گفت‌وگوی با متهمی که مدعی بی‌گناهی است

قتل بعد از تصادف جزئی

چند ماه از حادثه گذشته‌ بود که اسحاق را بازداشت کردند. او متهم است برای فرار از صحنه تصادف مردی را زیر گرفته و کشته‌ است. اتهامی که اسحاق رد می‌کند و می‌گوید مقتول خودش را روی خودروی او پرت کرد. چرا باید مقتول این کار را می‌کرد و چرا این حادثه باعث شد اسحاق سال‌ها در زندان بماند. اسحاق که در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شده ‌است، جزئیات حادثه را برای ما توضیح می‌دهد.
کد خبر: ۵۶۴۵۶۹

چه مدتی است که در زندان هستی؟

حدود یک سال و چند ماهی از حادثه گذشته بود که بازداشت شدم.

چرا؟ مگر فراری بودی؟

نه فرار نکردم. البته زمان حادثه فرار کردم، اما فردای آن روز خودم را به ماموران معرفی کردم و بعد با سند آزاد بودم چون قتل را غیرعمد و تصادف تشخیص داده ‌بودند.

چطور شد که متهم به قتل عمد شدی؟

راستش خودم هم درست نمی‌دانم. چند ماه تحقیقات شد و من فکر می‌کردم می‌خواهند حکم دیه صادر کنند. یکدفعه پرونده را به دادسرای جنایی فرستادند و من متهم به قتل عمد شدم؛ در حالی‌که هیچ مدرکی برای این‌که مرا متهم به قتل عمد کنند، وجود ندارد.

اما یک مامور پلیس علیه تو شهادت داده ‌است؟

بله، تنها مدرک موجود، شهادت مامور پلیس است. او خودش به من گفت گزارش منفی برایم می‌نویسد.

چرا باید این کار را بکند، مگر شما باهم دشمنی داشتید؟

نه من اصلا او را نمی‌شناختم.

توضح بده ماجرا چطور اتفاق افتاد؟

نیمه‌های شب بود، داشتم با دوستانم از جایی برمی‌گشتم. در جنوب شهر با دختری تصادف کردم و آینه سمت راننده خودرویش شکست. نمی‌خواستم به دلیل یک آینه از بیمه استفاده کنم، او هم حاضر نشد پول نقدی قبول کند، چون خودروی هر دوی ما پراید بود، به همین خاطر تصمیم گرفتم آینه خودم را باز کنم و به جای آینه شکسته ببندم. همین کار را کردم و درواقع خسارتی را که وارد کرده‌ بودم، پرداخت کردم. بعد سوار خودروام شدم که حرکت کنم. متوجه شدم مرد میانسالی با مامور پلیس به سمت دختر جوان می‌‌آیند.

مرد میانسال به پلیس خبر داده ‌بود که ما آنجا ایستاده‌ایم. من برای این‌که مشکلی پیش نیاید، تصمیم گرفتم حرکت کنم و بروم. پراید دختر جوان جلوی خودروی من پارک بود و من داشتم از پارک خارج می‌شدم که یکدفعه مرد میانسال خودش را روی شیشه جلو انداخت و از آن طرف خودرو سر خورد و روی زمین افتاد. من هم گاز دادم و فرار کردم.

در صحبت‌هایت گفتی نمی‌خواستی مشکلی ایجاد شود، مگر چه کرده ‌بودی که می‌ترسیدی؟

من کاری نکرده‌ بودم. پراید مال مادرم بودم و برای این‌که آن را نخوابانند، حرکت کردم. می‌ترسیدم برای مادرم دردسر درست شود. ضمن این‌که نیمه ‌شب بود و ما سه پسر جوان سوار خودرو بودیم. تا می‌خواستیم ثابت کنیم کاری نکرده‌ایم یک روزی می‌گذشت و دردسر درست می‌شد با خودم گفتم حرکت می‌کنم و می‌روم دختر جوان هم توضیح می‌دهد که ما مزاحمتی ایجاد نکرده‌ایم.

در گزارش پلیس آمده است تو مقتول را روی زمین کشیدی.

چنین کاری نکردم. او خودش را جلویم پرت کرد و برف‌پاکن را گرفت. من اصلا سرعتی نداشتم شما وقتی می‌خواهید از پارک خارج شوید مگر چقدر می‌توانی سرعت داشته باشی؟ بنابراین نمی‌توانستم او را پرت کنم. مقتول خودش از طرف دیگر خودرو به زمین خورد و به میله‌های جداکننده وسط خیابان برخورد کرد.

مقتول با دختر جوان نسبتی داشت؟

نه هیچ نسبتی نداشت. البته من بعدا فهمیدم نسبتی ندارد و برای این که فکر کرده بود ما برای دختر جوان مزاحمت ایجاد کردیم، پلیس را خبر کرده و خودش هم جلو آمده بود.

مگر پلیس آن سوی خیابان نبود؟ چرا مرد میانسال باید جلو می‌آمد؟

راستش من هم نمی‌دانم چرا او این کار را کرد. البته او به ماموران خبر داده ‌بود که احتمالا اتفاقی افتاده‌ است.

می‌دانی دختر جوان چه به مامور پلیس گفته ‌بود که مرد میانسال سعی کرد شما را متوقف کند؟

بعد از این که من خودم را تسلیم کردم، دختر جوان گفت با پلیس در مورد این که مزاحمتی ایجاد نشده و من داشتم پرداخت خسارت می‌کردم، صحبت کرده است، اما نمی‌دانم آن مرد چرا خودش را روی خودرو پرت کرد.

گفتی از ترس این که خودرویت را توقیف نکنند، فرار کردی. بعد از آن چه شد که تصمیم گرفتی خودت را تسلیم کنی؟

از این که چنین اتفاقی افتاده ‌بود خیلی ناراحت بودم. عذاب وجدان داشتم. به بیمارستان رفتم که ببینم چه اتفاقی افتاده است، فکر نمی‌کردم مشکل خاصی برای آن مرد پیش آمده باشد، به همین خاطر هم فرار کرده بودم. وقتی به بیمارستان رسیدم، دیدم مردی روی تخت اورژانس است. آشنایی با فرد مضروب نداشتم و حتی چهره او را خوب نمی‌شناختم.

وقتی پرسیدم چه اتفاقی برایش افتاده گفتند تصادف کرده و راننده هم فراری است. گفتند حالش بد است. او چند ساعت بعد فوت کرد. من هم خودم را به ماموران معرفی کردم چون واقعا نمی‌خواستم دردسری درست شود.

دختر جوان در دادگاه گفت، آنچه در مرحله دادسرا بیان کرده درست است. او قبلا گفته بود چند بار درجا گاز دادی و بعد از پارک خارج شدی، این نشان می‌دهد تو قصد داشتی آن مرد را از این که می‌خواهی از پارک خارج شوی باخبر کنی. یعنی او را دیده بودی و این طور نبود که او یکدفعه جلو بپرد.

آن دختر قبلا این حرف‌ها را زده بود، اما در دادگاه گفت مرد میانسال خودش را روی خودروی من پرت کرد. البته حرف‌هایش در دادسرا هم اشتباه نیست من داشتم از پارک خارج می‌شدم. تمام حواسم به کنار بود که مبادا دوباره تصادف کنم. چون آیینه نداشتم سرم را خم کرده بودم. شاید منظورش از گاز دادن‌ها، عقب جلو کردن‌های من ‌است، اما شما به حرفی که او زد خوب توجه نکردید او هم تایید کرد که مقتول خودش را روی خودروی من پرت کرد.

بجز این دختر شخص دیگری آنجا نبود؟

دوستانم که سوار خودروام بودند و مامور پلیس که آنجا بود. بجز مامور پلیس همه گفتند مرد میانسال خودش جلو پرید.

در این مدت سعی کرده‌ای رضایت اولیای‌دم را بگیری؟

آنها می‌گویند اعتراف کن قتل عمد کردی، ما رضایت می‌دهیم من هم این کار را نمی‌کنم. چون واقعا این کار را نکردم. شاید اولیای دم از دستم عصبانی باشند چون باعث مرگ فرزندشان شدم، اما واقعیت این است که من مرتکب قتل عمدی نشدم. روز اولی که بازداشتم کردند هم گفتم حاضرم رضایت اولیای‌دم را جلب و دیه پرداخت کنم.

از همان روز اول هم که بازداشت شدم، گفته‌هایم با قبل فرقی نکرد؛ کسی که دروغ بگوید به هر حال نشانه‌هایی خواهد داشت، اما من همیشه حقیقت را گفتم و البته به خاطر اتفاقی که افتاد، متاسف هستم. باید در رانندگی بیشتر احتیاط می‌کردم، اما بی‌احتیاطی در رانندگی، قتل عمد نیست.

قصد عذرخواهی از اولیای‌دم را نداری؟

من مرتکب قتل عمد نشدم که بخواهم عذرخواهی کنم. اولیای‌دم خودشان می‌دانند نه فرزندشان را می‌شناختم و نه اصلا با او دشمنی داشتم. حتی با او دعوا هم نداشتم. چرا آنها به این فکر نمی‌کنند به چه دلیلی باید پسرشان را می‌کشتم. من می‌دانم آنها به خاطر مرگ فرزندشان ناراحت هستند و از این بابت به آنها تسلیت می‌گویم، اما مرتکب قتل عمد نشدم به خاطر این موضوع هم عذرخواهی نمی‌کنم.

حدود یک سال است که در زندان هستی، این مدت را چطور سپری کردی؟

زندان خیلی جای بدی است. بویژه وقتی بی‌گناه باشی، فشار بیشتری را تحمل می‌کنی. یک سال است که بی‌گناه در زندان هستم. جوان هستم و در این یک سال می‌توانستم کار کنم و خوشحال باشم. می‌توانستم زندگی خوبی برای خودم درست کنم. من جوان خطاکاری نبودم و نیستم. از وقتی خودم را شناختم، کار می‌کردم و همیشه سعی کردم روی پای خودم بایستم. به خاطر یک اشتباه و یک گزارش که پایه و اساسی ندارد، در زندان هستم آن هم در حالی که بی‌گناه هستم.

فکر نمی‌کنی اگر عذرخواهی کنی و بپذیری مرتکب قتل عمدی شدی، همه چیز درست می‌شود؟

نه این‌طور نیست، من به گناه ناکرده اعتراف نمی‌کنم. مرگ مرد میانسال یک اتفاق و تصادف بود. اگر سال‌های سال هم در زندان بمانم، باز هم به قتل عمد اعتراف نمی‌کنم.

اگر اولیای‌دم وجدان‌شان راضی است و ذره‌ای از شکایت‌شان ناراحت نیستند و نمی‌خواهند به مدارک موجود توجه کنند، اشکالی ندارد. من در زندان می‌مانم، اما قتل عمد نکردم و هرگز به آن اعتراف نمی‌کنم. مرگ مرد میانسال براثر تصادف بود؛ البته من از این که از محل فرار کردم، پشیمان هستم. همه مدارک موجود در پرونده نشان می‌دهد حرف‌های من درست است. دادگاه هم حرف‌های شاهدان را شنید. امیدوارم رای به نفعم صادر شود.

مریم عفتی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها