در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پدر کودک که پیک نام دارد، بعد از مرگ فرزندش در بازجوییهای ابتدایی این واقعه را حادثهای ناخواسته قلمداد کرده و به پلیس گفته بود، پسرش از صندلی به عقب پرت شده و در اثر این اتفاق سرش به زمین خورده؛ اما با وجود پنهانکاریهای اولیه یک هفته مانده به برگزاری جلسه محاکمه او اعتراف کرد بدون برنامه و قصد قبلی پسرش را به قتل رسانده است. او گفت قصد چنین کاری را نداشته و فقط در یک لحظه کنترل خود را از دست داده و رفتاری خشونتباری انجام داده است. وکیل پیک به دادگاه گفت: تعمدی در عمل موکلم وجود نداشته است. او قصد نداشته فرزند خود را به قتل برساند یا حتی صدمهای به او وارد کند، بلکه فقط یک لحظه کنترل خود را از دست داده و به سر نوزاد هفت ماهه ضربهای زده که کودک نتوانسته آن را تحمل کند و متاسفانه جان خود را از دست داده است.
وکیل مدافع متهم ادامه داد: پیک به هیچ وجه قصد نداشته این اتفاق برای فرزند خودش یا هر کس دیگری رخ بدهد. او مرد مسئولی است، اما زمان وقوع حادثه خسته و ناتوان بوده و از اینکه نمیتوانسته فرزندش را ساکت کند، احساس درماندگی میکرده است. از زمانی که فرزند پیک به دنیا آمده فشار عصبی زیادی بر او وارد شده بود. او هم مشکلات مالی و اقتصادی داشت و هم اینکه منتظر یک فرزند سالم بود در حالیکه صاحب کودکی معلول شد. او اکنون به خاطر اتفاقی که افتاده واقعا متاسف است.
در دادگاه گفته شد کودک هفت ماهه سه ماه نخست زندگی خود را در بیمارستان سپری کرده بود، چراکه به مراقبتهای جدی پزشکی نیاز داشت. این موضوع را مادر کودک جان باخته که گولدبای نام دارد، در دادگاه مطرح کرد. او که پسرش را با لقب جنگجوی کوچک صدا میزد، بعد از مرگ نوزاد بشدت شوکه شد. وی در جلسه دادگاه گفت: پسرم بعد از ترخیص از بیمارستان به دارو و مراقبتهای ویژه روزانه نیاز داشت. روز حادثه، پیک خیلی با پسرم کلنجار رفت و سعی کرد او را ساکت کند اما نشد.
بنا به گفته گولدبای، پیک بلافاصله بعد از ضربه به نوزاد معلول به همسرش زنگ زد و گفت، زودباش برگرد. بچهمان نفس نمیکشد. فکرمیکنم مرده است. این مرد سپس به سرعت به مرکز فوریتهای پلیسی تلفن زد و از حادثهای غیرمترقبه خبر داد. دقایقی بعد یک آمبولانس، کودک هفت ماهه را به بیمارستان منتقل کرد، البته همان موقع هم امید زیادی به زنده ماندن بچه وجود نداشت. نتیجه ام.آر.آی نشان داد کودک دچار ضربه مغزی شده و رو به مرگ است. او مدتی را به کمک دستگاه زنده ماند، اما چند روز بعد دستگاه هم دیگر فایدهای نداشت و پسرک جانش را از دست داد.
این دومین فرزندی است که گولدبای، در چهار سال گذشته از دست میدهد. دختر کوچک او به نام زونیز سال 2009 در اثر سندرم مرگ ناگهانی کودک جان خود را از دست داده بود. او موقع مرگ فقط هفت هفته سن داشت، البته همان موقع گزارش شد هیچ مورد مشکوکی درباره مرگ او وجود ندارد.
مرگ پسر معلول ضربه دیگری بود که به گولدبای وارد شد و او مراحل رسیدگی به این پرونده را با دقت پیگیری میکرد. در جلسه محاکمه پیک قاضی ضمن قرائت حکم این مرد گفت: بدون شک شما در شرایطی قرار گرفتید که به خاطر ساکت نشدن کودکتان خسته و عصبی شدید. من میپذیرم شما قصد کشتن یا وارد کردن آسیب جدی به کودک خود را نداشتید، اما یک کودک را نمیتوان به خاطر این که گریه میکند سرزنش کرد. من قبول میکنم که شما که صاحب پسری دوازده ساله نیز هستید، مرد بدی نیستید و خشونتی عمدی نیز از خود نشان ندادهاید. شما هیچ سابقه خشونت علیه کودکان در سابقه خود ندارید و استرس باعث شد، دست به چنین کاری بزنید. شما قصد نداشتید او را بکشید، اما کاری که کردید به نتیجه شومی منجر شد و قتل فرزندتان را رقم زد و در این باره مسئول هستید. چراکه کودک در اثر اقدام شما مرده است.
پیک در تمام مدت محاکمه و وقتی حرفهای قاضی را میشنید بشدت گریه میکرد.
مترجم: سارا لقایی
منبع: دیلی میل
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: