تنبلی را کنار بگذاریم

صبح است، چند ساعتی است که آفتاب طلوع کرده و چرخ کار و فعالیت گردشش را آغاز کرده است. ساعتش زنگ می‌زند. ساعتی که شب پیش، خودش آن را روی همین زمان تنظیم کرده و خوابیده است، اما حالا ساعت را خاموش می‌کند و دلش می‌خواهد چند دقیقه دیگر هم در رختخوابش دراز بکشد. چشمانش کم‌کم گرم می‌شود و خوابش می‌برد. وقتی از خواب می‌پرد که حسابی دیرش شده، بلند می‌شود، با عجله دست و رویی می‌شوید و بدون خوردن صبحانه از خانه بیرون می‌زند. دیر که می‌شود خیابان‌ها هم شلوغ‌ترند. از زمین و زمان ایراد می‌گیرد. مرتب ساعتش را نگاه می‌کند تا به اداره می‌رسد.
کد خبر: ۵۷۴۵۳۸

تاخیر با نگاه‌های چپ چپ ارباب رجوع و مدیر در هم می‌پیچد تا حسابی کلافه‌اش کند. این داستان خیلی از روزهای او و امثال اوست.

خیلی وقت‌ها هم مثل شاگرد مدرسه‌ای‌ها با خودش عهد و پیمان می‌بندد که از شنبه دیگر این طور رفتار نکند، اما انگار آن شنبه هرگز نمی‌آید.

بچه هم که بود، این رفتارش گاهی مادر را حسابی عصبانی می‌کرد و هر وقت مادر داد می‌زد: «بچه تنبل از جات پاشو» حسابی به هم می‌ریخت و عصبانی می‌شد، حالا اما گاهی که خودش را در آینه نگاه می‌کند، آرام انگار که می‌خواهد گوش خودش هم نشنود، زیر لب می‌گوید: «بچه تنبل...».

حالا دیگر همه اینها را می‌داند، تنبلی و تبعات آن را شناخته است. می‌داند که این شیوه زندگی، او را به جایی نمی‌رساند ولی باز هم در جا می‌زند.

بعضی شب‌ها که به رختخواب می‌رود، از خودش می‌پرسد «آخرش که چه، تا کی می‌شود این طور زندگی کرد؟» آن وقت از دست خودش عصبانی می‌شود، اما صبح باز هم ساعت را خاموش می‌کند و داستان تکرار می‌شود.

آدم‌هایی مثل او اطراف ما کم نیستند. اصلا شاید من و شما هم کمی تا قسمتی این گونه باشیم. البته این نحوه برخورد و رفتار در زندگی تا حدی، مسأله‌ای ایجاد نمی‌کند. مشکل هنگامی شروع می‌شود که حسابی در تار این رفتار گیر می‌کنیم و رها شدن برایمان مشکل می‌شود.

به نظر می‌رسد بهتر است پیش از آن که تارها دست و پای‌مان را ببندد چاره کار کنیم. به قول قدیمی‌ها، تا دیر نشده باید یک «یاعلی» گفت. باید دست به زانو گرفت و از خواب غفلت بیدار شد. باید دانست که دنیا هر روز تندتر می‌رود و ما هستیم که باید عقب نمانیم.

به نظر می‌رسد آدم‌های موفق، پیش از هر کاری تنبلی را قبل از آن که غولی شود، از پا درآورده‌اند. آنها ننشسته‌اند تا یکی بیاید و دستشان را بگیرد، خود از جایشان بلند شده‌اند. یادمان باشد آنها آدم‌های خیلی خاصی نبوده‌اند. این کاری است که هر انسان عاقلی انجام می‌دهد و آنها که در جا می‌زنند، مشکلی دارند که باید حلش کنند.

اما به نظر نمی‌رسد که این تصمیم چندان مشکل باشد. خیلی‌ها خواسته‌اند و موفق شده‌اند. فقط کافیست باور کنیم که ما هم می‌توانیم.

نیلوفر اسعدی‌بیگی/ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها