سیاست ها و راهکارهای زیر به منظور ایجاد بستر مناسب جهت رهاسازی دولتی از اداره شرکت های دولتی و جلب حمایت مردم از این سیاست ها ، پیشنهاد می شوند.
بنگاه های تولیدی و خدماتی که باید به مردم واگذار شوند ، از وزارتخانه های دولتی منتزع و در اختیار سازمان خصوصی سازی قرار گیرند. بدین ترتیب وزارتخانه ها و سازمان های دولتی از تصدی گری رها شده و به وظایف اصلی خود که سیاست گذاری باشد خواهند پرداخت.
سازمان خصوصی سازی به نهادی مستقل تحت حاکمیت دولت (ترجیحا به عنوان نهاد عمومی غیردولتی موضوع ماده 5 قانون محاسبات) تبدیل شود. ریاست و اعضای هیات مدیره آن که باید همگی معتقد به واگذاری اموال مردم به مردم و رهاسازی تصدی گری دولت باشند و عملکرد گذشته آنها نیز همین را نشان دهد با حکم رییس جمهور منصوب شوند.
سازمان خصوصی سازی به تدریج وضعیت شرکت ها را بررسی کرده و آنها را به شرکت های (الف) آماده فروش ، (ب) منحل شدنی و (ج) قابل اصلاح تقسیم بندی کند.
شرکت های منحل شدنی در اختیار بخش تصفیه قرار گرفته و با بررسی روش مناسب نسبت به انحلال آنها اقدام شود.
شرکت های قابل اصلاح به سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران و یا واحدهای مشابه تحویل شوند تا با نظارت سازمان خصوصی سازی اصلاحات لازم در آنها بعمل آید و قابلیت فروش پیدا کنند.
شرکت های آماده واگذاری بتدریج تحت پوشش شرکت های مادر شماره 1 و 2 و... قرار می گیرند.
بدهی دولت به بانک ها و سایر سازمان ها محاسبه و بتدریج از محل فروش سهام شرکت ها پرداخت می شود. البته اکثر این پول مجددا به مردم بازمی گردد.
ارزش سهام شرکت های مادر براساس ارزش سهام شرکت هایی که به آنها واگذار شده اند تعیین شده و پس از کسر سهمیه بدهی های دولتی ، به تساوی بین مردم ایران تقسیم می شود. برای مثال ، شرکت مادر شماره 1 ممکن است از 80 شرکت در رشته های مختلف با سرمایه ای معادل 8000 میلیارد ریال تاسیس شود که پس از کسر مثلا 1000 میلیارد ریال سهمیه بدهی دولت ، هر ایرانی 100000ریال در آن سهم خواهد داشت. ارزش سهام شرکت مادر شماره 2 پس از کسر سهمیه بدهی دولت ، ممکن است معادل 10500 میلیارد ریال باشد ، لذا سهم هر ایرانی 150000 ریال می شود.
شرکت های مادر چون سهامشان متعلق به مردم است دولتی نیستند و اداره آنها می تواند به شرکت های تخصصی مدیریتی تحت نظارت عمومی و قانونی بخش خصوصی واگذار شود.
شرکت های مادر براساس ادغام افقی ، عمودی یا چند رشته ای براساس بررسی کارشناسانه ایجاد خواهند شد. معیار اصلی به حداکثر رساندن ارزش سهام و در نتیجه ثروت مردم خواهد بود ولی با رعایت ضوابط و چارچوب هایی که دولت تعیین می کند.
چند بانک معتبر کشور که شعبات گسترده سراسری دارند می توانند به عنوان کارگزار سهام شرکت های مادر برای مردم عمل کنند.
هر ایرانی با کد ملی خود در یکی از بانک های کارگزار نزدیک محل زندگیش ، حسابی باز می کند. اوراق سهام شرکت های مادر از طریق این بانک ها در اختیار مردم قرار می گیرد و بانک نقش کارگزار را برای هرکه بخواهد ایفاء می کند.
سهام شرکت های مادر می تواند برای خرید سهام شرکت های متعلق به آنها به کار گرفته شود. به این ترتیب به تدریج مردم سهام شرکت های مادر را صرف خرید شرکت های متعلق به آنها کرده و این شرکت ها به مالکیت گروه های مردمی در می آیند. وقتی سهام هر گروه از 50 درصد بیشتر شود شرکت مذکور دیگر تحت اداره شرکت مادر قرار ندارد و تحت مدیریت سهامداران خصوصی اداره خواهد شد.
سازمان خصوصی سازی می تواند برای فروش سهام هر شرکت ، ضوابطی را تعیین کند. ضوابطی از قبیل تعهد خریداران برای انجام سرمایه گذاری و یا استخدام جدید و یا اولویت دادن به خرید سهام به مردم همان منطقه و غیره.
برای جلوگیری از موارد سوءاستفاده احتمالی به دلیل ناآشنایی بعضی از قشرهای جامعه نسبت به مسایل بورس و سهام ، می توان برای مدتی خرید و فروش نقدی سهام این شرکت ها را ممنوع کرد و تنها معاوضه آنها مجاز باشد.
جهانی شدن تحولاتی را در سیستم سرمایه گذاری در جهان ایجاد نموده است. گسترش بازارهای سرمایه ، بورس اوراق بهادار و کالاهای مختلف و معاملات الکترونیکی از نمونه های نوین هستند. ما می توانیم چشمان خود را به حقایق موجود بسته و بی توجه به روند حرکت جهان راه گذشته خود را ادامه دهیم و یا می توانیم با مطالعه فرصت هایی که جهانی شدن برای ما فراهم آورده از آنها حداکثر استفاده را نموده و اقدامات لازم را برای توسعه بازار سرمایه و بورس در کشور و ایجاد ساختارهای قانونی و عملیاتی مناسب برای شکل گرفتن فعالیت های اقتصادی نوین بعمل آوریم. با دادن آگاهی لازم به مردم در مورد عملکرد و پیش بینی آینده شرکت های سهامی عام ، ضمن آگاهی دادن به مردم ، فرهنگ سرمایه گذاری نوین از طریق بازار سرمایه و بورس اوراق بهادار در کشور را گسترش دهیم. این امر جامعه ما را با برنامه ریزی مناسب در مسیر توسعه جامعه جهانی سوق خواهد داد و از نظر اسلامی نیز سرمایه گذاری به صورت مطلوبی انجام می شود.
با تشویق متخصصین در قالب واحدهای خصوصی می توان اصول سرمایه گذاری در واحدهای تولیدی و فعالیت در بازارهای بورس را به مردم آموزش داد و فرهنگ سرمایه گذاری مدرن را که باعث به کارگیری سرمایه های کوچک مردم در امور تولیدی و خدماتی جامعه می شود ، در کشور گسترش داد.
فروش ها باید شفاف و در مواردی که بخش خصوصی کارآمد وجود دارد با ارایه حداکثر اطلاعات و اهداف حاصل از فروش و الزامات قانونی صورت گیرد و این اهداف و برنامه ها به طور مشهود و شفاف با استفاده از سازمان های مدیریتی و حسابرسی تحت کنترل قرار گیرد.
با واگذاری سهام شرکت ها به همه مردم ، اگرچه بدهی های دولت پرداخته می شود به ظاهر دولت سرمایه هنگفتی را نیز از دست می دهد. ولی کوچک شدن دولت راهی جز طی این مسیر ندارد. وانگهی سرمایه مذکور به عنوان امکانات ملی به تساوی بین مردم تقسیم می شود. در اثر خصوصی سازی کارآی و بهره وری شرکت ها بالا می رود و در نتیجه شرکتها سوددهی بیشتری داشته و درآمد مالیاتی دولت از این بابت افزایش خواهد یافت و در مجموع شرایط بهتری برای دولت و مردم پدید خواهد آمد.
با ایجاد واحدهای مشاوره فنی و اقتصادی ، اطلاعات شرکت ها و پیش بینی آینده آنها و همچنین طرح ها و ایده های سودآور تعیین و به سرمایه گذاران معرفی خواهند شد. البته شرکت ها و بنگاه های اقتصادی نیز خود طرح هایی را در جهت اهداف توسعه ای ارایه خواهند کرد که مورد نقد و بررسی گروه های تخصصی و رسانه های اقتصادی قرار گرفته و راهنمای مردم خواهد شد.
سازمان های مدیریتی و حسابرسی (حسابداران رسمی مستقل) با نقد و بررسی عملکرد شرکت ها و مدیران در انتخاب مدیران راهنمای عامه خواهند بود.
رسانه های تخصصی سطح آگاهی عمومی را در زمینه شفاف سازی عملکرد و راهنمایی واحدها در افزای بهره وری و رقابت سالم ، پویا و نشاط آور در بخش های اقتصاد عمومی بالا خواهند برد.
با اقبال عمومی از عملکرد صحیح و سودآور بنگاه های اقتصادی ، توسعه صحیح ، مشارکت مردمی و کارآیی اقتصادی را شاهد خواهیم بود.