در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«حیرانی» در سال 91 و «پروانه» در سال 92، دو نمونه از کارهایی بودهاند که متنهایشان از روند معمول سریالهای تلویزیونی تبعیت نمیکردند، اما اتفاقا توانستند مخاطبان زیادی را ضمن آن که به دیدن آثاری غیرمعمول عادتشان میدهد، با خود همراه کنند.
این نشان میدهد میتوان بنا به عادت و پسند رایج مخاطب هم فیلمنامه ننوشت و سریال نساخت، اما کار موفقی ارائه کرد.
شاید اینجا یک تغییر عادت تدریجی بتواند کارساز باشد. اینکه به جای حرکت براساس پسند مخاطب، ارائه کار متفاوت و متنوع با هدف جذب مخاطب و تغییر عادت او را بهعنوان یک رویه تربیتکننده به کار بگیریم و بر اساس آن جلو برویم.
سال 92 از ابتدا (با «پایتخت2» و «قصه پریا») تاکنون (با پروانه) سال خوبی از نظر فیلمنامه نویسی بوده است و نشان میدهد متولیان تولید کارهای نمایشی سیما تا چه حد دغدغه حل معضل مزمن سینما و تلویزیون را دارند.
اما آیا نقد رسانه و همت و دغدغه مدیر تلویزیون، شرط کافی برای ارتقای سریالهای تلویزیونی است؟ قطعا که چنین نیست.
شاید نتوان انتظار تحول یکشبه فیلمنامهنویسی را کشید، اما شاید با راهکارهای مبتنی بر ایجاد فضای رقابت در جدیترین رکن کارهای نمایشی تلویزیون بتوان به نمایش آثار متنوع و در خور توجه بیشتری امید بست. رقابتی که این بار، کمی نیست.
احمدرضا علیزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: