وقتی فکرمی کنی همه کثیف اند

دیگر رمق نداشت. در ماهیچه های دست و بازویش درد شدیدی احساس می کرد. از صبح همه زوایای خانه را بیرون ریخته و با محلولی از آب و کف همه جا را ساییده بود. نگاهش همه جا چرخید. بازهم کثیف بود.
کد خبر: ۵۶۱۶۹

بچه ها گوشه ای نشسته بودند و با ترس نگاهش می کردند. زنگ در به صدا آمد. همسرش بود. هنوز وارد خانه نشده بود که زن فریاد زد: «یک راست برو حمام».
فریاد مرد فضای خانه را متشنج کرد. بچه ها با نگاهی وحشت زده گوشه ای نشسته بودند، مدتها بود کسی به خانه آنها نمی آمد. همه از برخوردهای او خسته شده بودند.
در جمع فامیل همیشه صحبت او بود. مسخره اش می کردند: «وسواسی»، فکر می کند همه کثیفند»، «می گن بچه ها و شوهرش رو هم با تاید می شوره» و... باید چه کار می کرد؛ آیا واقعا بیمار بود؛
بیماری اختلال وسواس اجباری از اختلال های روحی شایع است. در رتبه بندی بیماری های روانپزشکی ، این بیماری از نظر شیوع رتبه چهارم را به خود اختصاص داده است.
به عبارتی ، 2تا 3درصد جمعیت عمومی را بیماران وسواسی تشکیل می دهند، یعنی از بین هر 100 نفر، 2 تا 3 نفر آنها از این بیماری رنج می برند.
شروع علایم این بیماری از 20 تا25 سالگی است و تعداد زیادی از بیماران وسواسی علایم این بیماری را از دوران کودکی بروز می دهند، اما سن ابتلای زنان معمولا کمی دیرتر است و پسران در سنین نوجوانی به دلیل اختلالات هورمونی بیشتر به این بیماری دچار می شوند، اما باتوجه به تحقیقات انجام شده و برخلاف تصور عمومی که فکر می کنند وسواس بیماری زنانه است ، میزان شیوع این بیماری میان زنان و مردان یکسان است.
بیمار وسواسی به کارهایی دست می زند که ریشه در اضطراب و استرسی خاص دارد، این عامل باعث می شود فرد دست به تکرار بزند؛ تکراری که روند زندگی روزمره شخص را دچار اختلال می کند، ولی قادر نیست این اعمال و تصورات را از خود دور کند.

هرچیزی ریشه ای دارد
شیوا عابدی - روانپزشک - در پاسخ به این سوال که چه عاملی موجب ایجاد این بیماری می شود، می گوید: حادثه ای که در زندگی فرد اتفاق می افتد همانند حاملگی ، فوت یکی از عزیزان ، مشکلات خانوادگی و... می تواند جرقه شروع وسواس باشد، اما درباره علل وسواس ، باید به مساله مهم ژنتیک اشاره کنم.
تحقیقات ثابت کرده است ، در حدود 40 درصد بیماران ، بستگان درجه یک آنها از اختلالات وسواسی رنج می برده اند. براساس این تحقیقات ، ژنهایی شناخته شده اند که صفات وسواسی را از نسلی به نسل دیگر منتقل می کنند، حتی در دوقلوهایی که منشاء ژنتیکی مشترکی دارند، (دوقلوهای تک تخمکی) این بیماری دیده می شود.
وی در ادامه به عوامل رفتاری اشاره می کند و وسواس را رفتار یاد گرفته شده به حساب می آورد، که در آن مکانیسم یادگیری مطرح است.
به این صورت که فرد در برابر رویدادی که منشاء هیجان یا اضطراب داشته باشد، شرطی می شود و زمانی که وضعیت اضطرابی تکرار می شود، با این که مساله خنثی است ، اضطراب و تنش فرد بالا می رود و بر شدت رفتارهای وسواسی او افزوده می شود.
در نظریه های روانکاوی نیز نظراتی در خصوص این بیماری مطرح است. از نظر روانشناختی هر چند سال را یک دوره رشدی به حساب می آورند.
فروید در نظراتش معتقد است ، وسواس اختلال ثابت شدن در یکی از مراحل رشد است ، به این معنا که فرد متوقف می شود و نمی تواند آن مرحله رشدی را با موفقیت طی کند. از سوی دیگر، بحث اختلالات بیولوژیک نیز در وسواس مطرح است.
همان طور که در سرماخوردگی ، تعادل قسمتی از بدن به هم می خورد، در بیمار وسواسی نیز عدم تعادل در مواد میانجی سلولهای مغزی (واسطه های پیام عصبی) اتفاق می افتد. دکتر عابدی به عوامل اجتماعی وسواس اشاره می کند و در پاسخ به این سوال که تبلیغاتی همچون رعایت بهداشت عمومی و... چه تاثیری بر بیماران دارد، می گوید: شروع وسواس به استرس های جامعه و محیط وابسته است که باعث افزایش اضطراب یک فرد می شوند، اما نکته مهم آن است که مواردی چون رعایت بهداشت و تبلیغ آن از طریق رسانه های گروهی ، از جمله مسائلی است که کل جامعه باید درباره آن اطلاعات داشته باشند.
وی می گوید: فرد عادی وقتی تبلیغ رعایت بهداشت برای پیشگیری از بیماری ها را می بیند یا به توصیه های کارشناسان درباره توجه به اصول بهداشتی در رستوران ها گوش می دهد، دچار وسواس نمی شود و در حد طبیعی رعایت می کند، اما کسی که ژنتیک وسواسی است ، تا آنجا پیش می رود که از خانه بیرون نمی رود، با کسی دست نمی دهد، یا غیر از غذایی که خودش درست کرده نمی خورد.

افکار وسواسی
در میان بیماران وسواسی باید به کسانی اشاره کرد که به وسواس فکری دچارند. این بیماران ، کسانی هستند که فکر وسواسی دارند و رویدادها را قطعه قطعه و مجزا از هم دسته بندی می کنند، مفاهیم را نه در اندازه واقعی خود، بلکه بزرگ یا کوچک در نظر می گیرند.
دکتر عابدی درباره این بیماران می گوید: احساس اضطراب و ترس ، هسته مرکزی وسواس را تشکیل می دهد بیمار برای این که این اضطراب را از بین ببرد، فکرهایی را برای دفاع در مقابل آنها اتخاذ می کند، فکرهایی که آزاردهنده و وقتگیر است و موجب می شود فرد در دراز مدت دچار افت و اختلال عملکرد شود.
بنا به تحقیقات انجام شده راجع به وسواس فکری ، در خصوص میزان نگرانی از آلودگی و نجاست ، شک و دودلی در تصمیم گیری و قضاوت ، نگرانی درباره نظم و ترتیب و آسیب رساندن به دیگران ، بین دو گروه زن و مرد تفاوت هایی دیده می شود.
درصد وسواس عملی و شستشو بین زنهای وسواس بیش از مردان وسواسی است و وارسی و حفظ نظم و ترتیب در میان مردان وسواسی بیش از زنان است.

چگونه برخورد کنیم؛
دکتر عابدی درباره درمان این بیماری می گوید: بحث پیشگیری از وسواس شامل شناخت زودرس و مهار آن است. عوامل ژنتیک که گریزناپذیرند و از سوی دیگر، اضطراب را نمی توان از زندگی امروزی حذف کرد.
ما ابتدا باید علایم بیماری را بشناسیم و آن را باور کنیم ، تا بتوانیم برای درمان آن اقدام کنیم ؛ اما برای درمان بیماری از دو شیوه استفاده می کنیم.
در درمان های دارویی با عوامل سرتونرژیک مداخلات مغزی را اصلاح می کنیم. امروزه داروهایی به بازار آمده که با عوارض کمتر اثرات مفیدی در درمان این بیماری دارد.
شیوه دیگر، درمان های غیردارویی است که شامل: رفتاردرمانی شناختی ، روانکاوی و خانواده درمانی و... است. درمان های غیردارویی اثرات بسیار خوبی روی فرد و خانواده دارند.
همان طور که می دانید، بیماران وسواسی در درازمدت دچار سرخوردگی ، افسردگی و انزواطلبی می شوند. ما در خانواده درمانی و گروه درمانی سعی می کنیم بیماری فرد را به عنوان یک مشکل در خانواده و گروه ببینیم و از جنبه های دیگری به آن نگاه کنیم و مانع شویم به فرد برچسب بیماری بزنند و او را رها کنند.
در این قسمت ، می گوییم فرد بیمار است و باید درمان شود، اما درمان اصلی فرد مستلزم تعامل او با افراد و جامعه است. از فرد در مقابل دیگران حمایت می کنیم ، احساس گناه را از او می گیریم و از فروپاشی خانواده جلوگیری می کنیم.
این بیماری همانند هر بیماری دیگر، زاییده علل ژنتیک و غیرژنتیک است و باید همه با بیمار همراه شوند و بهترین عملکرد را به او برگردانند؛ یعنی طوری رفتار کنند که رفتار فرد وسواسی مثبت و رو به جلو باشد.

پیامدها
بنا به آمار، حدود 30 درصد بیماران بهبود چشمگیری پیدا می کنند و حدود 30 درصد بدتر می شوند و 40 درصد بقیه با وسواس به همراه بروز علایم کمتری زندگی می کنند؛ اما اگر این بیماری سریع تشخیص داده نشود، بیماری دیگری با آن همراه می شود ممکن است فرد دیگر از طرف خانواده حمایت نشود، تحقیر شود، مورد آزار قرار گیرد و دچار افسردگی شود که مجموع این عوامل ، اضطراب را بالا می برد و باعث می شود فرد از جامعه دور شود و نیازمند درمان سخت تری باشد، در صورتی که با بهره گیری از روشهای روانپزشکی می توان زندگی بهتری را آزمود.

سمیه افشین فر
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها