مسلخ منفردان

عنوان: Fuse پلتفرم: Xbox360 ،PS3 ناشر: Electronic Arts سازنده: Insomniac Games سبک: شوتر تاکتیکی امتیاز:0/7
کد خبر: ۵۷۳۴۹۷

اینسومنیاک گِیمز سال‌ها به ساخت عناوین Ratchet & Clank و Resistance، انحصارا برای کنسول‌های سونی اشتغال داشت. سری بازی جذاب Ratchet & Clank بازیکن را در هیبت دو شخصیت کارتونی بامزه قرار می‌داد و سلاح بسیار جذابی را در کنار پلتفرمینگ قدرتمند به بازیکن ارائه می‌کرد. گفتنی است انیمیشن سری بازی R&C همیشه مورد ستایش منتقدان بوده و آن را با کارهای پیکسار مقایسه کرده‌اند. سری Resistance هم علاوه بر طرح ایده‌ای جالب از آخرالزمان و مبارزات نفسگیر، سلاحی را به بازیکن ارائه می‌کرد که منحصر به خود آن بازی بود. جدیدترین عنوان این استودیو تبدیل به ویترینی از عبرت شده است؛ عبرتی برای هر کسی که به ترک‌کردن سونی برای تعقیب جاه‌طلبی‌های شخصی و پیوستن به الکترونیک آرتز جهانخوار فکر می‌کند! Fuse اولین بازی اینسومنیاک در سال‌های اخیر است که سرمایه عظیم سونی را نداشته و در عوض گرفتار «نزول‌خواری الکترونیک آرتز» موسوم به «بخش چندنفره» شده است. شخصیت‌های اصلی داستان چهار مامور مزدور، عضو گروهی با نام Overstrike 9 هستند که به ماموریتی خطرناک فرستاده می‌شوند. مدتی پس از پا گذاشتن به یک مقر زیرزمینی مخوف، از حقیقت ماجرا باخبر می‌شوند. تکنولوژی مخوفی با نام فیوز که سال‌هاست توسط حکومت کشف شده و از آن برای ساخت سلاح‌های نظامی استفاده می‌شود، در معرض دزدیده شدن از سوی تعدادی تروریست است. پس از این‌که افراد اُوراسترایک 9 خود را به تعدادی از این سلاح‌ها مجهز می‌کنند، زنجیره‌ای از ماجراهای تکان‌دهنده آغاز می‌شود و مجبور می‌شوند ضمن رویارویی با گذشته خود، به مصاف دشمنان دیوانه‌ای بروند که برای کسب قدرت از هیچ کاری دریغ نمی‌کنند. داستان بازی از کلیشه‌های رایج فیلم‌های درجه 2 پیروی می‌کند. بسیاری از کلیشه‌هایی که در آنها می‌بینیم در اینجا نیز وجود دارد. سازندگان تلاش کرده‌اند شخصیت‌هایی دوست‌داشتنی خلق کنند. در همه ‌جای بازی از دهان آنها دیالوگ‌هایی می‌شنویم که قرار است شخصیت‌های احساسی یا کامیک آنها را به زبان بیاورند! اما متاسفانه بیشتر آنها در این راه ناکام می‌مانند. شوخی‌هایی مانند «ترس قهرمان گردن کلفت داستان از موجودی ضعیف مانند گربه» چنان نخ‌نما شده که حتی استفاده از آنها هم مایه شرمساری است، چه رسد به این‌که آنها را با ضعیف‌ترین شکل ممکن ارائه کنند. البته از نیمه بازی به بعد داستان روند بهتری به خود می‌گیرد و شوخی‌ها کمی بامزه‌تر می‌شود، اما باز هم با یک عنوان فاخر فاصله زیادی دارند.

موسیقی در این عنوان حکم بچه منزوی گروه کر را دارد؛ کاملا زیر می‌خواند و برای شنیدن صدایش باید به بقیه دستور توقف آواز داد! در عوض افکت‌های صوتی خیلی بهتر ظاهر می‌شوند.

صدای شلیک گلوله‌ از سلاح همان حسی را به گوش‌ها می‌دهد که یک خاراندن حسابی در یک روز گرم تابستانی به جای کش جوراب می‌دهد!

صداپیشگان کار هم چنان خوب دیالوگ‌ها را ادا کرده‌اند که اندک جذابیت آنها را باید مدیون همین افراد باشیم. گرافیک کار با هیچ‌کدام از آثار قبلی استودیو قابل مقایسه نیست. رنگ‌پردازی به‌ندرت آن نبوغ مختص اینسومنیاک را که سری Ratchet & Clank را سر زبان‌ها انداخت به نمایش می‌گذارد. بیشتر بازی در فضاهای بسته دنبال می‌شود، اما قسمت‌هایی هم در مناطق زیبای استوایی و کوهستان‌های پوشیده از برف پی گرفته می‌شود که واقعا در کاهش خستگی بازیکن ثمربخش است. ضعف گرافیک فنی بازی آشکار است. تبدیل‌ها میان انیمیشن‌ها شدیدا تو چشم می‌زند و گاهی دیده می‌شود که بازتاب یک راهرو روی دیوار آهنی بیشتر به بازتاب ترافیک در آیینه محدب شبیه است. با این‌که در بعضی قسمت‌ها افکت‌های بسیار جالبی (مانند وزیدن باد و اثر آن روی پارچه افتاده بر زمین) می‌بینیم و افکت‌های حملات با اسلحه که عالی و بشدت ارضاکننده کار شده‌اند، افکت‌هایی مانند افکت آب واقعا توی ذوق می‌زنند. خارج از این موارد و با چشم بستن روی باگ‌هایی که گاهی ریتم بازی را به هم می‌زنند، با عنوانی قابل قبول طرف هستیم.

همان‌طور که گفته شد بازی چهار شخصیت اصلی دارد که هرکدام از آنها به سلاحی مخصوص مجهز است. شخصیت ایزی مجهز به یک مسلسل کریستال‌ساز است که باید تعداد خاصی از تیرهای آنها را روانه دشمنان کنید تا آنها را در یک محبس کریستالی گیر بیندازید. در این حالت، با شلیک چند تیر دیگر می‌توانید آنها را مانند شیشه بشکنید. مسلسل نایا نیز مانند مسلسل ایزی عمل می‌کند، اما در مقابل تله‌های کریستالی دیگری، سیاهچاله‌هایی خلق می‌کند که دشمن را به داخل خود می‌کشند. جِیکوب، کمانی خودکار در دست دارد که تیرهای قدرتمندی شلیک می‌کند. دالتون هم به عجیب‌ترین سلاح بازی، یعنی یک سپر انرژی مجهز است که در مقابل حملات دشمنان مقاومت می‌کند. این سلاح قدرتی تهاجمی نیز دارد که فقط در فواصل کوتاه مفید واقع می‌شود. با کشتن دشمنان، پیشبرد اهداف و جمع‌آوری آیتم‌های پراکنده در مراحل، تجربه کسب می‌کنید و می‌توانید قابلیت‌های شخصیت‌ها را ارتقا دهید. پس از کسب ارتقای لازم، ایزی به وسیله‌ای نارنجک‌مانند مجهز می‌شود که با تعبیه آن، مرتب افراد داخل شعاع خود را درمان و احیا می‌کند؛ نایا توانایی نامرئی شدن را می‌یابد؛ جِیکوب قادر می‌شود تیرهای کمان خود را پس از اصابت منفجر کرده و دشمنان اطراف آن را به آتش بکشد و دالتون هم امکان تعبیه سپرهای مدافع ایستگاهی را می‌یابد. در حالت تک نفره در هر زمان می‌توانید با نگه داشتن دکمه‌ای مشخص، بین هر یک از شخصیت‌ها که دلتان خواست سوئیچ کنید، اما بهترین حالت بازی، چندنفره است. دلیل عمده این امر، ضعف بازی در هوش مصنوعی است. همراهان شما بندرت در احیا کردنتان ضعف نشان می‌دهند و در درجه سختی معمولی چندان موجب نارضایتی نیستند، اما در درجات سختی بالاتر و مخصوصا در حالت Echelon که ذاتا برای چند بازیکن طراحی شده و موج پس از موج، دشمنان بر سر بازیکنان می‌ریزند، بی‌کفایتی هوش مصنوعی یاران اثبات می‌شود. این البته تنها دلیل نیست. کمبوهای زیادی وجود دارد که در نتیجه تیراندازی همزمان دو بازیکن به یک دشمن صورت می‌گیرند و در خیلی از نبردها با مینی‌باس‌ها، که نیاز به دور زدن دشمن احساس می‌شود، حضور چند بازیکن زنده می‌تواند حیاتی باشد. همچنین مراتب دیگری در بازی هست (مانند امتیاز اضافه برای کشتن دشمنان از پشت سپر دالتون) که انجام آنها با همکاری دوستان خالی از لطف نیست. غیر از سلاح مخصوص هر شخصیت، یک سلاح دودستی، یک سلاح تکدستی و نارنجک نیز برای تنوع بخشیدن به بازی خواهید داشت. نارنجک‌ها فقط یک نوع نیستند، اما تنوع نسبتا خوبی را بین سلاح‌های گرم دیگر مشاهده می‌کنیم. خوشبختانه کنترل بازی آن‌قدر خوب است که خیلی از کاستی‌هایش را جبران کند. تغییر موضع بین سنگرها اصلا سخت نیست و به بهترین شکل انجام می‌گیرد. برای تیراندازی هم نیازی به زحمت اضافه نیست و هدفگیر با سهولت تمام به اطراف حرکت می‌کند. در نهایت این عنوان را به سوم‌شخص‌باز‌هایی که زیاد اهل داستان نیستند و دنبال یک سرگرمی صرف می‌گردند، توصیه می‌کنیم.

سیاوش شهبازی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها