تکریم و تجلیل از پیشکسوت نه‌تنها از نگاه اجتماعی، که در باورها و آمیزه‌های دینی هم ریشه دارد و بارها به آن اشاره و تاکید شده است. با این نگاه و زاویه، به هنرمندان این آب و خاک می‌رسیم؛ آنهایی که امروز به سنی رسیده و موی خود را سپید کرده‌اند و حالا شاید دیگر مانند گذشته، توان و قدرت قدیم را نداشته باشند. آنهایی که برای اعتلای فرهنگ و هنر این مرز و بوم با عشق و جان و دل تلاش کرده‌اند و حال وظیفه دستگاه‌های اجرایی فرهنگی است که به آنها رسیدگی کند.
کد خبر: ۵۶۸۶۶۱

این رسیدگی فقط مالی نیست که صدالبته همان رسیدگی مالی هم که در موارد زیادی صورت نمی‌گیرد، بخش مهمی به حساب می‌آید؛ اما هنرمند با یک کارمند فرق می‌کند. مرگ او زمانی است که احساس کند فراموش شده است و دیگر کسی از او یادی نمی‌کند و این همان پاشنه آشیل ماجراست.

در این میان، صداوسیما به عنوان رکن مهمی از راهبرد فرهنگی و هنری کشور نقش مهمی دارد. تعارف نمی‌کنم و قصد تبلیغ الکی ندارم و بر این باورم که در همین رسانه هم هنوز در این خصوص، ضعف‌های بنیادی وجود دارد، اما این یک واقعیت است که تلویزیون برای این مساله بسیار پیشتر از نهادی مانند وزارت فرهنگ و ارشاد عمل کرده و برگزاری مراسم تجلیل از پیشکسوتان یا حتی معرفی چهره‌های ماندگار و دعوت از آنها در برنامه‌های مختلف زنده به‌عنوان مهمان، گواه این ادعاست. این نگاه خوب و مثبت بسیار در خور تحسین است و حکایت از این دارد که مدیران این رسانه درصدد زنده نگاه داشتن نام این دارایی‌های فرهنگی هستند. اما نقدی که به این نگاه خوب وارد است این‌که هنوز این جریان آن‌طور که باید، جامعه‌شناسی و ساماندهی نشده است. حضور این عزیزان در برنامه‌های مختلف به عنوان مهمان یا برگزاری مراسم تجلیل از پیشکسوتان بسیار خوب است، اما کافی نیست. باید در این زمینه دسته‌بندی و طبقه‌بندی صورت بگیرد. باید حتی این عزیزان دارای کارت کرامت باشند و مشخص شود مثلا پیشکسوتی که دیگر قادر به کار نیست، نیازها و برنامه‌هایش خیلی متفاوت است با هنرمندی که توانایی کار کردن را دارد و اتفاقا هم دوست دارد دوباره کار کند، اما شرایطی برای کار کردن او فراهم نمی‌شود. چه اشکالی دارد که طبق یک اساسنامه مدون در برخی برنامه‌ها و مجموعه‌ها، تهیه‌کنندگان موظف به استفاده از این دست هنرمندان شوند؟ در کنار آن، آیا ایرادی دارد صندوقی تشکیل شود و درصد کمی از دستمزد عوامل به این صندوق برود و این صندوق برای تجلیل از این پیشکسوتان برنامه‌ریزی کند؟ مثلا برای آنها حقوقی در نظر گرفته شود یا این‌که این دسته از افراد بتوانند ورک‌شاپ‌هایی برای جوانان و دانشجویان برگزار کنند؟

باور کنید این نگاه‌ها نه تنها ایرادی ندارد که زیبا است و باعث می‌شود هنرمند همیشه شاداب و پویا بماند و دچار رخوت فرهنگی نشود. در مقابل هم جوان‌ترها دچار ترس از آینده نمی‌شوند.

حال تمام این موارد به کنار، اجازه بدهید در همین زمینه یک نکته مهم‌تر را بیان کنم. مطمئن هستم در طول این یادداشت، شمار کثیری از خوانندگان فورا ذهن خود را معطوف بازیگران پیشکسوت یا در نهایت کارگردانان بردند. اما باور کنید هنرمند فقط بازیگر و کارگردان نیست. یک نویسنده پیشکسوت، یک فیلمبردار قدیمی، یک تدوینگر یا طراح صحنه موی‌سپید و فراموش شده نیز همان قدر حق دارد که یک بازیگر. این دست از پیشکسوتان شاید وضعی به مراتب بدتر از بازیگران و کارگردانان قدیمی داشته باشند و حق رسیدگی به آنها ارجحیت بیشتری داشته باشد. پس دایره هنرمندان را معطوف به یک یا دوقشرخاص نکنیم که این ظلم به بقیه عزیزان است.

محمدرضا لطفی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰
فرزند زمانه خود باش

گفت‌وگوی «جام‌جم» با میثم عبدی، کارگردان نمایش رومئو و ژولیت و چند کاراکتر دیگر

فرزند زمانه خود باش

نیازمندی ها