در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این سریال سال 64 از شبکه یک پخش شد. بعد از گذشت 27 سال از پخش اول پاییز صحرا با مودبیان به گفتوگو نشستیم تا درباره نقش خود در این سریال برایمان بگوید.
از چندی پیش پخش سریال پاییز صحرا شروع شده که سال 1364 از شبکه یک پخش شده بود. پخش دوباره این سریال چه خاطراتی را برای شما زنده میکند؟
شاید بازپخش این سریال برای مردم خاطرهانگیز باشد؛ اما برای من این طور نیست. کاری که در گذشته انجام دادهام، برایم تمام شده و با حسرت به سالهای گذشته نگاه نمیکنم. نکتهای که برایم جالب است این که چرا اکنون باید بیکار باشم در حالی که با توجه به تجربیات زیادم باید روزهای پرکاری را سپری کنم.
سال 64 سریال تلویزیونی «پاییز صحرا» ضبط شد و همان سال از شبکه دو پخش شد. در آن سالها من خیلی فعال و پر کار بودم. این در حالی بود که فقط دو شبکه تلویزیونی داشتیم که در ساعتهای محدودی برنامه پخش میکرد؛ اما همان کارهای محدودی که تولید و پخش میشد، جزو کارهای خوب و به یاد ماندنی هستند و مردم از آنها خاطره دارند.
دلیل محبوبیت این آثار در گذشته چه بود؟
وقتی کار به کاردان سپرده شود، ارتباط خوبی هم با مخاطب برقرار میکند. در آن سالها من و حسین فردرو برای مجموعه طنزآوران جهان نمایش که مخاطب زیادی هم داشت، زحمت زیادی کشیدیم. علاوه بر آن نخستین تلهفیلم تلویزیون بعد از پیروزی انقلاب را من به همراه فردرو ساختم که «دسیسه» نام داشت.
در آن سالها تجهیزات فنی نسبت به امروز چندان پیشرفته نبودند، چگونه با وجود کمبودها برنامهسازی میکردید؟
شرایط کار سخت بود. دوربین حرفهای نداشتیم؛ اما همه تلاش خودشان را میکردند تا اثر مناسبی تولید کنند. این اتفاق هم در سریال تلویزیونی «پاییز صحرا» افتاد. در آن سالها یک گروه حرفهای این سریال را کار کردند که اصلا نگاه سادهانگارانه به تولیدات تلویزیون نداشتند و کار برای همه جدی بود.
با توجه به اینکه بعد از پیروزی انقلاب بیشتر آثار تولید شده تاریخی بود و مجموعه «پاییز صحرا» نخستین اثر خانوادگی ـ اجتماعی تلویزیون به شمار میآمد، این سریال چه جایگاهی برای شما داشت؟
برای مردم و خود ما فضا و قصه این سریال جالب بود. درآن سالها بیشتر سریالهایی مثل سربداران و هزاردستان تولید میشد تا اینکه سریال خانوادگی پاییز صحرا تولید و پخش شد. در این سریال مردم شاهد اتفاقات زندگی روزمره بودند. هرکس کارش را به نحو مطلوب انجام میداد. همه عوامل پشت و جلوی دوربین برای این سریال زحمت کشیدند.
به یاد دارم زندهیاد جمیله شیخی به حدی نقش یک مادرشوهر سختگیر را خوب بازی کرد که همه فکر میکردند او در زندگی عادی هم چنین رفتار و اخلاقی دارد. شهلا میربختیار، جمشید مشایخی، زندهیاد اسماعیل داورفر و آزیتا لاچینی هم که دیگر نقشهای این سریال را بازی میکردند، سرشار از انرژی بودند.
در آن سالها با وجود جنگ و بمباران تهران، کارمان را انجام میدادیم؛ گاهی تا نیمهشب کار میکردیم، حتی ساعت دو یا سه بامداد پیاده به خانه برمیگشتم، اما با این حال با شوق بسیار فردا صبح سر کار میرفتیم. جالب است بدانید که در وقتهای خاموشی هم کار میکردیم. این همه فعالیت به این دلیل بود که هدف ما تولید آثار خوب و حرفهای بود.
شما باید از مسئولان بپرسید که چرا اکنون از افراد باتجربه در تلویزیون کمتر استفاده میشود.
فاطمه عودباشی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: