بزن در رو

چرا کتاب گران است ملت؟

گفتیم که این روزها مسئولان زیادی به نمایشگاه کتاب و مردم موجود در آنجا سر می‌زنند؛ اما لزوما چنان که قبلا گفتیم، این طور نیست که همه‌شان نامزد انتخابات باشند و برای مانور تبلیغی لازم مجانی بروند، بلکه‌ ای بسا ممکن است از مسئولان غیرنامزد باشند که صرفا به جهت تماشای نمایشگاه و خرید کتب به آنجا رفته باشند. اسنادش هم موجود است.
کد خبر: ۵۶۱۲۴۶

مثل همین برادر خوبمان جناب محمدجعفر محمدزاده، معاون مطبوعاتی و امور اطلاع‌رسانی وزیر ارشاد که ظاهراً لابه‌لای تمامی کارها و گرفتاری‌های ارشادی که دارند، بالاخره فرصت کردند سری به نمایشگاه کتاب بزنند. سرزدن همان و ناراحت شدن از قیمت پشت جلد کتاب‌ها همان. طوری که به ما اطلاع دادند، ظاهراً ایشان در این بازدید فرهنگی، از گرانی کتاب گله کرده‌اند.

نوایی جدید رسید:

نوایی نهانی، نوایی نهانی

امان از گرانی، فغان از گرانی

علت گرانی من اگر ندانم

نباشد مشکلی، تو چرا ندانی؟

جناب معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد در پاسخ به این پرسش اساسی که حالا با همه این حرف‌ها، سرجمع، چند تا کتاب خریدید؟ به ضرس قاطع و خیلی شفاف گفتند: «پنج کتاب با موضوع ادبیات فارسی خریده‌ام. کتاب‌ها در نمایشگاه گران بود و نمی‌شد بیش از این خریداری کرد.»

سؤال اساسی از ملت: واقعا باید ملت شریف ایران پاسخگو باشد که چرا قیمت کتاب گران است؟ چرا کاری کرده‌اند که مسئولان عزیز ما هم نمی‌توانند راحت کتاب‌های مورد نظر خود را بخرند؟ چرا لااقل مردم به مسئولان «بن کتاب» نمی‌دهند؟... پس ملت سرش کجا بند است؟

فرمایش حسابی: چند روز پیش که پاره‌ای جراید و برخی از مسئولان ذی‌ربط راجع به کاهش مخاطبان کتاب و ریزش بازدیدکنندگان نمایشگاه حرف‌هایی زده بودند که صحت و سقمش با خودشان؛ یکی از مسئولان امور کتاب گفته بود که البته این قضیه را باید نشانگر تخصصی شدن هرچه بیشتر نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران به شمار آورد.

خصوصی‌سازی: اگر اوضاع قیمتی کتب به همین روال چهارنعله پیش برود که دارد می‌رود؛ بزودی نمایشگاه کتاب، تخصصی که هیچ، چنان فوق‌تخصصی خواهد شد که فقط از ما بهترانی که متخصص درآوردن پدر پول هستند و کل کتابخانه ملی را هم می‌توانند در توبره کنند و درسته بخرند؛ به نمایشگاه کتاب بیایند و خرید کنند. حالا یکی دو تا کتاب هم ممکن است بخرند هدیه کنند به ارشاد بنده خدا. این کارهای ثواب به جهت تحکیم روابط فیمابین و ادخال سرور خوب است. هیچ‌کس از روز مبادا خبر ندارد؛ اما این قدر هست که بالاخره گذر پوست به دباغ‌خانه و گذر کتاب به‌وزارتخانه می‌افتد.

رضا رفیع

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها