
اثر تازه استودیوی People Can Fly، عناوین عمدتا خوب مانند Bulletstorm را در کارنامه دارد و در عین حال عناوین تجربیات جالبی را برای سازندگان رو میکند.
تازهترین عنوان در سری بازیهای ابزار جنگ با تعداد قابل توجهی از شناسههای این فرنچایز وداع کرده و سعی در تثبیت نامی در خور خود دارد.
از ظاهر بازی گرفته تا گیمپلی، دستخوش تغییرات اساسی شدهاست که برخلاف بسیاری از ریبوتهای ماههای اخیر، میتوان به ضرس قاطع اذعان کرد که بیشتر آنها به کام مخاطبان خوش مینشیند حتی با اینکه این قسمت صلابت و عظمت دیگر قسمتها را ندارد، اما چنان جنب و جوشی در آن موج میزند تا آن را تبدیل به سرآغازی خوشایند برای این سری فوقالعاده محبوب کند.
این قسمت بازیکن را در هیبت دو کاراکتر محبوب این سری، یعنی ستوان دِیمون بِرد و سرباز آگوستوس کول قرار میدهد.
داستان پیش از قسمت اول سری ابزار جنگ رخ میدهد. دو قهرمان ما را، زنی به نام سوفیا هندریک و مردی به نام گَرون پَدوک همراهی میکنند. سوفیا سربازی عادی است، اما پَدوک گذشتهای پیچیده دارد.
او یک سرباز روس است و در جنگی که مدتی پیش از «روز اضطرار» رخ داده، وطن خود را به کاگها باخته است و حالا او و بسیاری دیگر از هموطنانش لباس رزم کاگها را به تن کرده و با دشمنی بس عظیمتر نبرد میکنند. این چهار نفر به جرم شلیک موشک نظامی، برخلاف دستورات صادره، برای نابودی کارن، یکی از لوکاستهای خونخوار محاکمه میشوند.
به مرور و با فلشبکهای متعدد، از چگونگی ماجرا و رسیدن به آن نقطه باخبر میشویم، سپس بازی از ادامه دادگاه نظامی از سرگرفته میشود. در عنوان قبلی استودیوی PCF یعنی «توفان گلوله» شاهد ضعف داستان بودیم و بیش از اینکه عنوانی مخصوص بزرگسالان و مفرح ببینیم، با آماج دشنامهای احمقانه طرف بودیم. خوشبختانه در این بازی شاهد فاجعهای مشابه نیستیم، اما باز هم PCF از خلق یک داستان به یاد ماندنی باز میماند؛ گرچه با وجود داستان ضعیف قسمت سوم ابزار جنگ نمیتوان بر آن خرده گرفت.
کارن نهایت سطحی بودن یک کاراکتر منفی را به نمایش میگذارد. جز چند لحظه نادر، چهره او را نمیبینیم و مبارزه انتهایی بازی با او نیز از ضعیفترین قسمتهای بازی به شمار میرود. شخصیت سرهنگ اِزرا لومِس که اعضای جوخه کیلو را محاکمه میکند، اندکی به جذابیت بازی میافزاید، اما او نیز قربانی از هم گسیختگی داستان شده و در ذهن بازیکن ماندگار نمیشود. از جذابیت نسخههای قبل شوخیهای کلامی شخصیتها بود که در این قسمت بشدت کاهش یافته و فقط برخی سخنان کنایهآمیز پَدوک میتواند خنده بر لب بازیکن بنشاند.
غیر از داستان، گرافیک بازی عالی از آب درآمده و حداقل از نظر هنری یک سر و گردن بالاتر از نسخههای قبلی است. تکسچرها نسبت به نسخه قبلی نرمتر شده و گاهی چهره شخصیتها به نظر کارتونی میآید، اما در عوض رنگها بشدت شادتر شده و دیگر از آن ظاهر کهنه و پوسیده خبری نیست. انیمیشنها از قبل بهتر کار شدهاند.
سریعتر شدن برخی آنها مانند انیمیشن تغییر سلاح، حالتی مصنوعیتر از گذشته به کار داده، اما در عوض ترنزیشنهایی مانند پریدن از روی سنگرها خیلی بهتر و قابل باورتر از قبل کار شدهاند.
صداپیشگان به بهترین شکل ممکن از پس کار خود برآمدهاند و قطعا اگر دیالوگهای بهتری در اختیار داشتند شاهکار میآفریدند. موسیقی این قسمت اگر بهتر از قبل نباشد، بدتر نیست. تمپوهای تند و کند آن، به یک اندازه هیجان و وحشت میآفریند.
گیمپلی این قسمت تغییر زیادی کرده است. ابتدا باید به جذابترین الگوی اضافه شده به بازی اشاره کرد. در هر قسمت از مراحل، پیش از اینکه مبارزه آغاز شود، علامت نیروهای کاگ با نوری قرمز رنگ روی دیوار نقش میبندد. این علامتها که بیانگر ماموریتهای آشکار شده (یا Declassified Missions) است، شرایط ویژهای را برای نبرد در آستانه وقوع تعیین میکند که باید حتما از پس آنها بربیایید. در غیر این صورت باید آن قسمت را از ابتدا آغاز کنید.
این شرایط که هرکدام به نوعی کار را مشکل میکنند، شامل شرط استفاده از یک یا چند سلاح خاص، پیشروی با کمترین مهمات، مهگرفتگی و گرد و خاک که جلوی دید را میگیرد و... میشود. این شرایط شدیدا به جذابیت این قسمت افزوده و آن را به عنوان یک تجربه نو متمایز میکند. سیستم امتیازدهی خاصی هم مشابه با آنچه در توفان گلوله دیدیم به بازی اضافه شده است.
به این صورت که در هر مقابله، هرقدر از «هنز» خود بهره گرفته و بهتر دشمنان را قلع و قمع کنید، ستارههای بیشتری عایدتان خواهد شد. این ستارهها در امتیاز نهایی شما در بخش چندنفره اثرگذار خواهند بود. قسمت Horde بسط یافته و در شکل چند مرحله در قسمت داستانی نیز به کار گرفته شده است.
در این مراحل خاص وظیفه دارید با حفظ سازههای دفاعی و نصب مسلسلهای ایستگاهی در برابر یورش دشمنان مقاومت کنید. سیستم جایگیری و حضور دشمنان نیز مرتب تغییر کرده و در نتیجه هوشیاری و سازگاری با شرایط بهتری را از بازیکن طلب میکند.
هوش مصنوعی دشمنان واقعا خوب است و چند لحظه تامل در یک نقطه میتواند به دور زده شدن حتمی توسط دشمنان و مرگ منجر شود. هوش مصنوعی همراهان هم در بیشتر اوقات بخوبی کار میکند، اما گاهی، مخصوصا زمانی که زخمی میشوید، خیلی ضعیف عمل میکند.
کسب تعداد خاصی ستاره در بخش داستانی، قسمت Aftermath را باز میکند که وقایع رخ داده برای کول و بِرد در خط داستانی قسمت سوم را بازگو میکند.
این قسمت با گرافیک نسخه قبلی ارائه میشود. در حالی که ممکن است دیدن این دو شکل ظاهری در کنار هم به مذاق بعضیها خوش نیاید، برخی دیگر آن را یک یادآوری دلچسب از خاطرات گذشته خواهند خواند.
در این قسمت فقط میتوانید دو سلاح همزمان در اختیار داشته باشید که با دکمه Y عوض میشوند. نارنجک نیز به دکمه LB الصاق شده است. حالت Survival جای حالت Horde را گرفته و مد Free-For-All نیز به این قسمت افزوده شده است.
با وجود جذابیتهای خاص، اما استفاده از نقشههای تکراری و مدهای تکراری (Overrun همان Survival است، اما با حضور رقبای انسان) بخش چندنفره را از ریخت انداخته است. در نهایت این عنوان را بیبروبرگرد به تمام هواداران این سری توصیه میکنیم. با وجود کاستیهایش، Judgment هویتی تازه به این سری داده که خیلی به آن نیاز داشت.
عنوان انگلیسی بازی:
Gears of War: Judgment
پلتفرم: Xbox360
ناشر: Microsoft Game Studios
سازنده: Epic Games/ People Can Fly
سبک: شوتر تاکتیکی سوم شخص
امتیاز: 8.0
سیاوش شهبازی - ضمیمه کلیک
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: