میدهد شبکه را عوض کند و اثری بدون ادعا را شاهد باشد. به همین دلیل است که حافظ میگوید: «صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد، ورنه اندیشه این کار فراموشش باد».
حالت دیگر واکنشهای تمجیدگونه، تشکر و قدردانی مجری از دیگر عوامل برنامه است. در این که برای تولید یک کار تلویزیونی، عوامل زیادی پشت صحنه و جلوی دوربین زحمت میکشند هیچ شکی نیست. مسلما این عوامل دستمزدشان را از تهیهکننده دریافت میکنند و اگر برآیند زحماتشان خوب باشد، فرصت تولید دیگر کارها در سازمان صداوسیما را هم به دست میآورند. مجری برنامه میتواند به جای این که هر چند دقیقه یک بار از دوستان و همکارانش اسم بیاورد و تلاشهای آنها را اجر نهد، این کار را به فرصتی دیگر موکول کند. مردمی که پای تلویزیون نشستهاند دوست دارند با اصل ماجرا مواجه شوند و این که هر فرد چه کارهای ارزشمندی انجام داده برایشان مهم نیست.
بهتر است تهیهکنندگان تبلیغ و ترویج کارشان را به دیگران واگذار کنند و خودشان وارد این عرصه نشوند. این حرکت دستاندرکاران رسانهای یادآور آن ضربالمثل ایرانی است که میگفت: «مشک آن است که خود ببوید، نه آن که عطار بگوید». برنامهای که جذاب، آموزنده و مفید باشد به مرور زمان مخاطبان خودش را پیدا میکند و نیازی ندارد که صاحبان اثر آن را تبلیغ کنند.
احسان رحیم زاده / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: