نشان به آن نشان

وقتی صحبت از «نشان» می‌شود در معنای مرسوم و لغت نامه‌ای، علامتی است که به وسیله آن کسی یا چیزی را بازشناسند و همه ما در زندگی روزمره از این نشان‌ها فراوان استفاده می‌کنیم، چه در حوزه نامگذاری اطرافیان‌مان و چه در ارتباطات کاری و تخصصی و حتی رفت و آمدهایمان از خیابان‌ها و کوچه‌ها. اما وقتی همین کلمه ساده و متداولِ نشان، پسوند «ملی» می‌گیرد آن هنگام به این سادگی نمی‌توان آن را به کار بُرد و از کنارش گذشت.
کد خبر: ۵۶۶۲۸۱
نشان به آن نشان

خوشبختانه یا متاسفانه در چند سال اخیر اهدای «نشان ملی» در کشور رواج پیدا کرده است. خوشبختانه از آن روی که اهدای نشان ملی به چهره‌های فرهنگی و هنری و دیگر خادمان مردم در حوزه‌های مختلف قابل قدردانی است و توجه به افتخارآفرینان و پیشکسوتان هر حوزه اقدامی تحسین‌برانگیز است.

متاسفانه هم به این دلیل که ما اصولا عادت کرده‌ایم هر موضوعی را به طور کامل دستمالی کنیم و به شیوه‌های مختلف ارزش و اهمیت واقعی‌اش را از بین ببریم. اهدای نشان ملی هم از این قاعده مستثنا نبوده و شاهد انواع نشان‌هایی بوده‌ایم که به شخصیت‌های غیرمرتبط اهدا شده است.

یکی از نمونه‌های آخر آن همین یکی دو روز گذشته رخ داد و معاون اول رئیس‌جمهور یکی از همین نشان‌های ملی بی‌زبان را بر سینه رئیس سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی آویخت؛ کسی که کل عمر ریاستش بر این سازمان فقط چند ماه است.

پیش از این اتفاق هم آقای رئیس‌جمهور یکی از همین نشان‌های ملی بی‌زبان را بر سینه یکی دیگر از نزدیکان و حامیان خود آویخته بود که از قضا او هم تجربه ریاست سازمان میراث فرهنگی را در کارنامه‌اش داشته است.

وقتی این نشان‌ها که بر اساس آن تعریف لغت‌نامه‌ای که ابتدا اشاره شد، به وسیله‌اش کسی یا چیزی را بازمی‌شناسیم با عنوان‌های ملی کفایت، لیاقت، شجاعت و حتی به نام مفاخری همچون شیخ بهایی مزین می‌شود، اهمیت ویژه‌ای می‌یابد و این اتفاق در حالی است که اصولا ساز و کار و شیوه‌نامه اهدای چندان شفافی هم در این زمینه وجود ندارد و تجربه چند مورد اخیر می‌گوید که باید به این فرمایش آقای سعدی علیه الرحمه اقتدا کنیم که گفت:

هرکس صفتی دارد و رنگی و نشانی

تو تَرک صفت کن که از این بِه، صفتی نیست

سینا علی‌محمدی - ‌ دبیر گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها