در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هیچ فکر کردهاید در خیلی از کشورها هر عروسک، مداد، دفترچه، رمان، کمیک استریپ و.... که روی آن عکس، طرح یا موضوعی درباره یکی از شخصیتهای محبوب سینمایی یا تلویزیونی وجود دارد و شما آن را میخرید، در واقع در حال تامین بخشی از درآمد همان مجموعه یا فیلم هستید؟ بله! این همان چیزی است که به علم تبلیغات و بازاریابی صحیح معروف است و معادلات بشدت پیچیدهای هم دارد.
آیا میدانید تنها واگذاری یا حتی سرمایهگذاری روی بازیهای رایانهای مجموعههای مطرح و پرمخاطب میتواند چه بخشی از سرمایه یک کار را بازگرداند؟ برنامهسازان ما اما به تمام این مسیرها و ظرفیتهای بالای درآمدزایی پشت کردهاند و از آن غافلند. باور کنید در دنیا، چه در سینما و چه در رسانه تلویزیون و حتی در فضای مجازی، تنها 25 درصد هزینه تولید یک کار از راه مستقیم مخاطب حاصل میشود و بقیه از راههای غیر مستقیم تامین میشود.
ترانه تیتراژ
بیش از یک دهه و نیم است که ترانه تیتراژ پایانی جزء لاینفک مجموعههای ایرانی و خصوصا مناسبتی شده است؛ عنصری که به جذب مخاطب بیشتر کمک کرده و حتی برای خود، صاحب هویتی مستقل و تعیینکننده شده است.
چه بسیار مجموعههایی که ترانه تیتراژ پایانی بیشترین علت جذب مخاطب بوده و چه بسیار مجموعههایی که مردم آنها را با نام ترانه تیتراژ آن میشناسند. اما مهمترین هدف استفاده از ترانه در سریالها چیست؟ جذب بیشتر مخاطب؟ جوانپسند شدن مجموعه؟ ایجاد شور و حال؟ رقابت؟ ایجاد جذابیت؟ یا...
حقیقت این است که دلیل وجود ترانه پایانی در یک مجموعه میتواند همه این موارد باشد. نه جذب مخاطب چیز بدی است و نه ایجاد شور و حال. حتی رقابت هم در مسیر درست، سبب ارتقای محصول نهایی میشود؛ اما واقعیت این است که این موارد زمانی به هدف مینشیند که درجای خود و با زبان خود جاری شوند به این معنا که بدانیم کارکرد یک ترانه در پایان یا حتی آغاز مجموعه چیست و قرار است چه حسی را به تماشاگر منتقل کند. زمانی حتی ترانهسرای یک مجموعه هم نه تمام فیلمنامه که حداقل خلاصه 60ـ50 صفحهای سریال را میخواند و بعد از بحث با کارگردان، آهنگساز و نویسنده شروع به سرودن میکرد. آهنگساز پس از ساعتها بحث و دیدن قسمتهای گرفته شده، شروع به ساخت ترانه میکرد؛ اینکه قرار است چه حس و پیامی به مخاطب انتقال یابد تا باعث جذب شود. در چنین شرایطی بود که تیتراژ خود صاحب هویت شد و از این طریق بسیاری از خوانندگان و ترانه سراها و آهنگسازان مطرح و نامی شدند. امروزه به نظر میرسد ترانهسرایی و اجرای ترانه و تصنیف در تیتراژ سریالها، بهتر است بیش از پیش جدی گرفته شود و از یک عادت صرف به یک فعل آگاهانه و باکیفیت بدل شود تا آنچه میماند، بعدها بتواند ضمن کمک به ماندگاری اثر تلویزیونی به عنوان یک اثر موسیقایی از هویتی مستقل برخوردار باشد.
محمدرضا لطفی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: