در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شهریار با بازی بابک کریمی، صاحب یک رستوران است، با ایرانیهای زیادی ارتباط دارد، تن به زندگی در غربت داده، اما نسبت به وطن حس نوستالژی ندارد و به جای آن پیگیر رویدادها و اتفاقات ایران است. ابعاد متنوع شخصیت شهریار وقتی معنا پیدا میکند که احمد نیمه شب به خانهاش میرود و در پس زمینه به صورت فلو (ناواضح) تلویزیون خانه را میبینیم که برنامه نود را نشان میدهد. شهریار پس از استقبال از احمد به تماشای برنامه نود مینشیند و تماشاگر ایرانی بدون شک از جزئیات آن صحنه، بیش از هر چیز دیگری همان تصویر ناواضح از تلویزیون خانه شهریار را به خاطر میسپارد.
برنامه نود در فیلم فرهادی با همان جلوه کمرنگ و کوتاهش، کارکردهای متعددی دارد؛ هم بخشی از زندگی یکی از شخصیتهای داستان و دلمشغولیهای مردی خو کرده به غربت را نشان میدهد، هم قدرت رسانه را به رخ میکشد و هم از دامنه محبوبیت این برنامه خبر میدهد. تداوم چندساله برنامه نود، موضوع همهپسند آن، بهروز بودن و تاثیرگذاری این برنامه دست به دست هم دادهاند تا نود با قدرت رسانه به خارج از مرزها نفوذ کند و دستکم برای مخاطب ایرانی حکم یک نماد را داشته باشد؛ نماد وطن دوستی.
آذر مهاجر / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: