در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
معنای این عناوین هر چه باشد نشان از آن دارد که دولت، میخواهد هزینه تعلیم و تربیت را از والدین بگیرد و برای کسانی که نمیتوانند این هزینه را بپردازند هر روز شرایط دشوارتر میشود.
مدرسهها به بهانه کم شدن آمار دانشآموزان منحل میشود و کلاسهای پرجمعیت یک مدرسه، دانشآموزان چندین مدرسه دیگر را در خود میگنجاند، به نحوی که هماکنون در هر کلاس درس بین 35 تا 45 دانشآموز کنار هم مینشینند و علم و ادب و فرهنگ و اخلاق میآموزند.
نه این که تصور شود این شرایط فقط در مدارس دولتی و بدون شهریه است، حتی در مدارس خاص و غیرانتفاعی نیز اغلب به خاطر صرفۀ اقتصادی، هر کلاس حدود 30 دانشآموز دارد.
من از اقتصاد چیزی نمیدانم و مثلا متوجه نمیشوم که این همه بانکهای رنگارنگ با ساختمانهای گران قیمت، این همه مرکز خرید و تجارت، این همه برجهای تجاری و اداری، چه نقشی در اقتصاد دارد؟
اما این را میدانم که صرفهجویی در هزینههای تعلیم و تربیت، به هر دلیل که باشد نادرست است. تشکیل کلاس با جمعیت سی، چهل نفری، یعنی ریشهکن کردن تعلیم و تربیت و از همه بدتر، مشروط کردن شرایط بهتر برای درس خواندن کودکان به متمول بودن والدین، کاری است غیرانسانی و غیرعقلانی.
این منطق ظالمانهای است که اگر کودک و نوجوان، در خانوادهای معمولی یا تهیدست به دنیا آمد باید برود در کلاسی چهل نفره و در مدرسهای فاقد امکانات درس بخواند.
مدرسه رستوران و هتل نیست که اگر پول بیشتری بدهی، خدمات بهتری ارائه کند، مدرسه محل آموزش و پرورش انسان است، آموزش و پروش انسان، فارغ از آن که والدینی متمول دارد یا ندارد.
اسماعیل امینی / شاعر و مدرس دانشگاه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: