در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دلیل اول این که اساسا کار کمدی، پرزحمت است، چون روحیه شوخی و نقدپذیری بسیار دشوار به دست میآید. همچنین ما بسرعت هر رفتاری را تعمیم میدهیم، بنابراین از سوی فیلمنامهنویس، مدیر حمایتکننده، شخص تعیینکننده، حدود ممیزی و نیز کارگردان همیشه این دلهره وجود دارد که قصه و شخصیت ارائه شده بازتاب منفی داشته باشد. میماند سوژههایی محدود که فیلمسازان و نویسندگان مجبور هستند آن را تکرار کنند یا به سوژههایی بپردازند که از فضای عمومی جامعه بشدت دور باشد.
طبیعی است این روند بسیار زود به تکرار میرسد و در نتیجه استقبال مخاطب را از دست میدهد. در چنین شرایطی افراد صاحب تجربه در این عرصه ترجیح میدهند به عرصههای دیگر روی بیاورند مانند سینما یا شبکه نمایش خانگی که فضایی به نسبت آزادتر و متنوعتر را به نویسنده و کارگردان میدهد. همچنین به دلیل تعریف نشدن جایگاه دقیق آدمها در موفقیت یک اثر، بازیگران کمدی ترجیح میدهند خودشان هم فیلمنامه بنویسند و هم بازی کنند. مجموعه این فضا و شرایط به کیفیت و کمیت آثار کمدی لطمه میزند و آن را دچار آسیبهای جدی میکند.
سال 72 که شاهد درخشش کمدینها و برنامههای آنها در تلویزیون بودیم، ابتدا فضایی نسبتا آرامتر و کمتنشتر بر جامعه حاکم بود که ظرفیت شوخی کردنها را بالا میبرد و دوم این که مدیران از اینگونه آثار بیشتر حمایت میکردند. در شرایط کنونی برنامهسازان به نوآوری تمایلی نداشته و نگرانی خود را از بازتابهای منفی آثار خود با حذف سوژههای جذاب، ولی تاثیرگذار و احتمالا بازتابهای منفی برطرف میکنند؛ بنابراین به خلق شخصیتها، سوژهها یا مضامینی میپردازند که گرچه جذاب نیست و کمتر خندهدار است، اما حساسیتی را نیز برانگیخته نمیکنند. برنامههای کنونی به علت نیاز جامعه به جاری کردن لبخند در زندگی و ترویج شادی در فضای عمومی کشور، شاید از نظر تماشاگران عام مطلوب به نظر رسد، اما ضروری است این اقبال و پاسخگویی به نیاز مخاطب، با نوآوری و خلاقیت سازندگان همراه باشد.
منوچهر اکبرلو
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: