در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

راویان کتاب در جریان گفتوگو با سایه از مکتوب کردن جزئیترین حرفها و حرکات شاعر نیز نگذشتهاند به گونهای که در بخشهایی از کتاب، خواننده احساس میکند در حال خواندن یک فیلمنامه است نه یک گفتوگوی ادبی و فاخر و اتفاقا همین جزئینویسیها کتاب را برای خوانندگان غیرحرفهای جذاب و خواندنی کرده است.
سایه در بخشهای زیادی از کتاب هنگام بازگفتن خاطرات خود از شاعران، هنرمندان و چهرههای شاخص فرهنگی، حرفهایی بر زبان رانده که با نقد ادبی و هنری بسیار فاصله دارد.
پیر پرنیاناندیش، بسیاری از حرکات، رفتارها، عادات و حتی باورها و مسائل شخصی دوستان نزدیک خود را هم فاش کرده است و گاهی این افشاگریها تا حد تقلید صدا و نحوه خندیدن و شعر خواندن شاعران و هنرمندان کشور نیز پیش رفته است.
سایه در پیر پرنیاناندیش غزلهای خود را به عنوان معیاری برای غزل امروز در نظر گرفته و با همین سنجه به نقد غزلپردازان صاحبنام امروز پرداخته است.
پیر پرنیاناندیش ازکنار نام چند نفر از غزلپردازان بزرگ روزگار ما صرفا به خاطر این که زبان و اندیشهای نوتر و متفاوت تر از خود او دارند به سادگی گذشته و با گفتن تعابیری مثل: چند تا غزل خوب دارد، بد نیست، تا اندازهای میآید و متوقف میشود و ... تلاش کرده حضور و تاثیر این شاعران را در ادبیات امروز بی اهمیت جلوه دهد. شاعرانی مثل حسین منزوی، قیصر امینپور و محمدعلی بهمنی که هر کدام حداقل در غزل کارنامهای درخشان دارند و پیروان بیشمار.
در عوض دوستان و نزدیکان و همنسلان خود را بسیار ستوده و گاهی آنها را تا آسمان بالا برده است؛ شاعرانی که بعضا در شعر امروز حضور چندانی ندارند و فراموش شدهاند.
هوشنگ ابتهاج حتما میداند که بخش زیادی از شهرت شعرها و تصنیفهای خود را مرهون پُستی است که در رادیو داشته،آن هم در زمانی که رادیو یک رسانه فراگیر بوده و همهجا حضور داشته است و اگر همین پُست را خیلی از شاعران و همنسلان او داشتند به همان میزان غزلها، تصنیفها و کلام آنها نیز شنیده میشد و در یادها میماند و قطعا میداند که بخش زیادی از اعتبار خود را در غزل مرهون شهریار است؛ شهریاری که سایه و تاثیر غزل هایش بر غزلهای سایه غیرقابلانکار است. زبان و ترکیب سازیهای سایه در بسیاری از غزلهایش شدیدا تحت تاثیر شهریار است، همان شهریاری که سایه در این کتاب ساعتها به اعتیاد او با جزئیات کامل اشاره کرده و تقلید صدای او را استادانه به نمایش گذاشته است.
پیر پرنیاناندیش درست است بخشی از تاریخ ادبیات و موسیقی ایران را از زبان یک شاعر به ما منتقل میکند، ولی در جاهای زیادی هم خواننده حرفهای را میآزارد و خواننده در پایان این کتاب به این نتیجه میرسد که ای کاش نام کتاب با محتوای آن نسبت بیشتری داشت.
سعید بیابانکی - شاعر و ترانه سرا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: