در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پدر نوح کروکز ـ نوجوان 14 ساله ـ اعتراف کرده اسلحه کالیبر 22 را برای پسرش تهیه کرده بود تا با آن تمرین تیراندازی کند.نوح با مادرش روابط پرتنشی داشت و حتی یک بار به پدرش گفته بود از مادرش متنفراست و میخواهد او را بکشد. این نوجوان ابتدا سعی کرد مادرش را زخمی کند اما نتوانست به وی حملهور شود برای همین با اسلحه به او شلیک کرده و این زن را کشت.
نوح در نوار ضبط شدهای که از مرکز فوریتهای پلیسی بهدست آمده، گفته است: اصلا شوخی نمیکنم. مادرم مرده. من میترسم.نمیدانم چرا این کار را کردم. او را با اسلحه کالیبر 22 زدم. فکر کنم مشکلی دارم. فکر میکنم دیوانه هستم اما میدانم نیستم. تلاش کردم به او آسیب برسانم ولی نتوانستم. چه کسی با مادر خودش چنین کاری میکند؟ زندگیام سیاه شده.همه چیز به پایان رسیده است. واقعا پریشان هستم.بعد از اینکه پلیس یک آمبولانس به خانه نوح فرستاد تا مادرش را به مرکز درمانی منتقل کند، نوح به امدادگران گفت اسلحهاش خالی است و نگران است پلیس به او شلیک کند.
او به پلیس گفت: ای کاش این یک خیال بود. ای کاش بیدار میشدم و مادرم را میبوسیدم و بغلش میکردم. او شب قبلش برای من دونات خانگی درست کرد. او این کار را به خاطر من کرد. من چرا او را کشتم؟ نمیدانم چرا این کار را کردم. یک چیزی به سراغ من آمد. یک چیزی بر من غلبه کرد.
این نوجوان همچنین گفت در ذهنش خیالهای زیادی داشته که همه بر باد رفته است. او قصد داشت وارد کالج شود و بعد با دوستش که در کلاس هشتم درس میخواند ازدواج کند. در نخستین جلسه دادگاه این نوجوان، دو افسر پلیس مشاهدات خودرا از صحنه جرم اعلام کردند. به گفته آنها مقتول نیمه عریان شده بود و زخم گلوله در بدن او دیده میشد. اسلحه کالیبر 22 نیز در کنار جسد روی زمین افتاده بود. پلیس بعد از دستبند زدن به دستان نوح او را به اداره پلیس منتقل کرد. نوح در آن لحظات کاملا خونسرد بود و اصلا گریه نمیکرد و احساساتی نیز به نظر نمیرسید. وکیل نوح ارتکاب قتل توسط او را رد نمیکند اما گفته است موکلش دچار جنون آنی شده بود و نمیدانست در آن لحظه چه میکند.
قاضی پرونده نیز گفته است یک روانشناس کودک نوح را معاینه خواهد کرد تا مطمئن شود او از اختلال روانی رنج میبرد یا نه چرا که او رفتار خشونتبار داشته است.پدر نوح بنا به مستندات موجود شب حادثه در جشن خداحافظی رئیساش شرکت داشت که پیامی از پسرش دریافت کرد.پسرش در این پیام نوشته بود: پدر من نوح هستم. مادر را اتفاقی کشتم. متاسفم. حالا لطفا به خانه بیا.
پدر هم جواب داد: باشد پسرم. فعلا بیندازش توی قبر. بعدا به موضوع رسیدگی میکنیم. این مرد در دادگاه گفت پیام پسرش را صددرصد شوخی فرض کرده بود. تا اینکه بعد از 20 دقیقه یک افسر پلیس با او تماس گرفت و گفت باید هر چه سریعتر به خانه برگردد چرا که اتفاق تلخی افتاده است.
پدر نوح گفت: همسرم بسیار باسلیقه بود. او رابطه خشونتبار اما عاشقانهای با پسرم داشت. آنها اغلب دعوا میکردند اما زود آشتی میکردند و به بازی با یکدیگر مشغول میشدند. این مرد همچنین توضیح داد در اصل اسلحه را مادر نوح به عنوان هدیه جشن تولد برای او انتخاب کرده بود.
او گفت: نوح یک بار گفته بود میخواهد مادرش را بکشد اما من این حرف را جدی نگرفتم و خیال کردم پسرم شوخی میکند.این اتفاق در حالی رخ داده که هیچ سابقه خشونت خانگی از خانواده نوح در اداره پلیس وجود ندارد.
منبع: میل آنلاین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: