سریال تلویزیونی تلاقی در قسمتهای 20 دقیقهای برای سیمای خانواده گروه اجتماعی شبکه یک طراحی شده و قرار بود از برنامه خانواده هم پخش شود، چرا ناگهان این طراحی تغییر کرد و در جدول پخش شبانگاهی قرار گرفت؟
این سریال در گروه اجتماعی و خانواده شبکه یک تولید شد. یعنی قرار بود پخش یک فصل از این مجموعه از روز شنبه شروع شود و روز چهارشنبه به پایان برسد و همچنین گلچین این فصل در قالب یک تلهفیلم روزهای جمعه پخش شود. ابتدا طراحی دقیق و درست برای این سریال انجام شده بود. متاسفانه وقتی طراحی تغییر میکند، طبیعی است هدفگذاریها هم دستخوش تغییرات میشود. برایتان مثالی میزنم. وقتی کسی نان و پنیر را زیر درخت و کنار یک رود میخورد به او میچسبد، اما وقتی همان نان و پنیر را در کاخ سعدآباد میخورد چندان هماهنگ نیست.
هزینه ساخت سریال تلاقی خیلی پایینتر از هزینه سریالهای شبانه بود. مقایسه این سریال با آثار شبانه درست نیست و دوست نداریم اینگونه مقایسه شویم، چون به لحاظ بودجه شرایط یکسان نداشتیم. بودجه 55 قسمت سریال تلاقی برابر با بودجه سه قسمت یک سریال شبانه بود.
طراحی سریال تلاقی در ابتدا در یک لوکیشن بود، اما از آنجا که میخواستیم به اتفاق مثبت در سریالهای سیمای خانواده منجر شود، به همین دلیل ترجیح دادیم سریال تلاقی تک لوکیشن نباشد. بنابراین فضا را از استودیو خارج کرده و آن را گسترش دادیم. اگر سریال تلاقی از سیمای خانواده پخش میشد، مسلما سطح آن خیلی بالاتر از سریالهای ظهرگاهی بود، اما چون در زمان پخش سریالهای شبانه روی آنتن رفت، به همین دلیل آسیب دید و مخاطب زیادی با آن ارتباط برقرار نکرد.
با توجه به تعریف و ساختاری که برای سریال تلاقی داشتید، چرا با زمان پخش آن مخالفت نکردید؟
من مخالفت خودم را اعلام کردم، ولی طبق مذاکرهای که با مدیر شبکه یک داشتیم بعد از تمام شدن بخش شبانه، این سریال از اواسط تیر ماه در بخش نمایشهای ظهرگاهی در سیمای خانواده بازپخش میشود. پخش نامنظم به سریال تلاقی لطمه وارد کرد. قسمتهای شاد این سریال در مناسبتهای شاد پخش میشود و قسمتهای تلخ هم در مناسبتهای وفات و شهادت از شبکه یک پخش میشود. زمان پخش مناسب در دیده شدن یک سریال اهمیت زیادی دارد. امیدوارم در زمان بازپخش تلاقی بیشتر دیده شود.
سریال تلاقی به لحاظ کارگردانی هم چندان شسته و رفته نیست و مخاطب شاهد برخی صحنههایی است که چندان در داستان ضرورت ندارد، با توجه به سابقهای که در حوزه کارگردانی دارید، چرا این اتفاق در سریال تلاقی افتاده است؟
اگر سریال تلاقی در بخش ظهرگاهی پخش میشد، مطمئن باشید قضاوتتان اینگونه نبود. این سریال در مقایسه با دیگر آثار نمایشی ظهرگاهی یک پله بالاتر است. سریال تلاقی قرار بود با سه دوربین به شکل تلهتئاتر ضبط شود، اما ما این کار را انجام ندادیم تا تلاقی شبیه تلهتئاتر نشود و فضای آن به سریال نزدیک باشد.اگر دکور سریال تلاقی در استودیوی داخلی ساخته میشد، توقع مخاطب هم از این اثر زیاد نبود، اما ما تصمیم گرفتیم لوکیشن واقعی برای این سریال انتخاب کنیم. اگر بودجه ما برابر با سریالهای شبانه بود تا این میزان به کار ضربه نمیخورد. ما به علت کم بودن بودجه مجبور شدیم با سرعت کار کنیم و این مساله به کیفیت سریال لطمه زد. همچنین مجبور بودیم بازیگران خاص انتخاب کنیم. با وجود محدودیت بودجه اما هنوز هم هزینه تولید را به شکل کامل دریافت نکردهایم.
فکر نمیکنید اگر دکور این سریال را در استودیوی داخلی طراحی میکردید و لوکیشن واقعی انتخاب نمیشد، مخاطب بیشتر با سریال ارتباط برقرار میکرد؟
شاید اینطور بود، اما چون این سریال برای بخش ظهرگاهی تولید شد و ما میخواستیم سطح سریالهای ظهرگاهی را بالا ببریم، به همین دلیل این گونه عمل کردیم تا برای تماشاگر هم تنوع ایجاد کنیم. احساس میکنم بینندگان از سریالهایی که قصه آن در یک لوکیشن میگذرد، خسته شدهاند و نیاز دارند فضای سریالها تغییر کند.
هنوز هم معتقدم اگر این سریال در جای خودش مقایسه شود، یک پله بالاتر از آثاری است که همسطح آن ساخته شده است. ساخت سریال تلاقی یک تجربه جدید در کارهای ظهرگاهی بود. این سریال در جایگاه خودش متفاوت است و نباید آن را با سریالهای گرانقیمت مثل کلاه پهلوی مقایسه کنید. هر کاری در گونه خودش باید مقایسه شود.
محل وقوع داستانهای سریال تلاقی در یک کاروانسرا است. چطور شد این لوکیشن را برای این سریال انتخاب کردید؟
در طراحی قصه سریال تلاقی به دنبال مکانی بودیم که فرهنگهای اقوام مختلف با یکدیگر تلاقی داشته باشند. اگر محل تلاقی مسافران، مسافرخانه یا هتل بود برای مخاطب جذابیت نداشت، چون این نوع لوکیشن تکراری بود و تاکنون چند سریال با این محوریت تولید شده است. بنابراین ما برای ایجاد موقعیت دراماتیک در قصه، کاروانسرا را انتخاب کردیم که به خانوادهای ارث میرسد. افراد خانواده برای فروش کاروانسرا میآیند اما وقتی اولین مهمان به کاروانسرای آنها مراجعه میکند، نظرشان را تغییر میدهند و تصمیم میگیرند کاروانسرا را ترمیم کنند تا مورد استفاده مسافران قرار گیرد. به همین دلیل افراد خانواده ساکن این کاروانسرا میشوند.
ما علاقهمند بودیم چهارراهی را در این سریال طراحی کنیم که اقوام مختلف با یکدیگر تلاقی داشته باشند. در گذشته مسافرانی که به زیارت امام رضا(ع) میرفتند در کاروانسراها مستقر میشدند تا راهزنان به آنها حمله نکنند. به همین دلیل محل تلاقی مسافران قصه را کاروانسرا قرار دادیم تا مسافران راه رستگاری را پیدا کنند.
تعلیقهای قصه سریال تلاقی کم است و همین مساله باعث میشود مخاطب با علاقه به تماشای این سریال ننشیند.
هر قصهای ساز و کار خودش را دارد. معتقدم برای انسجام یک سریال طولانی شبانه باید ساز و کارهای دیگری ترتیب داد که مناسب داستان باشد. چه بگویم که دست ما کوتاه بود و خرما بر نخیل. متاسفانه ما به ناچار باید این سریال را با بودجهای محدود تولید میکردیم. البته مهدی سجادهچی بهعنوان مشاور فیلمنامه نظارت کامل بر نگارش قصهها داشت، اما بودجه محدود و کم مانع عملی شدن ایدههای خوب برای این سریال شد.
سریال تلاقی را در 55 قسمت تولید کردید. بهتر نبود تعداد قسمتها را کمتر میکردید و روی کیفیت بیشتر متمرکز میشدید؟
ما تعهد داشتیم این سریال را در 55 قسمت 20 دقیقهای تولید کنیم. ما داستانهای کوتاه مناسب طراحی کرده بودیم، اما قالب سریالهای شبانه خیلی بزرگ بود و داستانهای کوتاه این سریال در کنج این ظرف قرار گرفتند و همین مساله باعث شد تا داستانها دیده نشوند.
شما در سریال تلاقی سعی کردید با انتخاب بازیگران بومی کمتر با مشکل لهجه روبهرو شوید، ولی نبود حتی یک بازیگر معروف به سریال ضربه زده است. بهتر نبود از حضور بازیگران معروف هم استفاده میکردید؟
ابتدا قصد داشتیم از بازیگران تئاتر برای سریال تلویزیونی تلاقی استفاده کنیم، اما در نهایت تصمیممان تغییر کرد و در کنار بازیگران تئاتر از پیشکسوتانی همچون مهدی فقیه بهره بردیم. بازیگران این سریال زحمت زیادی کشیدند. نباید اینگونه قضاوت کنید. ما متناسب با هر قصه بازیگران را انتخاب کردیم تا مشکل لهجه پیش نیاید و همه بتوانند براحتی صحبت کنند.
ما نخواستیم ادا دربیاوریم و تلاش کردیم از بازیگران ساکن تهران که از قومیتهای مختلف هستند، استفاده کنیم. همچنین کارگردانانی از همان دیار انتخاب کردیم تا روایت داستان شکل منسجم و بهتر داشته باشد. بهعنوان مثال اگر عربهای خوزستان داستان را روایت میکنند رضا سبحانی یکی از کارگردانهای خوب که اصلیت خوزستانی دارد، آن بخش را ساخته است یا از حجت ذیجودی برای داستان شخصیتهای شمالی استفاده کردیم.
در سریالسازی ظرف و مظروف باید متناسب یکدیگر باشند. اگر یکی از آنها مناسب نباشد، طبیعی است که قاعده به هم میخورد. رسانه ملی به دلیل فراگیر بودنش و این که در حوزه اطلاع رسانی و تاثیرگذاری سعی دارد در دورترین مناطق کشور از لحاظ جغرافیایی موثر باشد، تلاش کردیم مجموعهای بسازیم که اقوام ایرانی و فرهنگهای متنوع این اقوام در تلاقی بخوبی دیده و معرفی شوند. رسانه ملی فقط رسانه تهران نیست و همه اقوام و فرهنگها در این رسانه جایگاه خوبی دارند. ما میخواستیم با این سریال حرفهای خوبی بزنیم اما شرایط خیلی مساعد نبود و ما با پیاله و انگشتانه از دریا آب برداشتیم.
فاطمه عودباشی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم