در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
منظره دیدن دو دختر نوجوان سیگار به دست، موجب شد که بسیاری از نگاهها در آن پارک کوچک به سمت آنها جذب شود. پس از گذشت چند دقیقه، چند پسر دبیرستانی که انگار آنها هم تازه امتحان پایان ترمشان تمام شده بود، از راه رسیدند و با قرض گرفتن فندک از دو دختر دانشآموز، شروع به سیگار کشیدن کردند. نمیخواهیم در این نوشتار سر نصیحت را باز کنیم و از نوجوانان بخواهیم که سیگار نکشند، بلکه میخواهیم بگوییم این تصویر تنها نمونه کوچک و غیرقابل انکار از نوجوانانی است که سیستم آموزشی و تربیتی خانواده و مدرسه نتوانسته است آنها را از خطر انحراف در این سن حساس بازدارد. شاید اگر پدر و مادر همین دو دختر، فرزندشان را با این اوضاع در پارک میدیدند، احتمالا تنبیه سختی برای آنها درنظر میگرفتند، اما اتفاقا بحث بر سر همین نوع سیستم تربیت و آموزش در جامعه است که به جای آموزش عملی و علمی الگوهای صحیح رفتاری به کودکان و نوجوانان یا معمولا نصیحت میکند یا منتظر مینشیند که اشتباهی از نوجوان سر بزند تا او را تنبیه کند. به بیان دیگر، شرایط به گونهای شده است که نظام تربیتی ما، چه در خانه و مدرسه و حتی در دانشگاه ها، بیشتر از آنکه هدایتگر و روشنگر باشد، اغلب نقش مچگیر را بازی میکند و کارکرد آن به نصیحت یا تنبیه محدود شده است. البته بدیهی است که چنین نوجوانانی در اقلیت هر مدرسهای هستند، اما هنر یک نظام پرورشی در آن است که اقلیتها را هم با تدبیر و درایت به الگوهای صحیح رفتاری دعوت کند.
امین جلالوند / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: