علی‌اکبر محلوجیان از راه‌های غلبه بر مشکلات فیلمنامه‌نویسی می‌گوید

نویسنده باید با فیلمنامه زندگی کند

علی‌اکبر محلوجیان، نویسنده مجربی است که تسلط و تبحر را می‌توان در کلام ساده و روان و بی‌آلایش او بخوبی یافت.
کد خبر: ۵۶۳۷۰۲

او که مدیوم تلویزیون را بدرستی می‌شناسد و داستان‌های ماندگاری همچون «پدرسالار»، «زیرتیغ» و «فرات» از ذهن و قلمش بر جعبه جادوی تلویزیون نقش بسته است، از کم و کیف فیلمنامه و فیلمنامه‌نویسی در رسانه ملی می‌گوید.

به نظر شما اصلی‌ترین دلیلی که برخی مجموعه‌های تلویزیونی نمی‌توانند با مخاطب ارتباط برقرار کنند، چیست؟

به نظرم اصلی‌ترین دلیل به فیلمنامه‌های ضعیف مربوط می‌شود، چراکه نمی‌تواند مخاطب گسترده‌ای داشته باشند. معتقدم باید به فیلمنامه‌هایی که تولید می‌شود نگاه دوباره‌ای داشت. فیلمنامه‌نویسی تخصص ساده‌ای نیست، اما خیلی ساده گرفته شده است.

چرا؟

واقعا چرایش را نمی‌دانم. این روزها سریال زیاد پخش می‌شود، اما بیننده چندانی ندارند شاید به علت نداشتن قصه و داستان جذاب است.

دلیل این‌که قصه کارهای نمایشی ما در سینما و تلویزیون برای مخاطب امروز کمتر جذابیت دارد، چیست؟

ما جوانان و نویسندگان با استعداد بسیاری داریم؛ اما چنان عجله‌ای در کار است که حتی گاهی در حین فیلمبرداری می‌نویسند. این کار جواب نمی‌دهد، چراکه فیلمنامه‌نویسی به وقت، فرصت و تامل نیاز دارد. متاسفانه نویسندگان ما این فرصت را ندارند و تهیه‌کنندگان چنین وقتی را به آنها نمی‌دهند که آنها با فیلمنامه خود زندگی کنند و از زوایای مختلف آن را مورد بررسی قرار دهند یا با نوشته کلنجار روند، آنقدر که خودشان داستان را باور کنند و در ادامه مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار کند، اما چنین اتفاقی نمی‌افتد و همه چیز خام و نپخته به خورد مخاطب داده می‌شود.

غیر از نبود زمان کافی، چه عوامل دیگری در پایین آوردن سطح یک فیلمنامه تاثیرگذار است؟

فیلمنامه‌نویس‌ها کمترین دستمزد را میان دستمزدهای عوامل یک فیلم یا سریال تلویزیونی دریافت می‌کنند. یک بازیگر نقش دوم دو برابر یک نویسنده پول می‌گیرد، بنابراین شرایط اقتصادی سبب می‌شود نویسنده‌ها چند کار را با هم جلو برند تا پول بیشتری بگیرند.

برای حل این مشکل مثلا می‌توان از تعداد بیشتری فیلمنامه‌نویس استفاده کرد یا این‌که نویسندگان سینمایی را به تلویزیون آورد؟

فیلمنامه‌نویسان سینمایی خیلی در تلویزیون دیده نمی‌شوند، مثلا من فقط آقای توحیدی را در ذهن دارم که در هر دو مدیوم قلم می‌زنند که کارهایشان هم خوب است، اما این یک قاعده نیست.

مثلا ما 20 فیلمنامه‌نویس سینمایی نداشته‌ایم که به تلویزیون آمده باشند و بتوانیم ارزیابی کنیم آیا برای حل این مشکل می‌توان از تعداد بیشتری از فیلمنامه‌نویسان سینمایی استفاده کرد یا خیر. ندیده‌ایم فیلمنامه‌نویس‌های سینمایی خیلی تمایل به حضور در تلویزیون داشته باشند تا بتوان ارزیابی کرد حضور آنها می‌تواند شرایط را سامان دهد یا خیر. هرچند به نظرم تنها چیزی که می‌تواند این اوضاع آشفته را سامان دهد فرصت دادن به نویسندگان است.

این‌که کارگردان‌ها خودشان هم نویسندگی کنند چه؟

به نظر من اشتباه است.

اما ما کارگردان‌های بزرگی در دنیا داریم که خودشان می‌نویسند...

دنیا را بگذارید کنار. اینجا ایران است. ما اگر خیلی هنر کنیم یک رشته را حرفه‌ای و تخصصی یاد بگیریم. فیلمنامه‌نویسی و کارگردانی دو دنیای متفاوت است. کارگردان‌های ما این تبحر را ندارند که در هر دو رشته فعالیت مفید داشته باشند و تنها استثناهایی وجود دارد. در دیگر سینماهای جهان هم این‌گونه است. مگر چند کارگردان وجود دارد که بتواند هم خیلی خوب بنویسد وهم کارگردانی کند؟ وقتی این دو ترکیب می‌شوند، نتیجه خوبی ندارد. اگر هم باشد استثناست و قاعده نیست. البته کارگردانی که در تیتراژ نام خود را به‌عنوان نویسنده و کارگردان می‌نویسد حتما اغراق می‌کند و برای نویسندگی از افراد دیگری هم کمک گرفته، اما در تیتراژ اسم خود را می‌نویسد. من این اتفاق را تجربه کرده‌ام. یعنی به‌طور حتم از فیلمنامه‌نویس‌ها کمک گرفته‌ام، اما چون ایده خودشان بوده همه چیز را به نام خود تمام می‌کنند.

به‌طور حتم کارگردان‌ها نیز این تئوری را می‌دانند، اما چرا ترجیح می‌دهند خودشان بنویسند؟

براساس غرور کاذب این کار را انجام می‌دهند، نه شناخت. این روزها دیگر هر کار کوچکی در دنیا تخصصی شده است. در خارج هم نویسنده فقط یک نفر نیست بلکه یک نفر دیالوگ می‌نویسد فرد دیگری اکشن‌ها را می‌نویسد و دیگری هم فضاسازی می‌کند. یعنی یک گروه کنار هم کار می‌کنند که کار می‌شود کارستان، اما ما در ایران می‌خواهیم همه کارها را خودمان تنها انجام دهیم.

دلیل این‌که همه می‌خواهند تنها کار کنند این نیست که کارگردان و نویسنده نمی‌توانند با فکر و اندیشه یکدیگر هم جهت شوند؟

خیر اصطلاحی مد شده است به‌عنوان سینماگر مولف، یعنی کلی آدم حسابی! و خیلی‌ها دوست دارند صاحب این عنوان شوند، اما موضوع آنقدرها هم ساده نیست که یک نفر توامان کارگردان و نویسنده خوبی باشد. بزرگ‌ترین کارگردان‌های دنیا مثل اورسن ولز از مشاوره‌های بسیاری استفاده می‌کنند. اما اگر کار انفرادی در سینما و تلویزیون ما جواب می‌داد ما تا حالا نتیجه آن را دیده بودیم. فقط چند فیلمنامه‌نویس مولف در ایران مانند آقای بیضایی وجود دارد. او اصلا خودش ادیب است. اما همه نمی‌توانند مانند بیضایی و کیمیایی باشند.

اما اگر مشکل عمده فیلمنامه‌نویسی را روایت بدانیم برای رهایی از این مشکل چه باید کرد؟

فقط یک راه وجود دارد. به نویسندگان فرصت دهند. یعنی اگر قرار است برای ماه رمضان سال آینده سریال تولید کنند از ماه رمضان همین سال به نویسنده سفارش کار دهند. همه ایده‌ها در خلوت و تنهایی به وجود می‌آید. این‌که آدم‌ها سر فرصت فکر کند اما یک ماه مانده به عید، ماه محرم و رمضان شروع کردن به نوشتن چیزی حاصل می‌شود که به لعنت خدا هم نمی‌ارزد. ما چند سریال شاخص در تاریخ تلویزیون داریم؟ شاید هزار سریال ساخته شده باشد، اما 20 فیلم هم در ذهن مخاطب باقی نمانده است.

چرا؟

روشن است دلیلش همان نداشتن برنامه‌ریزی طولانی مدت است و چون غم نان هم وجود دارد نویسنده‌ها مجبور هستند با سرعت کار کنند. همه نویسنده وقتی کارشان را می‌بینند می‌گویند کاش فرصت بود فلان تغییر را انجام می‌دادم. هیچ نویسنده‌ای دوست ندارد اثرش ابتر بماند.

شما هم درگیر این مشکلات و بازی‌های نویسندگی شده‌اید؟

من سعی می‌کنم سالی تنها یک اثر را بنویسم، اما فقط سعی می‌کنم و گاهی نیز موفق نمی‌شوم بر این قاعده پایبند بمانم.

مریم احمدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها