در خانه های قوطی کبریتی

زندگی شهری در حصار خانه های قوطی کبریتی گرفتار شده است. در این شکل تازه از زندگی ، بدن ما به نظمی دیگر عادت می کند. روحیه ، اخلاق ، خلق وخو، همه و همه تحت تاثیر تغییرات دنیای اطراف ، شکلی دیگر به خود می گیرند.
کد خبر: ۵۷۲۵۰
نه مفهوم بچه محل تداعی آشنایی می کند، نه همسایه به قالب همان همسایه دیروز در نظر جلوه می کند. نظمی دیگرگونه در آشوب متحرک زندگی شهری شکل می گیرد تا جریان زندگی به مسیری دیگر پرتاب شود. علایق جدید ، قوانین جدید می آفریند و ساختار تغییر فرم می دهد ، اینجاست که رفتارهای ما نیز تغییر شکل می دهند.
در جامعه امروز پدر ، مادر ، برادر ، خواهر ، همسایه ، دیروز، امروز ، شهروند ، همه و همه در تلاش برای بازسازی خویش به سر می برند. انتخاب ما با فاصله از کهن الگوها به الگویی دیگر از زمان تن می دهد تا به تدریج خود تبدیل به کهن الگوی دیگری شود. بر اثر این رویه جدید شیوه رفتار ما نیز با آدمیان اطراف تغییر می کند. ما با آدمیان از موضع رفتاری متقابل به کنش می پردازیم. و این همه در حالی است که شرایط تازه ، اشکالی تازه از رفتار را در برابرمان می نهد.
ما حتی اگر بخواهیم به فرض سر موعد همیشگی بر سر قرارهای خویش حاضر شویم ، مساله ای بیرونی چون ترافیک مانعمان می شود. در نتیجه قرار خود را نه با احتساب زمان مجرد که با درنظرگیری ترکیبی از زمان خالص و وقت تلف شده در ترافیک در نظر می گیریم. این قاعده در رابطه با اطرافیان ما نیز مصداق پیدا می کند. زن و مردی را در نظر بگیرید که هر دو به فعالیت کاری در بیرون از خانه مشغولند از صبح تا شب. مفهوم این خانه که سابقا براساس کنش متقابل 2 زوج در کنار هم تعریف می شد ، عوض شده است. ما ناچار از پذیرش چنین نکته ای هستیم. چنین رویه ای به سایر بخشهای زندگی نیز سرایت کرده است. در قالب زندگی امروز آنجا که برخی نقشهایمان را از دست می دهیم به نقشهای دیگری نیز عادت می کنیم ؛ در چنین شرایطی آیا کسی می تواند از مساله اختیار در محیط زندگی خویش آن گونه که سابق بر این جریان داشت و معمول بود سخن بگوید.
به نظر می رسد پاسخ به این سوال اندکی دشوار باشد. به این موضوع فکر کنید. ما در چاردیواری منزل خود به عنوان سوژه جغرافیای شخصی خویش از اختیار تام برخورداریم. اما این اختیار کجا محدود می شود؛ آنجا که به اختیار دیگری لطمه ای وارد کند. پس یک بار دیگر نکته و فرض سلب اختیار خویش را در قالب آپارتمان نشینی امروزی مرور می کنیم. وقتی ما در یک آپارتمان زندگی می کنیم ، ناچاریم برای رعایت نظم بیشتر در زندگی آپارتمان نشینی خویش به برخی قواعد تن بدهیم. واحدهای کوچک ، دیوارهای کم عرض ، فاصله های اندک ، هر صدایی طنین آزاری است. صدا به فریاد تبدیل می شود تا چاردیواری ما به اختیار دیگری لطمه وارد کند. پس اینجاست که اختیار ما در چاردیواری اختیاری مان محدود می شود. این در حالی است که ممکن است در نظر ما رفتارهایمان کاملا خوشایند جلوه کنند. پس ما به تعریفی دیگرگونه از فرهنگ آپارتمان نشینی نیاز داریم. در تعریف تازه ما ناچار از پذیرش این نکته ایم که بایستی رفتارمان را براساس یک عادت جمعی در آپارتمان ها و منازلمان با روحیه همسایه ها مطابقت بدهیم. به اعتقاد بسیاری از جامعه شناسان زندگی نوین شهری این فرهنگ را با خود به دنبال می آورد. کارشناسان ، این قواعد را به حوزه خصوصی و عمومی زندگی تسری می دهند. آنجا که بحث به رعایت مسائل ترافیکی مربوط می شود ، بحث ما در حوزه عمومی تعریف می شود. اما آنجا که رعایت فرهنگ آپارتمان نشینی به میان می آید، به حوزه خصوصی وارد می شویم.
حمید پورنگ ، کارشناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی در این باره می گوید: در گذشته مردم در منازل ویلایی و بزرگ زندگی می کردند. فاصله منازل از هم زیاد بود. محیط جغرافیایی شهرها کوچکتر بود. گاهی چند خانواده کنار هم در یک منزل زندگی می کردند. پس همه همدیگر را می شناختند و لزومی نداشت که در رفتار با همدیگر جانب احتیاط را چندان نگه دارند.
آن گونه که مادربزرگ و پدربزرگ های ما به یاد می آورند، تا پاسی از شب گذشته رفت وآمدها در زندگی جریان داشت. صحبتها، قصه ها ، خیره سری ها و... همه در جریان بود. انتقال فرهنگ بر بستر شفاهی صورت می گرفت ؛ اما اکنون «پورنگ» می گوید: «چارچوب خانه ها کوچک تر شده ، خانواده ها پاره پاره شده اند. گاهی دو تا همسایه در یک آپارتمان کوچک تا سالها همدیگر را نمی شناسند. معلوم است که اینها برای ایجاد نظم در محیط زندگی خود ملزم به رعایت برخی هنجارها و رفتارهای تازه هستند.»
این پایبندی از ساده ترین امور تحت عنوان قواعد و مقررات زندگی آپارتمانی آغاز می شود. از نریختن آشغال در راهروها گرفته تا همیاری در ساخت وسازهای احتمالی ساختمان. اینجاست که قواعد به چارچوب اداری دچار می شوند. مدیر ساختمان به عنوان نقش تازه تعریف شده پا به میان می گذارد. رفتارهای اشتراکی در پرداخت برخی وجوهات احتمالی قوت می گیرد و آپارتمان نشینی درکل به فرهنگ خاصی تبدیل می شود تا نیاز در ما شکل بگیرد و نظم به درجه اول اهمیت تبدیل شود. شهر در نظمی که ما در آپارتمان خود رعایت می کنیم ، شکل می گیرد. تبارشناسی هر بی نظمی به خانواده بازمی گردد. آنجا که اعضای یک آپارتمان در حضور همدیگر بر آشفتگی محیط زندگی دامن می زنند ، شهری منظم شکل نمی گیرد. شهر منظم در پویایی رفتارهای درونی شده جدید شکل می گیرند. مفهوم شهروند از باری حقوقی تبعیت می کند که در درجه اول از حوزه زندگی شخصی تغذیه می کند. در زیست جهان تازه تعریف شده ما جزیره های جدامانده از اجتماع نیستیم. آن علایم راهنمایی ما را به اختیار در کنار هم می نشانند تا در حوزه خصوصی زندگی به فرهنگ آپارتمان نشینی عادت کنیم و احترام بگذاریم.


داوود پنهانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها