در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سفر همکار شهناز
فریدون حافظی هم رفت و دیروز مراسم تشییع پیکر او مقابل تالار وحدت برگزار شد؛ حافظی از معدود نوازندگان قدیمی و پیشکسوت موسیقی ایران بود که رفت. اکنون فقط یک نفر از همسنها و همنسلان او که اتفاقا او هم از نوازندگان بزرگ تار است باقی و در قید حیات است و متاسفانه باخبر شدیم ایشان هم به علت بیماری و وخامت وضع جسمانیاش این روزها در بیمارستان بستری شده است. بله استاد جلیل شهناز که شهسوار عرصه تار و تارنوازی است به اتفاق همسرشان در بستر بیماری هستند و جا دارد تا برای سلامتی آنها دعا کنیم.
70 سال تارنوازی
فریدون حافظی از نوازندگان محجوب، کمحاشیه و بیادعای رادیو از دهه بیست به بعد بود که تکنوازیها و همنوازیهای فراوانی با همراهی خوانندگان از وی باقی است. در گفتوگویی که با هم داشتیم، او میگفت اگر به جای ساز زدن بیل زده بودم، در این 70 سال به مرتبه و جایگاه بهتری رسیده بودم، اما با این وضع پشیمان نیستم و این از عشق و شور و شیداییاش حکایت داشت. چند سال پیش هم کتابی به همت دوستانش و با درج مطالب و یادداشتهایی در باره شرح احوال و آثار او به چاپ رسید که تا حدودی توانست چند دهه سکوت اهالی فرهنگ را درباره او بشکند. روحش شاد و یادش گرامی.
تنها خدمت مدیرکل پیشین
میرزمانی، مدیرکل پیشین دفتر موسیقی که چند ماه پیش، ازسمتش کنارهگیری کرد، در جایی با ابراز تاسف از اینکه نتوانسته است در آن پست به کارهایی که فکر میکرده جامه عمل بپوشد، گفته تنها خدمتی که در مدت خدمتم کردم صدور پیام تسلیت برای متوفیان عرصه موسیقی بوده است؛ باز باید بر شرف این مسئول که خود از اهالی هنر و موسیقی بود درود فرستاد، چرا که دستکم درگذشتگان و رفتگان از وی راضی و شاکر هستند و البته زندگان هم باید به نوبت خود از او راضی و شاکر باشند که اگر کار خوبی (به غیر از صدور پیام) انجام نداده، اما به جایش کار بدی هم مرتکب نشده است. خود این قضیه بسیار مهم است، این روزها متاسفانه ما همهاش باید نگران این باشیم که دیگران کار بدی نکنند.
حمیدرضا عاطفی / روزنامهنگار و منتقد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: