یک روز در پشت صحنه سریال «بوی باران» که رمضان امسال از شبکه دو سیما پخش می شود

«بوی باران» از جبهه تا شب‌های قدر

عازم آسایشگاه کهریزک شماره دو واقع در محمدشهر کرج می‌شوم. محلی که هم مکان تصویربرداری آسایشگاه جانبازان و هم لوکیشن بیمارستان در سریالی است که در شب‌های قدر پخش خواهد شد. مسیری طولانی‌ را تا رسیدن به آسایشگاه طی می‌کنم و به نزدیکی آنجا که می‌رسم «بوی باران» کاملا به مشامم می‌رسد. با خود فکر می‌کنم با اندکی تاخیر به محل تصویربرداری رسیده‌ام، اما با صحنه‌ای مواجه می‌شوم که غافلگیرم می‌کند.
کد خبر: ۵۷۴۸۴۰

اینجا از دوربین و تصویربرداری و بازیگری خبری نیست. تنها چیزی که جلوی رویم می‌بینم، جاری بودن یک زندگی میان کسانی است که دل دریایی دارند و حسین تبریزی خوب جایی را انتخاب کرده است. همه گروهش از بازیگر گرفته تا عوامل فنی از صبح آمده‌اند و در تکاپوی فراهم کردن برنامه جشن میلاد حضرت ابوالفضل(ع) هستند و تا ظهر که مراسم به پایان می‌رسد، کسی به فکر ایفای نقش در سریال نیست، بلکه همه در نقش واقعی خود، آن‌گونه بودند که باید باشند.

استشمام بوی باران، آرامش‌بخش روح انسان است و یادآور آب، نعمتی بزرگ که خداوند بخشنده در اختیار مخلوقاتش قرار داده است. همگان بعد از بارش باران، بوی خاصی را در هوا استشمام می‌کنند. این بو همان است که در بیشتر شعرها و متن‌های ادبی از آن یاد می‌شود. شاعران دلایل عاشقانه زیادی برای بوی باران تعریف کرده‌اند و حالا حسین تبریزی می‌خواهد بوی باران را در قالب سریال تازه خود معنا کند. تبریزی در مقام تهیه‌کننده و کارگردان، متن بوی باران را در شش قسمت ۴۵ دقیقه‌ای با همراهی آزاده محسنی نوشته است. این سریال داستان زندگی جانبازی به نام هاتف را روایت می‌کند که 27 سال پیش و بعد از اتفاقاتی که در جبهه برایش رخ داده، دچار فراموشی شده است. هویت هاتف توسط خانواده‌ای شناخته شده و بعد از این اتفاق ذهن او درگیر سال‌های حضور در جبهه می‌شود و مادر و دختری که بعد از ۳۰ سال، این همرزم مرد خانه‌شان را پیدا کرده‌اند، برای این ‌که به حافظه او دست پیدا کنند، بناچار با او وارد خاطرات دوران جنگ می‌شوند.

عوامل اصلی این سریال که در شب‌های قدر از شبکه دو سیما پخش خواهد شد، عبارتند از نویسندگان: حسین تبریزی، آزاده محسنی، مشاور تهیه: مسعود اطیابی، مجری طرح: نصرت عابدی، مدیرتصویربرداری: رضا شیخی، صدابردار: احمد اردلان، طراح گریم: امیر اسکندری، طراح صحنه: شهرام قدیری، مشاور کارگردان: محمد عطرآویز، دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: بهارک فرامرزی، مدیر تولید: داوود شیرعلی، جانشین تولید: مجتبی زندیه ، منشی صحنه: مهتاب شهرابی و روابط عمومی: امین داداشی.

همچنین کامبیز دیرباز، فریبا کوثری، نیلوفر شهیدی، مونا فرجاد، لاله صبوری، رحیم نوروزی، پژمان بازغی، رابعه اسکویی، میرطاهر مظلومی، رامسین کبریتی، زهرا سعیدی، آتش تقی‌پور، مینا جعفرزاده و سولماز حصاری بازیگران بوی باران هستند.

شهیدی: یافتن هاتف یعنی پیدا شدن هویت من

ظهر گذشته و پس از اتمام مراسم جشن به مناسبت روز جانباز گروه آماده می‌شوند تا تصویربرداری سریال بوی باران آغاز شود. هاتف که جانباز قصه تبریزی است (با بازی کامبیز دیرباز) به دلیل سکته قلبی به بیمارستانی منتقل می‌شود که محیا جاوید (با بازی نیلوفر شهیدی) رزیدنت آن است و این شروع ماجراهای این سریال است.

نیلوفر شهیدی، بازیگر تلویزیون و سینما و دختر اسفندیار شهیدی فیلمبردار سینما و تلویزیون، چند سالی است وارد این حوزه شده است. از این بازیگر جوان مجموعه «به کجا چنین شتابان» در نقش مریم هنوز در یادهاست. او همچنین در فیلم سوم مهرشاد کارخانی با عنوان «سینما سوخته» بازی کرده که به نوعی اولین فیلم سینمایی وی محسوب می‌شود. البته شهیدی در کنار این دو کار، بازی در تله‌فیلم‌های مختلفی را نیز تجربه کرده است. او در سریال بوی باران نقش محیا جاوید را بازی می‌کند که رزیدنت ارشد بخش جراحی قلب بیمارستان است.

نیلوفر شهیدی می‌گوید تا حد زیادی با نقش خود در بوی باران عجین شده است. او درباره نقشی که در این سریال ایفا می‌کند، به یکی از دیالوگ‌های فیلمنامه اشاره می‌کند. دیالوگی با این مفهوم: «پیدا شدن هاتف ملکان، یعنی پیدا شدن هویت من.»

او درباره همکاری با حسین تبریزی در بوی باران می‌گوید: کار با حسین تبریزی خیلی خوب است. فقط یک مقدار کار در این لوکیشن به دلیل مسافت طولانی که طی می‌کنیم، سخت است!

این بازیگر که تلاش می‌کند در انتخاب نقش‌ها، مسیری را طی کند تا هیچ‌گاه در یک نقش تکرار نشود، می‌گوید: در انتخاب‌هایم اول کارگردان و سپس قصه و فیلمنامه بسیار مهم هستند و همواره سعی کرده‌ام گزیده‌کار باشم.

شهیدی درباره چگونگی نزدیک شدنش به نقش می‌گوید: هیچ‌وقت در بازی‌هایم سعی نکرده‌ام شبیه شخصیتی بشوم که قرار است نقش او را ایفا کنم، بلکه خود نیلوفر شهیدی را در قالب آن شخصیت می‌برم. در این سریال هم، نیلوفر شهیدی با همان قالب زندگی و خصوصیاتی که دارد، می‌شود محیا جاوید. با این تفاوت که محیا پزشک است. حال به این فکر می‌کنم که اگر نیلوفر پزشک باشد، چگونه رفتار می‌کند. اگر پدر نیلوفر، مفقود‌الاثر بود، رفتار او چگونه می‌شود.

وی ابراز امیدواری کرد تا سریال بوی باران، آن‌گونه که برایش زحمت کشیده شده مورد توجه مخاطب قرار گیرد. مخاطب دوستش داشته باشد و با آن ارتباط برقرار کند.

مصیب همه ماجرا را می‌داند

رضا شیخی، مدیر تصویربرداری پشت دوربین قرار می‌گیرد تا پلان یک از سکانس 12 را ضبط کند. دکتر سینا زندی (با بازی داوود شیرعلی)، کیف به دست قصد دارد. از بیمارستان خارج شود و دوربین نیز همپای او در سالن بیمارستان تراولینگ می‌کند. دکتر با صدای نگهبانی که پشت میز ایستاده است، از رفتن باز می‌ایستد و به سمت او برمی‌گردد. نگهبان که نامش مصیب است (با بازی میرطاهرمظلومی) به دکتر می‌گوید: خبر دارید خانم دکتر جاوید توی اتاق عمل نیستند؟ دکتر با شنیدن این جمله مکثی می‌کند و به سمت نگهبان می‌رود. دوربین نیز به آنها نزدیک می‌شود و هردو را در قاب خود فیکس می‌کند.

دکتر متعجب به نگهبان نگاه می‌کند و می‌گوید: تو این بیمارستان کافیه به چیزی فکر بکنی، چند دقیقه بعد توی پیج بیمارستان اعلام می‌شود.

نگهبان (با لهجه آذری): من چه می‌دونم شما به چی فکر می‌کنید.

دکتر: اگر بگم غلط کردم دست از سر من برمی‌داری؟

نگهبان: این چه حرفی است می‌زنید. ازدواج یک امر خیره و خواستگاری ثواب داره. من خانواده دکتر جاویدرو می‌شناسم و با اونها صحبت می‌کنم.

دکتر زندی که ظاهرا متوجه شده در آن روز مشکلی برای خانم دکتر به وجود آمده، از مصیب می‌خواهد فعلا دست نگه دارد و حرفی نزند.

در این فاصله با هماهنگی دستیار کارگردان چند هنرور برای پرکردن فضا از جلوی دوربین رد می‌شوند. افرادی که یا در نقش بیمار و مراجعه‌کننده هستند یا با روپوش سفید به عنوان پرستار در بیمارستان حضور دارند.

مصیب در ادامه پلان رو به دکتر می‌گوید: اگر امروز بگذره، گذشته‌ها! اونوقت فردا چه کنم‌ چه کنم راه نیندازی... از قدیم گفتن دختر، مسافر خونه باباشه. او سپس به زبان ترکی همین جمله را تکرار می‌کند.

دکتر زندی: قسمت هر چه باشه، همون می‌شه.

دکتر زندی با جدیت از او می‌خواهد از فکر هرگونه همکاری بیرون بیاید. او در همین پلان از نگهبان خداحافظی می‌کند و به سمت در خروجی می‌رود که همزمان با خروج او رعنا، مادر دکتر جاوید (با بازی فریبا کوثری) وارد کادر می‌شود و سوژه اصلی دوربین با خروج دکتر زندی، رعنا می‌شود که تا به سمت نگهبان می‌رود، او را دنبال می‌کند.

در این پلان باید زمان گفتن دیالوگ‌ها با حرکت بازیگر و همزمان حرکت دوربین با هم تنظیم شود و تازه ورود و خروج هنروران هم به این شرایط اضافه می‌شود. به همین دلیل، چند برداشت صورت می‌گیرد تا همه چیز با هم تنظیم شود و مورد قبول کارگردان قرار بگیرد. حسین تبریزی نیز که از پشت مانیتور قاب دوربین و حرکت‌ها را کنترل می‌کند، بعد از چند برداشت، رضایت خود را از این پلان اعلام می‌کند.

فرجاد: کافی است خودم باشم

مونا فرجاد، متولد فروردین 1363 در تهران است. او دختر کوچک جلیل فرجاد و فارغ‌التحصیل رشته اقتصاد نظری است. فرجاد علاوه بر بازیگری در کار دوبله نیز فعال است و از دو سالگی با بازی در مجموعه «بهاران» همراه پدرش بازیگری را آغاز کرده است. او در چند فیلم و سریال نقش بازیگر کودک را ایفا کرده و بعد از یک وقفه، از 18 سالگی به‌طور جدی‌تری دوباره به این حرفه روی آورده است. سریال‌های «ساختمان پزشکان» و «خسته‌دلان» و فیلم «عاشق» از جمله آثاری است که مونا فرجاد در آنها ایفای نقش کرده است. او در مینی‌سریال بوی باران، نقش دختری به نام رها را بازی می‌کند که رزیدنت جراحی قلب بیمارستان و دوست محیاست.

فرجاد قصه این سریال را از نگاه خود چنین تعریف می‌کند: بیماری به بیمارستان آورده می‌شود که مادر محیا او را شناسایی می‌کند. در واقع آن شخص از دوستان صمیمی و همرزم پدر محیاست که مفقودالاثر است و قرار است به کمک برادرم در قصه (که پژمان بازغی نقش او را ایفا می‌کند) به جستجوی هویت مرد جانباز بپردازیم تا هم گذشته او را کشف کنیم و هم آثاری از پدر مفقودالاثر شده محیا به ‌دست آوریم.

وی ادامه می‌دهد: وقتی با آقای تبریزی راجع به نقش صحبت می‌کردیم، ایشان شخصیت محیا را دختری آرام و ساکت توصیف کرد و گفت دوست دارم در کنار او شخصیتی اکتیو قرار بگیرد که تعادل برقرار شود. در واقع به همین دلیل من برای ایفای این نقش انتخاب شدم. فرجاد می‌گوید برای نزدیک شدن به شخصیت موردنظر تبریزی کافی است که خودش باشد.

بسته نذری

تصویربرداری سکانس 12 ادامه دارد. فریبا کوثری در نقش رعنا به سمت نگهبان می‌رود. مصیب با دیدن او جلو می‌آید، از دیدن او ابراز خرسندی می‌کند و از او می‌پرسد: برای دیدن خانم دکتر آمده‌اید؟ و در جواب می‌شنود: برای گرفتن جواب آزمایش‌هایش آمده‌ام.

دوربین هر دو را در قاب دارد. مصیب از کشوی میز خود بسته‌ای را بیرون می‌آورد و در این حین می‌گوید: منتظر خانم دکتر بودم که شیفتشون تمام بشه بدم خدمتشون. سعادت بود که خودتون را ببینم و تقدیم کنم.

رعنا (با تعجب): این بسته چی هست آقا مصیب؟

مصیب (لبخند بر لب): ناقابل است! قسط وامی که شما ضامن شده بودید، تمام شد. با عیال نذر کرده بودیم بریم زیارت امام رضا، این چادری را هم عیال خودش برای شما تبرک کرده. هفت تا بچه شما را دعا می‌کنند.رعنا پس از تشکر از قاب دوربین خارج می‌شود.

اسکویی: تنها نقش منفی این سریال را بازی می‌کنم

رابعه اسکویی متولد ۱۳۴۵ تهران که آثار سینمایی و تلویزیونی زیادی در کارنامه بازیگری او به چشم می‌خورد در بوی باران نقش میترا شافعی را بازی می‌کند که از رزیدنت‌های بیمارستان است.

او با اشاره به این که تنها نقش منفی این سریال را بازی می‌کند، می‌گوید: میترا دختری شهرستانی است که با مشکلات فراوانی درس خوانده و رتبه دوم کنکور سراسری شده است و حالا نمی‌تواند بپذیرد آدم‌ها به‌خاطر این که پدرشان جانباز یا مفقودالاثر هستند و برای ورود به دانشگاه از سهمیه استفاده می‌کنند، همطراز او باشند. میترا به‌دنبال این ناراحتی درخصوص رزیدنت همطرازش دست به تحقیقاتی می‌زند که او را متوجه حقایقی می‌کند...

اسکویی با اشاره به اولین تجربه همکاریش با حسین تبریزی می‌گوید: از این کارگردان سپاسگزارم که من را باور کرد و با توجه به این که همیشه در قالب طنز ظاهر شده‌ام، این نقش غیرطنز را به من داد. البته من نقش جدی هم بازی کرده‌ام، اما نقش میترا آن‌گونه که در این سریال طراحی شده و نوع شخصیت‌پردازیش، متفاوت از همه نقش‌های دیگری است که تاکنون ایفاگر آنها بوده‌‌‌ام.

تبریزی: هدفم یاد شهدا در شب‌های قدر بود

حسین تبریزی متولد 1349 است. او 40 عنوان کار را در کارنامه هنری خویش دارد و از سال 70 به صورت حرفه‌ای وارد سینما شده است و از کارهای او می‌توان به سحرگاه پیروزی، لبنان عشق من، جنین، جوجه‌تیغی‌ها، صبح تنهایی، تا رهایی، شاه کلید، جاده در دست تعمیر، قسم و صفر مرزی اشاره کرد. تبریزی می‌گوید: با کارهای کوتاه کار سینما را شروع کردم و سال 1374 اولین تله‌فیلم خود را به سفارش سیمافیلم و با نام «بر بلندای شفق» ساختم که این جزو اولین فیلم‌های تلویزیونی به‌شمار می‌رفت. پس از آن هم پیوسته کار کرده‌ام. سریال «آیینه درون» در 26 قسمت برای شبکه دو از آن دست کارها بود.

تهیه‌کننده و کارگردان سریال «بوی باران» درباره این کار تازه می‌گوید: بهمن سال قبل موضوع ساخته شدن مینی‌سریال برای شب‌های قدر در شبکه دو سیما مطرح و بلافاصله سفارش داده شد. من این طرح را با نام «سمفونی عشق» ارائه کردم که مورد توجه قرار گرفت و تصویب شد.

نگارش بوی باران دو ماه طول کشید و اواسط فروردین نگارش آن تمام و به گروه طرح و برنامه شبکه ارائه شد. همزمان با پایان نگارش نیز پیش‌تولید کار را شروع کردیم. بیست و پنجم اردیبهشت، زمان شروع تصویربرداری بود و تاکنون یک ماه است مشغول کار هستیم و فکر می‌کنم تا هفته آینده کار به اتمام برسد.

او درباره ویژگی‌های بوی باران می‌گوید: چیزی که بیشتر هنگام نگارش مورد توجه قرار گرفت، پرداختن به مفاهیم شب‌های قدر و گنجاندن آنها در متن قصه بود. برای رسیدن به این مهم، بهترین حالت برای استفاده از منزلت شب‌های قدر را زنده کردن یاد و خاطره شهدا دانستم. بعضی وقایع تاریخمان را شکل داده‌اند. انقلاب و دفاع مقدس هر چه قدمت پیدا می‌کنند باید بهتر و عمیق‌تر به نسل جدید منتقل شوند تا این نسل با تاریخ شور و حماسه بیگانه نباشند. مردم ما ارادت خاصی به قهرمانان ملی این سرزمین دارند و شاید در آثار تلویزیونی بارها به این مقوله به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم اشاره شده باشد، اما شاید نوع پرداخت در بعضی مواقع مخاطب را دچار دلزدگی کرده باشد که باید روی این موضوع دقت کرد و سعی من هم بر این است.

این کارگردان با اشاره به این که دو قسمت از سریال بوی باران در مناطق جنگی می‌گذرد، اضافه می‌کند: من سعی کردم در این سریال مستقیم به جنگ نپردازم، با نگاهی متفاوت به این مقوله بنگرم و نسل جدید را با آدم‌های جنگ و سختی‌هایی که این آدم‌ها کشیدند، همراه کنم. به نظرم یکی از بهترین مقاطع زمانی که می‌توان بیننده را با این مفاهیم همراه کرد، مناسبت‌هایی مانند شب‌های قدر است؛ چرا که در این ایام، ذهن بیننده آماده و پذیرای آموزه‌های دینی است.

وی با توضیح این که موضوعات خوبی دستمایه‌ سریال بوی باران است، ادامه می‌دهد: شروع قصه ما، نیم‌نگاهی به پیوند اعضا دارد و هدفمان ترغیب و تشویق مخاطب به نوع دوستی است. ما در بطن قصه سعی کرده‌ایم گوشه‌هایی از رفتار پسندیده انسانی و اسلامی را ترسیم کنیم.

در فاصله‌ای که گروه استراحت می‌کند غزاله رضایی که در نقش یکی از رزیدنت‌ها به نام ترانه بازی می‌کند، آش نذری‌ای که پخته است، بین گروه پشت صحنه توزیع می‌کند. آش گرمی که خوردنش در آن هوای گرم زیر کولرهای سالن، خیلی می‌چسبد!

دوربین روبه سالن جمعیت را در قاب می‌گیرد. صدای زنگ تلفن شنیده می‌شود که مصیب گوشی را برمی‌دارد و پس از صحبت با آن طرف خط تلفن، با صدای بلند شخصی به نام جعفری را صدا می‌زند. از بین جمعیتی که در سالن انتظار روی صندلی‌ها نشسته‌اند، جعفری(که افشین اخلاقی نقش او را بازی می‌کند) به سمت مصیب می‌رود و دوربین روبه جعفری او را همراهی می‌کند تا به نمای دونفره آنها برسد.

مصیب که گویی پشت خط رئیس بیمارستان بوده، با احترام با جعفری برخورد می‌کند و به او می‌گوید: می‌گفتید که از آشناهای رئیس هستید! بفرمایید داخل و پس از خروج جعفری از قاب دوربین، کارگردان کات می‌دهد.

من هم پس از گذراندن یک روز خوب در میان گروه سازنده بوی باران، علاوه بر شرکت در جشن روز جانباز، گزارش پشت صحنه این سریال شش قسمتی را که قرار است در لیالی قدر از شبکه دو سیما پخش شود، به پایان می‌رسانم و پس از این سفر یکروزه، عازم تهران می‌شوم.

بهناز وفایی‌وحدت

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها