در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با این نگاه میتوان گفت عیارسنجی میزان موفقیت رسانه ملی با نقد یک سریال، یکی شده و این رفتاری بشدت غلط و گسترش یافته است، چرا که همه میدانیم هر اثر هنری قابل نقد است، اما منطقی نیست که برخی بخواهند صرفا با ارزیابی یک سریال به نقد عملکردها برسند.
از سویی، تمرکز بیش از حد بر نقد و بررسی سریالهای تلویزیونی (که گاه در خود تلویزیون هم بیش از حد صورت میگیرد) نادیده انگاشتن دیگر تلاشهای برنامهسازان تلویزیون است و این نوع برخوردها، ضربات و لطمات زیادی به پیکره کلی تلویزیون وارد میکند و باعث میشود تعادل و موازنه پایدار در برنامهسازی به هم بخورد.
مگر غیر از این است که یک مستند خوب، یک جنگ خوب، یک مسابقه بکر یا حتی یک بخش خبری متفاوت میتواند اثری به مراتب بالاتر از یک سریال داشته باشد؟ پس چرا وقتی با چنین تاثیرگذاریهایی روبهرو میشویم، اثر تلویزیونی مورد بررسی درست قرار نمیگیرد؟
این نگاه یکسویه در این سالها به قدری رواج یافته که مستندها، برنامههای ترکیبی، مسابقهها و برنامههای سرگرمیساز و دیگر برنامههای تلویزیونی، زیر ذرهبین نقد و تحلیل اصولی نمیروند. اتفاقی که درجازدن این نوع کارهای تلویزیونی را هم به دنبال دارد. چند مستند خوب را که در این چند ساله از تلویزیون پخش شده است، به یاد دارید و میتوانید اسم بیاورید؟ چرا هنوز بعد از گذشت 30 سال، بجز چند جرقه و استثنا هنوز ساختار بسیاری از بخشهای خبری ما به همان شکل سنتی و بدون هیچ تغییر و نوآوری هستند؟ پاسخ روشن است، چون این بخشها، آنطور که باید مورد نقد، تحلیل و ارزیابی صحیح قرار نمیگیرد.
محمدرضا لطفی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: