در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مکزیکیها مراسم معروفی دارند که هر سال به یاد درگذشتگانشان انجام میدهند. بازی !Guacamelee نیز این مراسم را محور اصلی خود قرار داده است.
داستان اینگونه شروع میشود که همه اهالی یک روستای کوچک خودشان را برای برقراری این مراسم آماده میکنند. کشیش روستا به سراغ قهرمان اصلی قصه که «خوان» نام دارد آمده و از او که زور بازویش شهره خاص و عام است برای انجام یک سری امور کمک میخواهد.
خوان در کلیسا با دوست دوران بچگیاش مواجه میشود که مدتهاست همدیگر را ندیدهاند. کشیش از خوان میخواهد به خانه دوستش برود و کالاهایی را که برای این مراسم آماده کرده تحویل بگیرد؛ اما در آنجا اتفاق ناگواری میافتد. فرمانروای دنیای مردگان که شیفته دوست خوان است با دار و دستهاش از راه میرسند، پس از زد و خورد با خوان، دختر را دزدیده و به دنیای خود میبرند. بعد از این ماجراست که خوان الهه نگهبان مجسمه مبارز ماسکدار را که در مرکز روستا قرار دارد ملاقات کرده و با گذاشتن ماسک بر چهره، قدم به دنیای ویژه میگذارد و نقش ژیدا، قهرمان و نجاتدهنده دنیا را بازی میکند.
کلیت داستان در مورد تلاشهای خوان برای رسیدن به دختر محبوبش است و پیچیدگی خاصی در آن دیده نمیشود؛ اما قصههای جانبی که در پسزمینه روایت میشود باعث جذابیت کلی داستان شده است. از لحاظ سبک گیمپلی Guacamelee! در واقع اکشن سکوبازی بوده و الگوی طراحی مراحل آن نیز به گونهای است که به Metroidvania شهرت دارد. به بیان سادهتر شما میبینید در قسمتی از راه عبور مانعی خاص وجود دارد که برای گذشتن از آن باید توانایی ویژهای را به دست بیاورید، سپس به آن قسمت از مرحله برگردید و مانع را از بین ببرید. از ویژگیهای اصلی چنین ساختاری در طراحی مراحل استفاده چندباره از یک محیط، دادن تواناییهای متمایز به قهرمان و داشتن نقشه است که !Guacamelee نیز از تمام آنها برخوردار است.
چند منطقه در بازی وجود دارد که هریک چالشها، موانع و دشمنان خاص خود را دارد و معمولا از نظر بصری نیز کاملا متفاوت با سایر بخشها طراحی شده است. همان طور که از بخش دوم نام بازی ممکن است حدس زده باشید، Melee یا مبارزات نزدیک عنصر اصلی بازی در درگیریهاست. حتی پازلها و معماهای نه چندان دشوار و منطقی بازی نیز با اتکا به این خصیصه و قدرتهای فیزیکی کاراکتر حل میشود.
طیف حرکات و حملههایی که خوان انجام میدهد به خودی خود چندان گسترده نیست اما ویژگی بسیار مثبت آن، این است که همانند DmC میتوانید حرکات مختلف را با یکدیگر ترکیب و کمبوهای مرگبار روی دشمنان ایجاد کنید. البته حواستان باشد که بعضی از دشمنها با نیروی خاصی محافظت میشوند و تا زمانی که با حملات خاص خود آن سپر دفاعی را از بین نبرده باشید، عملا آسیبی به دشمنان وارد نمیشود.
چند باسفایت نیز در بازی وجود دارد که مخصوصا مورد یکی مانده به آخر بسیار سخت، هیجانانگیز و جذاب است. با غلبه بر هر یک از باسها نیرو یا جایزهای خاص به شما داده میشود. پس از مبارزه با ملکه دنیای مردگان است که قدرت خاصی به شما داده میشود که میتوانید بین دنیای عادی و مردگان در حرکت باشید. این ویژگی بسیار جالب یکی از نقاط قوت گیمپلی و حتی داستان بازی به شمار میرود.
به عنوان مثال وقتی در دنیای عادی به قسمتی که به نظر میرسد قبرستان و محل تکریم درگذشتگان باشد میرسید، چیزی جز قبرها و صلیبهایی که گل و گلدان اطرافشان گذاشتهاند نمیبینید اما وقتی به دنیای مردگان بروید میبینید فردی در آنجا میز بزرگی از غذا و خوراکی تدارک دیده و منتظر دوستانش است که بزودی به او ملحق خواهند شد! صداگذاری در بازی بسیار خوب است اما دیالوگ صوتی در بازی وجود ندارد. موسیقی نیز در تمام صحنهها بخوبی با بازی هماهنگ است.
کنترلها بسیار روان و خوب کار شدهاند و کلا از بسیاری جهات !Guacamelee بازی بینقصی است. مخصوصا که به انواع و اقسام بازیها نیز اشاراتی مستقیم یا غیرمستقیم دارد. فقط اگر گاهی اوقات افتادن در لوپ آسیب دیدن از دشمنان نبود و همچنین باس نهایی را تنها با ایستادن در یک نقطه نمیتوانستیم شکست دهیم، میتوانست امتیاز 10 را به خود اختصاص دهد.
مجید رحمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: